تبلیغات
به روز نامه الكترونیكی درد نیوز اولین سایت حقوق بشر و محیط زیسنت ایران خوش آمدید تاسیس 1379 درد نیوز - مطالب هفته چهارم آبان 1397

دنیای وارونه-عجب رسمیه رسم زمونه

فروش ویلا در آستارا درکنار ساحل دریا ورودخانه

تاریخ:سه شنبه 29 آبان 1397-01:21 ب.ظ

فروش خانه دو طبقه ویلایی واقع در روبروی جاده مجتمع ساحلی  طرح صدف سیبلی آستارا  استان گیلان 
خانه ویلایی با زمین 250مترمربع حصار بتونی و باغچه با دو طبقه خانه ویلایی با  آب و برق و گاز و تلفن مستقل با سند مالکیت با قیمت قطعی و نهایی  دویست میلیون تومان (بدون چونه) بفروش می رسد. نزدیک مجتمع ساحل صدف سیبلی و جوار رودخانه کانرود 
09112850112




ژ"
نظرات() 

نیمه پنهان مناطق آزاد تجاری - صنعتی؛ تغییرکاربری در منطقه آزاد انزلی؛ مرثیه‌ای برای اراضی کشاورزی

تاریخ:سه شنبه 29 آبان 1397-01:21 ب.ظ

موضوع مهم حفظ، نگهداری و حراست از کاربری اراضی کشاورزی و باغی از جمله موارد مهم در سیاست های کلان حوزه کشاورزی قلمداد می شود. بحران آب و مباحث مرتبط با آن باعث گردیده تا سیاست محدود سازی کشت برنج در استان های شمالی مد نظر قرار بگیرد و به منظور تقویت بنیه تولیدی در حوزه کشاورزی مقررات سخت گیرانه تری نسبت به تغییر کاربری اراضی زراعی و باغی تدوین یابد. هرچند که اگر به قوانین مرتبط با امر حفظ اراضی کشاورزی نگریسته شود، قانون حفظ اراضی زراعی و باغی مصوب ۱۳۷۴ نمونه ای از یک قانون بازدارنده در زمینه جلوگیری از تغییر کاربری اراضی کشاورزی محسوب می شود که در مفاد آن تغییر کاربری غیر مجاز، صدور مجوزها بدون طی مراحل قانونی و… جرم انگاری شده است. اما یکی از منابع مهم و اصلی در بحث مبارزه با تغییر کاربری های غیر مجاز سخنان مقام معظم رهبری در این خصوص است.

 

به گزارش رویداد گیلان ، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در شانزدهمین روز از ماه مبارک رمضان سال ۱۳۹۳ در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیات دولت با ابراز نگرانی از تبدیل و تغییر کاربری زمینهای کشاورزی فرمودند:

“نابودی زمینهای کشاورزی یک خسارت غیر قابل جبران است و باید وزارت جهاد کشاورزی و سازمان حفاظت از محیط زیست بطور جدی با این پدیده برخورد کنند.”
اما مساله اساسی، چگونگی برخورد با متخلفان و نحوه تحقق فرمایشات مقام معظم رهبری است که اساساً اطلاق عام داشته و استثناء آور نیست.

 

تغییرکاربری در منطقه آزاد انزلی؛ مرثیه‌ای برای اراضی کشاورزی

اراضی کشاورزی در استان های شمالی از جمله اراضی مرغوب برای کشت برنج محسوب می گردد. قرار گرفتن سازمان منطقه آزاد تجاری- صنعتی انزلی در محدوده شمالی این استان باعث گردید تا تغییر چشم انداز اراضی کشاورزی منطقه در طول بیش از یک دهه کلید بخورد و علیرغم صراحت قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغی مصوب ۱۳۷۴ و اصلاحات ۱۳۸۵ تغییر کاربری اراضی زراعی در این منطقه بدون توجه به مفاد این قانون و با محدود سازی دست سازمان جهاد کشاورزی و کمیسیون مربوطه تبصره ۱ ماده ۱ قانون مذکور انجام شود.
در ماده ۱ این قانون، تغییر کاربری جزء در موارد ضروری را در راستای حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها و تداوم بهره وری از تاریخ تصویب این قانون در خارج از محدوده قانونی شهرها و شهرکها ممنوع ساخته است. اما برای موارد ضروری تبصره ۱ این ماده کمیسیونی مرکب از رئیس سازمان جهاد کشاورزی، مدیر امور اراضی، رئیس سازمان مسکن و شهرسازی، مدیرکل حفاظت محیط زیست و یک نفر نماینده استاندار به ریاست سازمان جهاد کشاورزی تشکیل شده است.
با توجه به وظیفه حاکمیتی این کمیسیون که قائم بر مقامات مذکور در این نص تصریح یافته لذا بدون وجود قانون صریح و شفاف قانونی نمی توان این اختیارات را به شخص یا مقام دیگری واگذار کرد و اصولاً این واسپاری نیز موکول به اصلاح قانون است.
تبصره ۱ ماده ۳ این قانون سازمان ها و موسسات و شرکت های دولتی و شهرداریها و نهادهای عمومی و شرکتها و موسسات دولتی که شمول قانون نسبت به آنها مستلزم ذکر نام است را مشمول مقررات این قانون دانسته است بنابراین بر فرض مثال اگر چنانچه مقرره مساعدی در قانون چگونگی اداره مناطق آزاد تجاری- صنعتی جمهوری اسلامی مصوب ۱۳۷۲ در خصوص امکان تغییر کاربری اراضی کشاورزی و باغی نیز وجود داشت با توجه به این تبصره تخصیص می خورد این در حالی است که بر اساس ماده ۱۵ قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغی کلیه قوانین مغایر قبلی لغو شده است بنابراین چنانچه اراضی کشاورزی و باغی متعلق به سازمان های مناطق آزاد نیز باشد از آنجائیکه بر اساس ماده ۵ قانون چگونگی اداره مناطق آزاد بعنوان شرکت دولتی تلقی شده اند، مشمول احکام قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغی خواهد بود. لذا محرز است که اولاً اختیارات مربوط به جهاد کشاورزی در تغییر کاربری زمین ها موضوع قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغی قابل واگذاری نمی باشد و ثانیاً سازمان مناطق آزاد مشمول این قانون می شود.
با این مقدمه نگاهی به چشم انداز تغییر کاربری های زمین های کشاورزی صورت پذیرفته در محدوده منطقه آزاد انزلی خود می تواند تامل بر انگیز باشد. تطبیق نقشه های گوگل در بیش از ده سال گذشته و جانمایی محدوده های طرح های هادی در آن که در قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغی از شمول این قانون مستثنی شده (که در طول برنامه پنجم توسعه می بایست بر اساس بند ف ماده ۱۹۴ این قانون و پس از آن بر اساس بند ۵ ماده ۲۶ قانون برنامه ششم توسط کمیسیون مربوط به بنیاد مسکن انقلاب اسلامی تغییر کاربری صورت پذیرد)، نشان می دهد، مساحت قابل توجهی از اراضی زراعی و باغی خارج از محدوده به کاربری مسکونی و تجاری تغییر یافته و به نظر می رسد این تغییر کاربری ها نیز از سوی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به سازمان منطقه آزاد انزلی واگذار شده باشد! که این موضوع نیز در خور تامل است. در نتیجه سازمان منطقه آزاد انزلی با تحت اختیار گرفتن کنترل تغییر کاربری اراضی در محدوده تعیینی، به استناد ماده ۸ آیین نامه نحوه استفاده از زمین و منابع ملی در مناطق آزاد تجاری-صنعتی مجوزهای تغییر کاربری صادر می نماید این در حالی است که مستفاد از ماده ۲ این آیین نامه و صراحت عنوان در ماده ۸ اصلاحی(۱۳۹۶) موارد پیش بینی شده در این آیین نامه صرفاً اراضی در مالکیت و یا در اختیار دولت می باشد که سازمان منطقه آزاد انزلی راساً نسبت به تغییر کاربری اراضی زراعی و باغی اقدام و آنها را برخلاف قانون به سایر کاربری ها تغییر داده است و درآمدهای حاصله را که بر اساس احکام قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغی (در صورت تغییر کاربری مجاز) می بایست به حساب خزانه کل کشور و دهیاری ها واریز گردد، به حساب درآمد های خود انتقال داده است. در سال ۱۳۹۶ نیز با اصلاح این آیین نامه، توسط هیاتی مشابه تبصره ۱ ماده ۱ اما با ریاست سازمان منطقه آزاد این اقدامات ادامه یافت که مشروح آن در مقاله: “زمین شویی در مناطق آزاد با پشتوانه مقررات صورت می گیرد” در این سایت منتشر شد. مغایرت ادعای مدعیان واسپاری و تفویض اختیارات سازمان جهاد کشاورزی در موضوع قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغی اینگونه مشخص می شود که چگونه سازمانی که اختیارات خود را واگذار کرده اما در کمیسیون مصرح در ماده ۸ این آیین نامه به عنوان عضو مدعو دعوت می گردد؟

 

تغییرکاربری در منطقه آزاد انزلی؛ مرثیه‌ای برای اراضی کشاورزی

تغییرکاربری در منطقه آزاد انزلی؛ مرثیه‌ای برای اراضی کشاورزی
برشی تصویری از تطبیق ساخت و سازها در محدوده کمتر از ۷ سال(۲۰۱۱ تا ۲۰۱۸)(بخشی از محدوده منطقه آزاد انزلی)

 

انطباق زمانی مناطق مختلف در منطقه آزاد انزلی، نشان دهنده تغییر کاربری اراضی زراعی و باغی عمدتاً به مسکونی است که بعضاً در داخل طرح های هادی مصوب صورت پذیرفته شده و نیز مابقی خارج از محدوده محسوب می شوند.
نکته جالب توجه در این مقوله همکاری اداره ثبت اسناد و املاک مغایر با مفاد تبصره ۳ ماده ۱ قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغی می باشد. این ماده عنوان داشته است:
“ادارات ثبت اسناد و املاک و دفاتر رسمی و سایر هیاتها و مراجع مربوط مکلفند در موارد تفکیک، افراز و تقسیم اراضی زراعی و باغها و تغییر کاربری آنها در خارج از محدوده قانونی شهرها و شهرکها از سازمانهای جهاد کشاورزی وزرات جهاد کشاورزی استعلام نموده و نظر وزارت مذکور را اعمال نمایند.”
این در حالی است که بسیاری مضامین مندرج در این مقرره قانونی توسط سازمان جهاد کشاورزی در خصوص اراضی مربوطه در محدوده منطقه آزاد انزلی گواهی نشده است و معلوم نیست بر چه معیار و منطق قانونی، برخی از افراد با تغییر کاربری غیر از کمیسیون تبصره ۱ ماده ۱ موفق به دریافت سند رسمی و نیز انشعابات از دستگاه های متولی شدند؟! این در حالی است که تبصره ۲ ماده ۴ این قانون عنوان کرده است:
“تبصره ۲ – هریک از کارکنان دولت و شهرداریها و نهادها که در اجرای این قانون به تشخیص دادگاه صالحه تخطی نموده‌باشند ضمن ابطال مجوز صادره به جزای نقدی از یک تا سه برابر بهای اراضی زراعی و باغها به قیمت روز زمین با کاربری جدید که مورد نظر متخلف بوده‌است و در صورت تکرار علاوه بر جریمه مذکور به انفصال دائم از خدمات دولتی و شهرداریها محکوم خواهندشد. سردفتران متخلف نیز به شش ماه تا دو سال تعلیق از خدمت و در صورت تکرار به شش ماه حبس و محرومیت از سردفتری محکوم می‌شوند.”
از سوی دیگر یک مورد محاسباتی نیز در این میان وجود خواهد داشت که پای دیوان محاسبات را نیز از حیث عدم واریز درآمدها به میان خواهد کشید. ماده ۲ قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغی، درآمدهای پیش بینی شده در احکام این قانون را تکلیف به واریز به حساب خزانه کل نموده است و در ماده ۴، دولت مکلف گردیده از محل درآمدهای موضوع این قانون سالانه ۸۰%، بعنوان اعتبار به وزارت جهاد کشاورزی اختصاص دهد و ۲۰% باقی مانده را نیز برای وزارت راه و شهرسازی در نظر گیرد. حال، کاهش درآمد موضوع این قانون و واریز جرایم به حساب درآمد سازمان منطقه آزاد بر چه معیاری قابل چشم پوشی و بی توجهی است، خود محل بحث و بررسی است و اگر سازمان منطقه آزاد معتقد است که بر اساس احکام این قانون جرایم را دریافت نمی دارد دقیقاً مستند قانونی دریافت جرایم و یا عوارض تغییر کاربری اراضی زراعی و باغی چیست؟ زیرا بر اساس قوانین جاری کشور حکم به دریافت عوارض و جرایم می بایست منبعث از قانون باشد.
از سوی دیگر فارغ از امور ماهیتی عنوان شده دستورالعمل ها و بخشنامه های هیات وزیران نیز در این رابطه قابل توجه است. هیات وزیران طی تصویبنامه شماره ۷۲۵۰۰/ت۵۰۸۷۶هـ مورخ ۱۴/۶/۱۳۹۶ مقررات سختگیرانه ای را به منظور جلوگیری از تغییر کاربری اراضی زراعی و باغی تصویب نمود در ماده ۲ این تصویبنامه آمده است:
“وزارتخانه های جهاد کشاورزی، راه و شهرسازی و کشور و سازمان حفاظت محیط زیست مکلفند کلیه ظرفیت ها و احکام مندرج در قوانین و مقررات برای جلوگیری و از تخریب و تغییر کاربری اراضی کشاورزی و تخریب محیط زیست واقع در محدوده، حریم و خارج از حریم شهرهای استان های شمالی کشور(گیلان، مازندران و گلستان) را به کار گرفته و وظایف خود در این زمینه را اعمال نمایند. دستگاه های یاد شده مکلفند تخلف از اجرای این بند و قوانین و مقررات مربوط توسط کارکنان خود و دیگر اشخاص را به مراجع صالح از جمله هیات های رسیدگی به تخلفات اداری(حسب مورد) اعلام و گزارش نمایند….”
همچنین در احکام این مقررات، توجه به حکم قلع بنا برای مستحدثات غیر مجاز در اراضی زراعی و باغی به اعضای کمیسیون های تبصره ۲ بند ۳ ماده ۹۹ و ماده ۱۰۰ قانون شهرداری ها متذکر شده است. حال با وجود در این تصویبنامه نیز اثری از دستگاه های اجرایی که مسئولیت در این خصوص دارند، دیده نمی شود و عملاً منطقه آزاد تجاری- صنعتی انزلی به طور نانوشته، مستثنی از این مقررات تلقی شده است.

 

تغییرکاربری در منطقه آزاد انزلی؛ مرثیه‌ای برای اراضی کشاورزی

تغییرکاربری در منطقه آزاد انزلی؛ مرثیه‌ای برای اراضی کشاورزی

با وجود قوانین مساعد در حفظ کاربری اراضی زراعی و باغی و مقررات عمومی مصوب هیات وزیران یکی دیگر از مفاد قابل توجه در حفظ اراضی زراعی و باغی در منطقه آزاد انزلی، تصویبنامه تعیین محدوده این منطقه است. بر اساس بند ۳ تصویبنامه هیات وزیران در خصوص اصلاح محدوده منطقه آزاد انزلی ابلاغی ۲۴/۳/۱۳۹۶؛ سازمان منطقه آزاد انزلی موظف به رعایت الزامات زیست محیطی و حفظ کاربری اراضی کشاورزی به ویژه اراضی شالیکاری در محدوده منطقه یاد شده می باشد. همانطور که در این بند نیز مصرح است رعایت الزامات زیست محیطی و حفظ کاربری اراضی کشاورزی به ویژه اراضی شالیکاری از تاکیدات مصرح برای همین منطقه، علاوه بر سایر قوانین و مقررات دیگر می باشد که نشان دهنده جایگاه امور زیست محیطی و نیز اراضی کشاورزی می باشد. اما تحرکات در راستای تغییر کاربری اراضی زراعی و باغی در این محدوده، خود گویای مطالب دیگری است و ساخت و سازهای مجتمع های مسکونی و ویلایی، تفکیک ها، افراز ها و ثبت ها و آگهی های فروش ویلا و زمین که روندی رو به ازدیاد دارد، عمداً یا سهواً مورد بی توجهی سازمان های متولی قرار می گیرد.
علاوه بر مباحث مطروحه تکالیف مندرج در بخشنامه رئیس قوه قضائیه به مراجع قضایی و سازمان بازرسی در خصوص اهمیت و ضرورت صیانت از محیط زیست، خصوصاً جنگلها، مراتع، منابع آبی و جلوگیری از تعدی و تخریب منابع طبیعی و تغییر کاربری بی رویه اراضی کشاورزی مستند جالبی در طرح سوال از مراجع یاد شده در موضوع مورد بحث است. چهار بند این بخشنامه به این شرح اصدار یافته است:
“در پی بیانات مهم مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در اهمیت و ضرورت صیانت از محیط زیست، خصوصاً جنگلها، مراتع، منابع آبی و جلوگیری از تعدی و تخریب منابع طبیعی و تغییر کاربری بی رویه اراضی کشاورزی و لزوم جدیت و هماهنگی کلیه مسئولین کشور در حفظ و سلامت محیط زیست و با توجه به وظایف ذاتی دستگاه قضایی، مراجع قضایی سراسر کشور مکلفند:
۱- ضمن رسیدگی سریع و قاطع به پرونده های ارجاعی، با جدیت بیشتری نسبت به برخورد با متخلفین از قانون، خصوصاً افراد ذی نفوذ اقدام نموده و نباید هیچگونه کوتاهی و اغماضی در این رابطه صورت پذیرد.
۲-دادستان های سراسر کشور حسب وظیفه ذاتی مکلفند در صورت عدم شکایت دستگاه های اجرایی در موارد وقوع جرم در زمینه اموال عمومی نسبت به تعقیب متهمین اقدام قانونی به عمل آورند.
۳- رؤسای کل دادگستری استانها مسئولیت نظارت بر اجرای این بخشنامه را عهده دار بوده و موظفند نتیجه اقدامات به عمل آمده را به صورت مرتب به حوزه ریاست قوه قضاییه گزارش نمایند.
۴-سازمان بازرسی کل کشور مکلف است با توجه به وظیفه سازمانی و با استفاده از ظرفیت وسیع قانونی، نظارت بر عملکرد مسئولین مربوطه را بیش از گذشته پیگیری و نتیجه را مستمراً به حوزه ریاست منعکس نماید.
بدیهی است دستگاه های اجرایی ذی ربط حسب وظیفه ذاتی لازم است علاوه بر نظارت بر واحدهای تحت امر، موارد جرم را به مراجع قضایی منعکس نمایند.”

 

تغییرکاربری در منطقه آزاد انزلی؛ مرثیه‌ای برای اراضی کشاورزی

حال علیرغم تاکیدات موکد مقام معظم رهبری، صراحت های قانونی و مقرراتی و نیز تاکیدات رئیس قوه قضائیه در رابطه با تغییر کاربری اراضی زراعی و باغی، چرا تا کنون دستگاه قضایی به ویژه سازمان بازرسی به این گونه از موضوعات ورود جدی نداشته و استمرار تغییر کاربری ها که منجر به تغییر چشم انداز منطقه می گردد، مغفول واقع شده است.
مجموعه دلایل و مستندات بیان شده در این یادداشت به مغفول ماندن موضوع تغییر کاربری ها در محدوده منطقه آزاد انزلی اشاره دارد و اینکه چگونه در یک فرایند زمانی حدود ۱۰ سال کاربری اراضی کشاورزی و باغی بدون طی مراحل مصرح قانونی به تجاری و گردشگری و مسکونی و… تغییر پیدا نمود و در این میان در کمال تعجب بعضاً دستگاه های مسئول خود نقش تسهیل گر را ایفا نموده و به جای اعمال صلاحیت نظارتی قانونی خود، همسو با این تغییر کاربری ها گام برداشتند تا اراضی زراعی و باغی که درجه آن نیز در استان گیلان، عموماً یک و دو می باشد به کاربری های غیر تغییر نماید و حقوق عمومی در این میان خدشه دار شود.




ژ"
نظرات() 

درباره وقت‌کشی اروپا برای راه‌اندازی و میزبانی SPV صد رحمت به جیبوتی/ واقعا از لوکزامبورگ چه انتظاری داریم؟!

تاریخ:سه شنبه 29 آبان 1397-01:20 ب.ظ

در حالی چند ماه پس از خروج آمریکا از برجام و اعلام حسن روحانی برای ادامه برجام با اروپایی ها بدون مزاحم! – رئیس جمهور در آن مقطع آمریکا مزاحم اصلی برجام نامید-  به ۶ ماه مذاکرات در چارچوب «برجام اروپایی» منتهی شده که معاون وزیر امور خارجه گفته است اروپا حتی از ثبت و اعلام SPV (سازوکار ویژه مالی) هم ناتوان است. این در حالیست که به گفته عباس عراقچی ۶ ماه فرصت کمی نیست که اروپایی ها نتوانند راه‌حل عملی پیدا کنند و به همین دلیل برای این کوتاهی زیرکانه چیزی جز وقت کشی عمدی نمی توان نامی گذاشت. این در حالی بود که مقامات دولتی اوایل لگد زدن ترامپ به میز برجام از گفتگوی چند هفته‌ای مذاکراه با اروپا برای گرفتن نتیجه فوری برای بدست آوردن منافع افتصادی برجام سخن گفته بودند. اما این در حالیست که تاکنون نیز فرصت های سنگینی برای بهبود وضعیت ایران در مواجه با تحریم های آمریکا با وقت کشی های زیرکانه اروپایی‌ها از دست رفته است. تلخ تر اینکه موگرینی در آخرین موضع‌گیری خود حتی از پاسخ به زمانبندی راه‌اندازی سازوکار مالی ویژه برجام خودداری کرده و گفته است: من نمی‌توانم تاریخ دقیقی را اعلام کنم.

اما در اینباره دو نکته کوتاه ولی مهم ذیل را بخوانید:

الف: سه کشور بزرگ اروپایی که خود در برجام هستند و در ظاهر هم می گویند برجام را می‌خواهیم حفظ کنیم و اگر کنار هم بیاستند می توان تاحدی ترامپ وادار به عقب‌نشینی هم بکنند و سه غول اقتصادی اروپا نیز محسوب می شوند؛ بنابراین با همه این فضایل! وقتی از پذیرش میزبانی «دفتر کانال مبادلات مالی» (SPV) ، پرهیز می‌کنند از کشور کوچک و بی نام و نشان لوکزامبورگ – چند برابر کوچکتر از جیبوتی-  واقعا چه انتظاری داریم؟! فرض که این کشور ذره بینی اروپایی و تنها با جمعیتی ۶۰۰ هزار نفری هم پذیرفت که میزبان دفتر کانال مبادلات مالی بشود، ولی محتمل مقامات این کشور با اولین فشار آمریکا کانال مالی ایران و اروپا یک جا در اسید ذوب خواهند کرد! بماند که خبرگزاری رویترر گفته لوکزامبورگ مدت‌ها قبل از اتریش و بلژیک در برابر پیشنهاد میزبانی SPV گفته ما اینکاره نیستیم.

ب: اروپایی ها وقت کشی می‌کنند و اصلا مثل عراقچی بپذیریم ناتوان هستند. خب بعدش؟! ما در شرایط بازگشت تحریم‌ها و بالاترین جنگ اقتصادی ممکن چقدر فرصت داریم؟! آیا عاقالانه است که کسی در شرایط جنگی حتی یک دقیقه را هم از دست بدهد؟ تازه این را در کنار این موضوع بگذاریید که دیپلمات‌ها به رویترز گفته‌اند که این ساز و کار نیز به خودی خود همه جوانب تجارت ایران و اروپا را حفظ نخواهد ساخت و ابتدا بیشتر جنبه سمبولیک خواهد داشت تا عملی. خب این همه وقت کشی از طرف آنها را چه باید کرد؟ غیر از این است که باید ما وقت شان را بکشیم – یعنی دیگر وقت بهشان ندیم!- چگونه باید وقت آنها را کشت؟ راه حل این مساله چندان سخت نیست. تعیین آخرین ضرب الاجل ایران با اقتدار برای بازگشت به دوران قبل از برجام! ضرب الاجلی که اما و اگر نداشته باشد بلکه روز و ساعت داشته باشد.






ژ"
نظرات() 

نگاه انحرافی احمدی‌نژاد و مشایی درباره انسان چگونه است؟

تاریخ:سه شنبه 29 آبان 1397-01:19 ب.ظ

همواره یکی از مهمترین مدعاهای حلقه انحرافی شکل گرفته در دولت‌های دهم این بوده که انحراف یک برچسب است که مخالفین سیاسی آقای احمدی‌نژاد برای از میدان به در کردن وی و متفرق کردن هوادارانش ساخته‌اند و اساساً انحرافی در افکار و عقاید این حلقه وجود نداشته و این حلقه بهترین منادیان و معتقدان اسلام ناب، مکتب امام خمینی (ره) و گفتمان اتقلاب اسلامی بوده و هستند.

به تازگی کتابی به نام «روایت انحراف» توسط پژوهشگران «اندیشکده ولاء» و درباره عقاید و افکار حلقه موسوم به «حلقه انحرافی» تألیف شده است. در این کتاب که به زودی به زیور طبع آراسته و روانه بازار نشر خواهد شد، تلاش گردیده تا فراتر از تحلیل‌های سیاسی راجع به حلقه آقای احمدی نژاد و دوستانش، به بررسی افکار و عقاید وی و این حلقه پرداخته شود.

**********
اسفندیار رحیم‌مشایی، از منطقی می‌گوید که آینده را تصاحب خواهد کرد. منطقی که از دید او از ترکیب سه عنصر خدا، انسان و جهان، آینده را خواهد ساخت: «هر منطقی که بتواند در آینده‌ای نزدیک، ادبیاتی داشته باشد که سه عنصر انسان، خدا و جهان را بر اساس مناسبات صحیح، ترکیب کند، آینده از آن اوست.»

در تفکر مشایی، انسان نه تنها در مرکز عالم قرار داشته و در جای خدا نشسته است، بلکه شایسته تعظیم بوده و تعظیم خدا در تعظیم انسان مصداق پیدا می‌کند. وی در این باره سخنان متعدد زیادی گفته است: «اگر کسی دنبال تعظیم خدا است، باید دنبال تعظیم انسان باشد.»

«تعظیم پرچم، تعظیم نعمت‌های الهی و تعظیم انسان است که در واقع، برای خدا تعظیم کرده‌ایم.»

«انسان، محور عالم است و انسان است که فضیلت‌ها را می‌شناسد و اگر می‌خواهیم خداوند را تجلیل کنیم باید انسان را تجلیل کنیم.»

حلقه انحراف معتقد است که اساساً این انسان است که به هستی معنا می‌دهد و هستی، طفیلی وجود انسان است و بدون انسان، هیچ معنا و مفهومی ندارد. در نظر این حلقه، انسان همه عالم است و آفرینش بدون انسان معنایی ندارد؛ حتی خدا هم برای شناخته شدن خود محتاج انسان بوده و می‌بایست انسان را می‌آفرید. محمود احمدی‌نژاد در این‌باره می‌گوید: «انسان بالاترین موجود عالم هستی و بالاترین مخلوقی است که همه عالم برای او خلق شده و اگر انسان را از مجموعه عالم خلقت کنار بگذاریم، دیگر همه عالم، بی معنا و عبث خواهد بود.»

«اگر انسان نباشد راهی برای شناخت خدا در عالم وجود ندارد.»

«خداوند انسان را آفرید تا به واسطه خلق او به همه ملائک و موجودات عالم فخر کند. اگر انسان نبود جایی برای تجلی صفات خدا و شناخت خدا وجود نداشت.»
«انسان همه عالم است و اگر انسان نبود هیچ ظرفی برای بروز عدالت و زیبایی‌ها وجود نداشت، جایی نبود که خدا در آن معرفی شود. پس همه عالم عبارت از انسان، شناخت خدا و در گرو آن شناخت انسانیت است. به طوری که همه مصلحان عمر، توان و جان خود را بر سر صیانت از انسان و انسانیت گذاشتند.»

اسفندیار رحیم‌مشایی نیز در این‌باره می‌گوید: «اگر کسی قدر آسمان را بشناسد باید قدر انسان را بشناسد، اگر قدر انسان شناخته نشود، قدر خداوند شناخته نخواهد شد. اگر می‌خواهید خدا را معرفی کنید، انسان را معرفی کنید. چرا که راه دیگری برای معرفی خدا وجود ندارد.»

اکبر جباری، چهره تئوریک ولی حاشیه‌ای این حلقه نیز معتقد است که انسان، یگانه سوژه هستی است که به همه عالم، معنا می‌بخشد: «انسان به عنوان یگانه سوژهٔ هستی، به همهٔ عالم، هستی می‌بخشد؛ تمام ماسوای او ابژه‌ای خواهند بود که معنای خودشان را از این یگانه سوژه می‌گیرند.»

با این نگاه انحرافی در ساحت وجود و هستی، تنها سوژه هستی (فاعل شناسا) در هستی، انسان است و تمام آن‌چه خارج از انسان قرار دارد، ابژه‌هایی هستند که معنای خود را از انسان می‌گیرند. این سخن به وضوح یادآور بحث «خدا؛ موجودی ساخته ذهن انسان» در نزد حلقه انحراف است که پیش‌تر به آن اشاره گردید. آن‌جا که مشایی گفته بود به عدد انسان‌ها خدا وجود دارد و جباری با تأسی از فیلسوف ملحدی چون «فویرباخ»، خدا را مفهومی تلقی کرده بود که ذهن انسان، آن را ساخته است. به عبارت دقیق‌تر از نگاه این حلقه انحرافی، انسان که یگانه سوژه هستی است و به همه عالم معنا می‌بخشد، به خدا نیز معنا بخشیده و خدا محصول ذهن و تخیل انسان‌هاست!

این در حالی است که انسان، خود مخلوق است و این خالق است که به همه عالم معنا می‌دهد. نظام خلقت، نظامی است احسن و حکیمانه که براساس لطف و رحمانیت الهی خلق شده است. هستی، ویژگی‌ها، اساس حرکت و بود و نبودِ نظام خلقت از «الله» است، نه از انسان یا هر مخلوقِ دیگری.

آموزه‌های اومانیستی حلقه انحراف در این انگاره که «انسان یگانه سوژه هستی بوده و به ماسوای خود معنا می‌بخشد.» متوقف نمانده و به گزاره‌های عجیب‌تری چون «همه چیز از انسان است و خارج از انسان، چیزی وجود ندارد» می‌رسد. در این باره احمدی‌نژاد می‌گوید: «به نظرم همواره باید از انسان شروع کنیم. نقطه شروع خود انسان است. اصلاً همه چیز از انسان است. مربوط به انسان است. خارج از انسان چیزی وجود ندارد.»

وی در جای دیگری می‌گوید که اگر انسان را حذف کنیم چیزی از عالم مخلوقات باقی نمی‌ماند: «اگر انسان را از هستی برداریم، چیزی از عالم مخلوقات باقی نمی‌ماند.»

البته این حلقه به این جایگاه برای انسان و این حد از اومانیسم هم اکتفا نکرده و معتقد هستند که نه تنها با حذف انسان، عالم مخلوقات حذف می‌شود، بلکه با حذف انسان، خدا نیز حذف خواهد شد: «انسان اهمیتش به همین علم است. اگر علم را برداریم، انسان حذف می‌شود. انسان را که حذف کنیم، دیگر نیازی به حذف خدا نیست، زیرا خدا دیگر خودش حذف شده است.»

در این نگاه بعد از حذف انسان، نیازی به حذف خدا نیست، بلکه گویا انسان همان خداست که با حذفش به صورت منطقی خدا نیز حذف می‌شود!

ظهور اسماء
اسفندیار رحیم‌مشایی و محمود احمدی‌نژاد معتقد هستند که به دلیل ظهور اسماء الهی در انسان، انسان تجلی آیینه و ظرفِ معرفی و ظهور خدا و جانشین خدا در عالم شده است. از نظر احمدی‌نژاد و مشایی، ظرفیت انسان، ظرفیت خدا است و انسان برای خدا شدن آفریده شده است. آنان در اینباره به کرات سخن گفته‌اند و بر آن تأکید نموده‌اند: «تجلیل انسان یعنی تکریم و تجلیل خداوند. اگر بخواهیم علم خدا را ببینیم باید علم انسان را ببینیم و اگر بخواهیم جمال الهی را زیارت کنیم باید جمال انسان را زیارت کنیم. عظمت خداوند در انسان متجلی شده است.»

«انسان جلوه خداست. تجلی اسماء و صفات اوست. خداوند وقتی انسان را خلق کرد و آن مباحثه معروف با ملائک پیش آمد و فرمان سجده به انسان را داد، این سئوال مطرح شد که مگر به غیر خدا می‌توان سجده کرد. آیا جز این بود که انسان جلوه‌ای از خود خداوند بود که او فرمان داد بر آن سجده شود؟»

«انسان جانشین خداست، یعنی باید علمش علم خدا، فهمش فهم خدا، فضلش فضل خدا و ظرفیتش ظرفیت خدا بشود! باید به آسمان برسد و به خدا وصل بشود.»
«انسان جانشین خداست. یعنی همه اسماء الهی می‌تواند در وجود انسان متجلی شود. خدا عالِم به همه آسمان‌ها و زمین است و انسان هم می‌تواند.»

محمود احمدی‌نژاد حتی معتقد است که انسان می‌تواند همه اسماء الهی را به ظهور و تجلی برساند و از این رو به خدا شباهت کامل دارد! و بخش یا تمام اختیارات خدای متعال را نیز دارا است: «جانشین یعنی اولاً با اصل شباهت دارد و در ثانی دارای بخش یا تمام اختیارات اصل است. یعنی انسان می‌تواند و باید به جایی برسد که جز بر خالق خود همه اسماء الهی را به ظهور و تجلی برساند.»

«همه این عالم خلق شده است برای انسان و انسان مهم‌ترین موجود این عالم است. شریف‌ترین موجود این عالم است. جایگاهی که خداوند متعال برای انسان‌ها در نظر گرفته است بالاترین و رفیع‌ترین جایگاه است. کنار خدا، جوار خدا، خدایی شدن، جلوهٔ خدا شدن، خدایی زندگی کردن. این همان شأن انسان‌هاست. همه انسان‌ها می‌توانند به مرزهای جایگاه پیامبران و صالحان برسند. همه انسان‌ها (می‌توانند)»

از نظر این حلقه با توجه به جایگاه انسان که می‌تواند خدا شود و بخش یا تمام اختیارات خدا را نیز دارا است، این توانایی و شایستگی را دارد که عالم را مسخّر خود گرداند: «انسان خلیفهالله است و با اتکا به قدرت خدادادی این توانایی و شایستگی را دارد که علاوه بر نیروها، استعدادهای عالم را مسخّر خود گرداند.»

بسیاری از علمای بزرگ اسلام معتقدند که خداوند متعال، حقیقت اسماء الهی را به حضرت آدم علیه‌السلام آموخت نه به انسان به صورت عام. درحالی که مشایی و احمدی‌نژاد مدعی ظهور اسماء الهی در انسان‌ها به صورت عام هستند!

در آیات آفرینش مورد اشاره، شخص حضرت آدم علیه السلام محور است و اشاره‌ای به عموم انسان‌ها نشده است. در واقع آیات، ظهوری در خلقت همه انسان‌ها یا نوع انسان به عنوان خلیفهالله ندارند. از سوی دیگر اگر همه انسان‌ها مظهر اسماء الهی و در جایگاه تعظیم و سجود فرشتگان بودند و توانایی رسیدن به مقام خلافت الهی را داشتند، خداوند متعال در قرآن کریم آیه‌های بسیاری در سرزنش انسان و حتی غالب انسانها نازل نمی‌فرمودند. در روایات نیز، احادیث متواتر یا قطعی که اثبات کننده نگرش مشایی باشد، نه تنها وجود ندارد، بلکه از ائمه معصومین علیهم السلام احادیث قطعی در درست است که خلیفه الهی را محدود در انبیا و اهل بیت علیهم السلام می‌دانند.

همچنین در صورتی که همه انسان‌ها، شرایط رسیدن به جایگاه خلافت الهی و جانشینی خدا بر روی زمین را داشتند، بایستی بر روی زمین در یک زمان واحد همه انسان‌ها (یا تعداد بسیاری زیادی از انسان‌ها) به جایگاه جانشینی برسند، حال آن‌که چنین فرضی محال است.

جانشینی انسان در زمین هم، نه به دلیل قصور، غیبت یا نقص خداوند است که ذات حضرت حق، مطلق و عاری از هرگونه نقص است، بلکه به دلیل نقص عمومی انسان‌هاست. همچنین انسان به صورت عام نمی‌تواند بلاواسطه از حضرت حق، فیض، علوم و معارف و احکام الهی را دریافت کند، که اگر چنین نبود و انسان به صورت عام می‌توانست چنین دریافتی داشته باشد اساساً جانشینی خدا بر زمین معنایی نداشت.

همچنین اگر این ادعا مطرح شود که انسان جانشین خداوند شده است تا به کمال برسد، بایستی پرسید چگونه موجودی پر از نقص و خالی از دریافت الهی می‌تواند جانشین خدا شود تا در ادامه مسیرش به کمال برسد؟ بنابراین جایگاه جانشینی و خلافت الهی و ظهور اسماء الهی جز در انسان کامل که همان امام معصوم علیه‌السلام است، نمی‌تواند باشد.

از این رو نگرش عناصر شاخص حلقه انحراف در عمومیت‌انگاری از جانشینی خدا برای همه انسان‌ها، از آموزه‌های مکتب اهل بیت علیهم السلام انحراف داشته و «ولایت خاصه» که یک امر اختصاصی به حضرات معصومین علیهم السلام است را عمومیت بخشیده و همگانی می‌کند.





ژ"
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo