تبلیغات
به روز نامه الكترونیكی درد نیوز اولین سایت حقوق بشر و محیط زیسنت ایران خوش آمدید تاسیس 1379 درد نیوز - مطالب هفته اول آذر 1396

دنیای وارونه-عجب رسمیه رسم زمونه

درد دل و نامه یك نویسنده و محقق و روز نامه نگار و فعال حقوق بشر به رهبر انقلاب

تاریخ:دوشنبه 6 آذر 1396-06:07 ب.ظ

درد دل و نامه یك نویسنده و محقق و روز نامه نگار  و فعال حقوق بشرو درجه دار بازنشسته ارتش  به رهبر انقلاب

نامه  یك نویسنده و محقق  و فعال حقوق بشر  و رو زنامه نگار   و فرزند جانباز 65 درصد و برادر جانباز و ارتشی بازنشسته به رهبر انقلاب  امام خامنه ای
dardnews.ir       astaranews1.ir

محضر امام خامنه ای  رهبر مسلمانان جهان  
 
با سلام   

  اینجانب اسماعیل اسدی دارستانی   درجه دار بازنشسته ارتش  نویسنده و محقق پنچ کتاب  و روزنامه نگار و اولین وبلاگ نویس  و مستند ساز  و فرزند جانباز 65 درصد و برادر جانباز  میزان تحصیلات  فوق دیپلم و فرزندم هم  سرباز ارتش  ویك خانه در روستای سیبلی  آستارا  با وام ساختم   كه نصف كاره  است   توان دادن قسط هایش را هم ندارم ,   .....   ضامن چند نفر بودم  مجبور شدم ماشین ام را که مسافرکشی می کردم  بفروشم  و مقداری قرض بکنم قسط وام گیرندهها در بانک ها بدهم  و چند ماهی است بخاطر ضامن بودن چند  نفر  از حقوقم کسر می شود فقط من پانصد هزار تومان دریافتی دارم هیچ گونه در آمدی ندارم ..... و حتی  وام مسكن  و خودرو كه از سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح  گرفتم مجبور شدم  پول اقساط وام گیرندگان را بدهم  الان از سه قسمت از حقوقم كسر می شود و....  تاكنون میلیون ها تومان بخاطر اقساط  وام های كه برای دیگران ضامن ایستادم  قرض كردم و دادم و توان خرید یك نان ندارم تنها منبع در آمد من ماشین ام بود كه مسافر كشی می كردم آنهم بخاطر  ضامن بودن فروختم قسط وام گیرنده در بانك انصار را دادم  و چند روز هم حقوقم توقیف كامل شده بود مجبور شدم یك میلیون وپنجاه هزار تومان  قسط وام گیرنده كه ضامن اش بودم  سود بگیریم بدهم و تاكنون هشت میلیون بخاطر اینكه زندان نروم  بخاطر وام های  كه ضامن ایستاده بودم سود كردم خلاصه رهبر  عزیز وضعیت مالی من اسفناك حتی قادر نیستم نان  خالی برای  زن و فرزندم بخرم با قرض و... زندگی  می كنم و من فقط یك كار خدماتی ساده در آستارا می خواهم .

(توضیح اینكه من حدود نوزده سال است رو زنامه نگاری و سایت خبری درد نیوزو آستارا نیوز یك را  دارم و اولین وبلاگ نویس ایرانی هستم    درخواست مجوز هفته نامه و سایت درد نیوز كردم با اعمال نفوذ یك وزارت خانه كه برایم پرونده سازی كرده   وزارت ارشاد با مجوز و پروانه هفته نامه و سایت درد نیوز من مخالفت نمود  و رسما مرا از كاری كه داشتم و كار می كردم محروم كردند با اینكه من نوزده سال روزنامه نگار و سایت خبری درد نیوز و آستارا نیوز را داشتم نویسنده و محقق ژنج كتاب  بودم  از كار رو زنامه نگاری و سایت خبری كه تنها منبع در آمدم بود محروم كردند كتبا بمن ابلاغ كردند صلاحیت ندارم  و حتی حكم شهادت پدر جانباز 65درصد بسیجی هشت سال دفاع مقدس پدرم را بخاطر من با اعمال نفوذ جلویش را گرفتند نگذشتند حكم شهادت پدرم صادر شود چون پدر من بود و اگر مجوز هفته نامه یا سایت مرا می دادند من نیاز به كار نداشتم چند نفر دیگر را مشغول بكار می كردم  مرا با اینكه گواهی عدم سوپیشنه از دادگستری گرفتم  از كار روزنامه نگاری و سایت خبری كه از سال 1377 و 1379 فعالیت می كنم محروم و بیكار كردند  )

   برای استخدام در اسکله بندر  آستارا(استان گیلان )  از فرماندار امام جمعه بنیاد شهید  نماینده آستارا و آیت الله قربانی نماینده ولی فقیه در استان گیلان و استاندار گیلان   نامه بردم تشکیل پرونده دادم    با توجه به وضعیت من درخواست دارم دستور استخدام من در اسکله آستارا را بدهید حتی پول خرید نان ندارم(ماهها ست به شما واستاندار گیلان و فرماندار  شهرستان  آستارا و نماینده آستارا و امام جمعه  و شوراها نامه و مشكلم را  گفتم  كسی  به دادم نرسیده است ) را احتیاج بکار دارم ( خواهشمند است دستور فرمایید  مرا در اسلكله بندر آستارا استخدام كنند ....حتی خدماتی    ...  )

در اسكله و بیمارستان آستارا چند روز مدت پیش چند نفر استخدام كردند با اینكه من در اسكله  تشكیل پرونده داده بودم چون پارتی نداشتم  استخدام نشدم . بعداز خدا امیدم به شما رهبر مسلمانان جهان است   توصیه مرا بكن در آستارا در اسكله یا بیمارستان یا انبارهای عمومی استخدام شوم تا من و زن و بچه ام از گرسنگی در به دری نجات یابیم.


                                                                     
با تشکر

                                                         اسماعیل اسدی دارستانی 

درجه دار بازنشسته ارتش و  نویسنده و محقق( پنج كتاب ) و فرزند جانباز 65درصد  و برادر جانباز   و فعال حقوق بشر  و رو زنامه نگار و مستند ساز   از    استان گیلان بندر آستارا – روستای سیبلی – كوچه شهید فلاحتی پلاك 41  09119812795

شماره حساب عابر بانك ملی اسماعیل اسدی دارستانی :    6037991815652247

 






ژ"
نظرات() 

آموزشی/نامه نگاری

تاریخ:دوشنبه 6 آذر 1396-06:07 ب.ظ

برای تنظیم نامه اداری می توانید دروسی که در ملایر۰۸۱ آوره شده است را بخوانید اما برای سهولت شما عزیزان یک کپی آماده شده است که با کمک آن نامه اداری خود را تنظیم کنید.


طرز نوشتن نامه اداری:
وقتی برای اداره و یا ارگان یا شخص مهمی نامه می نویسیم که رابطه کاری با او داریم از نامه اداری استفاده می کنیم در چنین مواردی نمی شود از نامه دوستانه استفاده کرد و این کار نوعی توهین به شخص گیرنده محسوب می شود .نوشتن نامه اداری چیزی نیست که بتوان به صورت گام به گام آن را آموزش داد بلکه می شود با ذکر نکاتی چند و نشان دادن مثال به نوشتن صحیح آن کمک کرد.همه ما در سال اول متوسطه با نوشتن نامه اداری آشنا شده ایم اما در اینجا با ذکر نکات بیشتری سعی در بهبود نگارش چنین نامه هایی خواهیم داشت.

نکات مهم در نوشتن نامه اداری:
نامه اداری باید در یک طرف صفحه نوشته شوند ونباید در حاشیه آن ها چیزی نوشت.

-متن نامه باید با نهایت دقت در صحت مطالب تهیه شود.
-متن نامه باید شایسته فرد گیرنده باشد و پست و مقام شغلی و سازمانی فرد گیرنده باید در نظر گرفته شود.

-در نامه های اداری باید شیوایی سخن و روانی مطلب نیز در نظر گرفته شود و از لغات قدیمی و نامانوس نباید استفاده شود.
-از حشو(به کار بردن واژه هایی که هم معنی هستند)خودداری شود.
-در نامه های اداری به هیچ وجه نباید از کلمات و جملات عامیانه استفاده کرد.

-از نشانه های قراردادی(ویرگول, نقطه و ...)باید درست و به جا استفاده کرد.
-در نامه های اداری باید از استفاده کردن جملات توهین آمیز, تهدید آمیز و مشکل آفرین خودداری کرد.

-نامه های اداری ترجیحا باید در کاغذ های بزرگ نوشته شود تا امکان ارجاع و حاشیه نویسی داشته باشد.

-نامه حدالامکان باید تایپ شود یا حد اقل با خط خوانا نوشته شود.
-سلسله مراتب باید رعایت شود, مثلا اگر می خواهیم برای اداره ای نامه بنویسیم اولین نفر باید مدیریت مکان مورد نظر باشد.عدم رعایت سلسله مراتب باعث توهین به پایینی ها می شود.

-اگر مخاطب نامه را نمی شناسیم نامه را باید با یک عنوان کلی بنویسیم. در هر اداره یک سیستم تفکیک نامه وجود دارد که باعث ارسال نامه به مکان مورد نظر می شود.

-اگر نامه به وسیله اینترنت مکاتبه شود: الف) از رنگ های ملایم(مثل آبی) استفاده شود. ب)تایپ همه نامه با فونت بزرگ یک نوع توهین محسوب می شود. ج) ارسال تعداد زیادی ایمیل برای یک مکان کار درستی نیست.

اسکلت کلی یک نامه اداری:
-نامه را با نام خدا آغاز می کنیم.
-تاریخ را درج می کنیم.
-موضوع نامه را می نویسیم.
-نام شخص گیرنده را با احترام همراه سمت وی می نویسیم.مثال: جناب آقای جمال زارعی مدیریت محترم سازمان........... یا مدیریت محترم سازمان ............ جناب آقای جمال زارعی
-نامه را با حدود یک سانتی متر از محل طبیعی شروع سطر آغاز می کنیم و بدون طول و تفسیر های اضافی شروع به طرح مشکل می کنیم.
-انتظاری را که از گیرنده نامه داریم محترمانه ذکر می کنیم و اگر توانستیم راه حل یا پیشنهادی ارائه می دهیم.
-دستور نمی دهیم , نامه باید بیشتر جنبه خواهشی داشته باشد.
-نام و مشخصات خود را در پایین نامه سمت چپ می نویسیم و امضا می کنیم.

این نوع از نامه اداری نامه شخص به اداره بود که در زیر نمونه ای برای آن می آورم.

نمونه نامه اداری ثبت نام در مدرسه:
به نام خدا
موضوع: ثبت نام در مدرسه تاریخ 
ریاست محترم ادره اموزش و پرورش شهرستان ... جناب آقای/سرکار خانم......
با احترام، ضمن ارسال فتوکپی حکم انتقال شماره.......روز.....اداره.....،من به این شهرستان منتقل
شده ام. خواهشمند است دستور فرمایید فرزندم ......را در کلاس.....دبیرستان.....که به محل سکونت ما نزدیک است ثبت نام کنند. برای سهولت کار، پرونده و تمام سوابق تحصیلی نامبرده برای اطلاع و هرگونه اقدام توسط فرزندم تقدیم می شود. امیدوارم با دستوری که صادر می کنید ، موجبات دلگرمی و ادامه تحصیل فرزندم را فراهم فرمایید.

نام و نام خانوادگی
امضاء

نامه های اداری که از اداره یا ارگانی به اداره یا ارگانی دیگر فرستاده می شود, فقط در قسمت اولیه با بقیه نامه های اداری تفاوت دارند بدین صورت که اول نامه به جای نوشتن نام فرد دریافت کننده و فرستنده نامه از کلمات(از:فلان اداره _ به:فلان اداره) استفاده می شود.

نمونه نامه اداری به سازمان فنی و حرفه ای:
به نام خدا
تاریخ : 7/8/1381
شماره : پ/75034
پیوست : دارد
به : سازمان فنی حرفه ای استان اصفهان
از : شرکت پیشگام وابسته به انرژی اتمی اصفهان
موضوع : آموزش اینترنت

عطف به نامه شماره 441 مورخ 5/6/1381 از آن سازمان محترم درخواست میشود یک نفرمدرس را جهت آموزش اینترنت به این مرکز معرفی نمائید . ضمناً خواهشمند است دستور فرمائید چند نسخه از جزوه آموزشی اینترنت به این شرکت ارسال نمایند.
قبلاً از همکاری شما سپاسگزاری میگردد.
نام و نام خانوادگی
مسئول امور اداری



ژ"
نظرات() 

یادبود 10 میلیون كشته های ایرانی- جنگ جهانی اول در تهران(هوكاست ایرانی )

تاریخ:جمعه 3 آذر 1396-09:22 ب.ظ

ایران اگر چه طی دو جنگ جهانی اول و دوم در همان بدایت امربی طرفی خود را اعلام داشت اما به دلیل شاخصه های ژئواستراتژیك و ژئوپلتیك منطقه ای طی این دوجنگ آماج حملات سنگین قرار گرفت.در طی   جنگجهانی دوم  ، علی الخصوص بر اساس تبعات سنگین اقتصادی این جنگ برای ایرانكه منتهی به قحطی های سراسری در ایران شد 10میلیون  در جنگ اول و 8 میلیون در جنگ دوم  ایرانی كشته شدند و كه بیشتر افراد  توسط اشغالگران نسل كشی شدند  كشته یا از نداتشن غذا و دارو كشته شدند  تمام آذوقه ملت را اشغالگران به كشور خود ارسال كردند و بسیاری از زیر ساختهای سیاسی و اقتصادی ایران نابود گشت و اما بعد..

به دولت  جمهوری اسلامی ایران پشنهاد می كنم تا دیر نشده  یك یادبود 10 میلیون كشته ایرانی  جنگ جهانی اول در تهران احداث كند
 و پی گیر غرامت جنگی و نسل كشی  دولتهای روسیه و عثمانی  و انگلیس و..  در طول اشغال ایران در جنگ جهانی اول باشد و همینوطر
 یك یابود بخاطر كشته شده 8 میلیون ایرانی  از سال 1318 خورشیدی تا 1325 خورشیدی بخاطر كشته شدن یا بخاطر اشغال ایران ( قطعی و گرسنگی
 و بیماری ) مردم ایران را كشت..در صورتیكه دولت ایران در زمان جنگ جهانی اول و دوم اعلام بی طرفی نموده بود...
 درجنگ جهانی اول تقربیا نصف جمعیت ایران  كشتار شدند یا كشته شدند بخاطر مقاومت در برابر اشغال  یا ارسال اذوقه ایران به جنگ توسط این متجاوزان چه در جنگ جهانی اول یا دوم..
 چطور است  اسراییل از باز از دولت آلمان  و اروپا غرامت یم گیرد بخاطر هوكاستی كه ساخته ذهن آنهاست انجام شده نه در ان حد... یا ارمنستان   با لابری گری در فرانسه و آمریكا و دیگر  كشورها موفق شده نسل كسی ارامنه در عثمانی را ثابت كند و در صدد گرفتن غرامت است و حتی وارد تاریخ بین الملل نموده است ما چه از آنها كمتر داریم حالا در صورتیكه كشتار و نسل كشی در آلمان و عثمانی ربطی به دولتهای اسراییل و ارمنستان ندارد  و اما كشور من یك كشور باستانی و مستقل بود.... اگر دولت ایران آماده باشد من بعنوان نویسنده و محقق ( 5 كتاب نوشتم ) و روز نامه نگار و درجه دار بازنشسته ارتش حاضرم  مخارج  یادمان 18 میلیون شهدای جنگ جهانی دوم و اول ایران را بدهم هم خودم تنها خانه ام را می فروشم و هم از مردم كمك می گیرم... من پشنهاد می كنم بنیاد یابود 18 میلیون نسل كشی  وشهدا توسط اشغالگران تاسیس شود من آماده رایگان مسئول یابود و هم مسئول حقوقی یابود باشم .....منت هم نمی گذارم ..تمام مطالعات و تحقیقات را دراختیار دولت قرار می دهم..
 تاسیس بنیاد یابود 18 میلیون شهدای و كشته شده ای ایران(هوكاست ایرانی ) در جنگ جهانی اول  و دوم توسط اشغالگران روس و آمریكا و عثمانی و انگلیس و دوستانش.. و عذار خواهی انها از دولت ایران...

توضیح اینكه بنا بر اسناد و مدارك موجود در وزارات امور خارجه ایران و دیگر اسناد و تحقیقات در كتابهایی آستارا در گذر زمان نوشته حریری  و سر گذشت تالشان و داستان های آسمانی ایرانی نوشته اا دارستان فقط در آستارا در سال 1225 زمانیكه گماشته های  شوروی یعنی حكومت پیشه وری ( جمهوری خود خوانده آذربایجان )  درر زمان فرار از ایران بالای 5 هزار ایرانی را قتل عام و بقیه جمعیت یعنی  5 هزار نفر را كوچك اجباری به شوروی كردند و طبق منشور  سازمان ملل متحد همین  كشتار یا همین كوچ اجباری 5000 هزار كودك و زن و نوجوان به شوروی مثال نسل كشی توسط شوروی محسوب می شود  و می توان  در دادگاههای بین المللی  از روسیه فقط برای شهرستان استارا غرامت نسل كشی گرفت و یك یابود نسل كشی مردم آستارا توسط شوروی و گماشته اشان (پیشه وری ) در استارا احداث نمود فردا دیر است ...

 09119812795

 اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روز نامه نگار و مستند ساز  و فعال حقوق بشر و محیط زیست ( اولین وبلاگ نویس ایرانی )

dardnews.ir





ژ"
نظرات() 

درد دل و نامه یك نویسنده و محقق و روز نامه نگار و فعال حقوق بشر به رهبر انقلاب

تاریخ:جمعه 3 آذر 1396-09:22 ب.ظ

درد دل و نامه یك نویسنده و محقق و روز نامه نگار  و فعال حقوق بشرو درجه دار بازنشسته ارتش  به رهبر انقلاب

نامه  یك نویسنده و محقق  و فعال حقوق بشر  و رو زنامه نگار   و فرزند جانباز 65 درصد و برادر جانباز و ارتشی بازنشسته به رهبر انقلاب  امام خامنه ای
dardnews.ir       astaranews1.ir

محضر امام خامنه ای  رهبر مسلمانان جهان  
 
با سلام   

  اینجانب اسماعیل اسدی دارستانی   درجه دار بازنشسته ارتش  نویسنده و محقق پنچ کتاب  و روزنامه نگار و اولین وبلاگ نویس  و مستند ساز  و فرزند جانباز 65 درصد و برادر جانباز  میزان تحصیلات  فوق دیپلم و فرزندم هم  سرباز ارتش  ویك خانه در روستای سیبلی  آستارا  با وام ساختم   كه نصف كاره  است   توان دادن قسط هایش را هم ندارم ,   .....   ضامن چند نفر بودم  مجبور شدم ماشین ام را که مسافرکشی می کردم  بفروشم  و مقداری قرض بکنم قسط وام گیرندهها در بانک ها بدهم  و چند ماهی است بخاطر ضامن بودن چند  نفر  از حقوقم کسر می شود فقط من پانصد هزار تومان دریافتی دارم هیچ گونه در آمدی ندارم ..... و حتی  وام مسكن  و خودرو كه از سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح  گرفتم مجبور شدم  پول اقساط وام گیرندگان را بدهم  الان از سه قسمت از حقوقم كسر می شود و....  تاكنون میلیون ها تومان بخاطر اقساط  وام های كه برای دیگران ضامن ایستادم  قرض كردم و دادم و توان خرید یك نان ندارم تنها منبع در آمد من ماشین ام بود كه مسافر كشی می كردم آنهم بخاطر  ضامن بودن فروختم قسط وام گیرنده در بانك انصار را دادم  و چند روز هم حقوقم توقیف كامل شده بود مجبور شدم یك میلیون وپنجاه هزار تومان  قسط وام گیرنده كه ضامن اش بودم  سود بگیریم بدهم و تاكنون هشت میلیون بخاطر اینكه زندان نروم  بخاطر وام های  كه ضامن ایستاده بودم سود كردم خلاصه رهبر  عزیز وضعیت مالی من اسفناك حتی قادر نیستم نان  خالی برای  زن و فرزندم بخرم با قرض و... زندگی  می كنم و من فقط یك كار خدماتی ساده در آستارا می خواهم .

(توضیح اینكه من حدود نوزده سال است رو زنامه نگاری و سایت خبری درد نیوزو آستارا نیوز یك را  دارم و اولین وبلاگ نویس ایرانی هستم    درخواست مجوز هفته نامه و سایت درد نیوز كردم با اعمال نفوذ یك وزارت خانه كه برایم پرونده سازی كرده   وزارت ارشاد با مجوز و پروانه هفته نامه و سایت درد نیوز من مخالفت نمود  و رسما مرا از كاری كه داشتم و كار می كردم محروم كردند با اینكه من نوزده سال روزنامه نگار و سایت خبری درد نیوز و آستارا نیوز را داشتم نویسنده و محقق ژنج كتاب  بودم  از كار رو زنامه نگاری و سایت خبری كه تنها منبع در آمدم بود محروم كردند كتبا بمن ابلاغ كردند صلاحیت ندارم  و حتی حكم شهادت پدر جانباز 65درصد بسیجی هشت سال دفاع مقدس پدرم را بخاطر من با اعمال نفوذ جلویش را گرفتند نگذشتند حكم شهادت پدرم صادر شود چون پدر من بود و اگر مجوز هفته نامه یا سایت مرا می دادند من نیاز به كار نداشتم چند نفر دیگر را مشغول بكار می كردم  مرا با اینكه گواهی عدم سوپیشنه از دادگستری گرفتم  از كار روزنامه نگاری و سایت خبری كه از سال 1377 و 1379 فعالیت می كنم محروم و بیكار كردند  )

   برای استخدام در اسکله بندر  آستارا(استان گیلان )  از فرماندار امام جمعه بنیاد شهید  نماینده آستارا و آیت الله قربانی نماینده ولی فقیه در استان گیلان و استاندار گیلان   نامه بردم تشکیل پرونده دادم    با توجه به وضعیت من درخواست دارم دستور استخدام من در اسکله آستارا را بدهید حتی پول خرید نان ندارم(ماهها ست به شما واستاندار گیلان و فرماندار  شهرستان  آستارا و نماینده آستارا و امام جمعه  و شوراها نامه و مشكلم را  گفتم  كسی  به دادم نرسیده است ) را احتیاج بکار دارم ( خواهشمند است دستور فرمایید  مرا در اسلكله بندر آستارا استخدام كنند ....حتی خدماتی    ...  )

در اسكله و بیمارستان آستارا چند روز مدت پیش چند نفر استخدام كردند با اینكه من در اسكله  تشكیل پرونده داده بودم چون پارتی نداشتم  استخدام نشدم . بعداز خدا امیدم به شما رهبر مسلمانان جهان است   توصیه مرا بكن در آستارا در اسكله یا بیمارستان یا انبارهای عمومی استخدام شوم تا من و زن و بچه ام از گرسنگی در به دری نجات یابیم.


                                                                     
با تشکر

                                                         اسماعیل اسدی دارستانی 

درجه دار بازنشسته ارتش و  نویسنده و محقق( پنج كتاب ) و فرزند جانباز 65درصد  و برادر جانباز   و فعال حقوق بشر  و رو زنامه نگار و مستند ساز   از    استان گیلان بندر آستارا – روستای سیبلی – كوچه شهید فلاحتی پلاك 41  09119812795

شماره حساب عابر بانك ملی اسماعیل اسدی دارستانی :    6037991815652247

 






ژ"
نظرات() 

ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ (( سوگند به قلم و آنچه مى‏نویسند ))

تاریخ:جمعه 3 آذر 1396-09:21 ب.ظ

      ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ (( سوگند به قلم و آنچه مى‏نویسند ))


ژ"
نظرات() 

سازمان ملل نیاز به اصلاحات كلی دارد واما ....حق وتو و عضویت دایم 5 كشور یعنی دیكتاتور ی

تاریخ:جمعه 3 آذر 1396-09:20 ب.ظ

سازمان ملل  اصلاحات كلی نیاز  دارد واما ....حق وتو و عضویت دایم  5 كشور  یعنی دیكتاتور ی
 
واقعا جای سوال است..در سازمان مللی كه تمام ملل د آن عضو هستند  همانند مجلس شورای ملی شاهنشاهی است كه مردم انتخاب می كنند  و شورای امنیت همانند مجلس سنا كه از 60 نفر  آن30  توسط مردم و 30 نفر توسط توسط شاه دیكتاتور...حتی انتخاب دبیركل  بدون توافق شورای امینت سازمان ملل غیر ممكن است و در منشور سازمان ملل شورای امنیت بعنوان دایه یا قیم جهان كا ر می كند...دبیركل بجای شاه است كه بدون شورای امنیت هیچ قدرتی ندارد ..بنظر من ساختار قانون اساسی مشروطه همانوریكه ازانگلیس و فرانسه گرفته شده است ..منشور سازمان ملل و ساختار شورای امنیت سازمان ملل از قوانین مشروطه انگلیس و بعضی قوانین ناقض فرانسه گرفتهش ده است. در تاسیس سازمان ملل كه اكثر كشورها شاهان و دیكتاتورهای بی مغز و بدون فكر و خون ریز داشتند و از سیاسیت سر نمی آوردند یا خیلی از كشورها تحت استعمار بیشتر انگلیس و بقیه فرانسه و آمریكا ،شوروی و چین قرار داشتند   سازمان ملل دست این چند كشور بود و امپرطوری عثمانی شكست خورده بود و ایران در اشغال انگلیس و روسیه بود دولت مستقل نداشت و اكثریت كشورهای اسلامی تحت اشغال غربی ها بودند ..منشور سازمان ملل و شورای امنیت بنفع  5 كشور نوشته شد.. بقیه كشك بودند...
اگر قرار بر جمعیت  بو د باید یك عضو شورای امنیت  هم از مسلمان بودند یا اگر به جمعیت مذهب بود ...مسیحان جهان یك هفتم جهان را تشكیل می دهند و مسلمانان هم یك هفتم جهان .. باید مسیحان یك رای داشتند نه 4 عضو آن عضو دایم سازمان ملل باشند ...یهودیان كه تكلیفشان محشص است اروپاییان و آمریكا  و روسیه همیشه از حق آنها بعنوان حق وتو استفاده كردند و اگر استفاده به حق وتو كشورها نگاه كنید بیشتر حق وتو اعضای دایم  شورای امنیت سازمان بنفع اسراییل استفاده شده است...
باید منشور حقوق بشر و كمیسیون حقوق بشر سازمان ملل تا حذف عضویت دایم و حق وتو 5 كشور اصلی  به حالت تعلیق در آید..چون منشو حقوق بشر سازمان ملل با ساختار غیر دموكراتیك و رای گیریی سازمان ملل جور نمی آید .. سازمان ملل و شورای امنیت سازمان ملل دارد با دیكتاتوری و مصونیت 5 كشور اداره می شود این سازمان ملل به نفع 5 دیكتاتور است و منشور های سازمان ملل با بودن این 5 كشور قابل توجیه نیست ...
برای من همیشه جای سوال است بعنوان فعال  و كارشناس حقوق بشر جهانی این است چرا كشورهای سازمان ملل به این امر مهم اعتراض نمی كنند آخر چطور كشورهای فرانسه و آمریكا و انگلیس شعار و پرچم دار حقوق بشر و دموكراسی هستند ..خودشان باعث دیكاتوری در سازمان ملل و شورای امنیت هستند و عضویت دایم  و حق وتو خود دیكتاتوری مطلق پنج كشور در جهان است ( چون چین  و روسیه  كشور دموكراتیك نیستد از آنها انتظاری نمی رود لا اقل شعار حقوق بشر نمی دهند)

مثال ساده در مسئله به رسمیت شناختن  و عض.یت فلسطین در سازمان ملل با تهدید وتو غرب بخصوص آمریكا تاكنون مسكوت مانده است و تمام جنگ های خاور میانه  فلسطین  و ... است چون اگرفلسطین یك عضو سازمان ملل شود و دو كشور اسراییل و فلسطین تقسیم شود و بیت المقدس طبق خواست فلسطینان و یهودیان اشغالگر به دو بخش  پایتخت فلسطین و اسراییل تبدیل شود این دو كشور تاسیس مشكل خاور میانه حل می شود چون این بحث مقاله مجزا است این بحث را اینجا قطع می كنم...
 یا داعش كه بوجود آمد همین یزر سر این حق وتو غرب و روسیه است .. اگر نبود این حق وتو سازمان ملل در خصوص سوریه عمل می كرد الان جنگی در سوریه نبود و داعش  5 هزار كلیومتر خاك عراق و سوریه را اشغال رنمی كرد و  دولت اسلامی تشكیل نمی داد و اینقدر انسان كشته نمی شد ...
اگر ریشه نگاه كنیم ..اگر شوروی حق وتو نداشت وقتی افغانستان را اشغال می كرد شورای امنیت مستقل و با رای سازمان ملل بود قطعنامه علیه اشغال افغانستان در شورای امنیت صادر می كردندو غرب و كشورهای اسلامی دیگرنیاز نبود
القاعده و چریك ها و مجاهدین را تاسیس و تجهیز كنند و الان هم شاید بن لادن  شاهزاده سعودی زنده بود در گوشه ای  عربستان عشق و حالش را می كرد وچیزی بنام القاعده و تندروی اسلامی تاسیس  نمی شد  و اگر  القاعده نبود  دیگر خبری  از داعش و النصره و.. نبود همه زیر سر  شورای امنیت و حق وتو و عضویت دایم 5 كشور است....
آیا برای شما سوال شده است چرا مقر سازمان ملل اصلی در آمریكا بقیه در اروپایی غربی است مگر  كشورهای آسیایی و افریقایی انسان نیستند مگر حق عضویت نمی دهند ..می دانید با استقرار سازمان ملل در آمریكا  این كشور مشروعیت جهانی پیدا می كند و ارزش پولش بالاست و میلیونها شغل از جانب  این مقر سازمان ملل برای آمریكا خرج می وشد و مثال ساده فقط نزدیك 170 كشور عضو و.. اینها ساختمان و نگهبان و نظا فچی و غذا و... می خواهند همه از آمریكا تامین می شود....مثال وقتی سران كشورها به آمریكا می رود اولا : آمریكا مشروعیت پیدا می كندو ارزش زمین و پول و.. بالا می رود و میلیارد ها دلار  از بابت ورود سران به خزانه آمریكا واریز می شود و مغازها و كارخانه ها و شركت های مكنیتی و پلیس و.. آمریكادر چند روز بودن سرران در آمریكا میلیارد میلیاردها دلار سود می كنند كه غیر قابل شمارش است ..
مثال مقر حقوق بشر سازمان ملل در ایروپا از بودن این مقر ها می دانید چقدر افراد آن كشورها مشغول و چند ین هزار شغل ایجاد می شود... چرا یك مقر هم در افریقا و اسیا تاسیس نمی شود ..
چرا مقر سازمان ملل را به اسیا نمی اورندمثال بیت المقدس ..طبق منشور سازمان ملل در سال 1948 كه كشور اسراییل  و فلسطین تاسیس شد ..بیت المقدس طبق تصویب  خود سازمان ملل یك شهر بین المللی است كه تاكنون توسط اسراییل اشاغل شده است  بنظر من  مقر اصلی سازمان ملل را از نیورك به بیت المقدس بیاوردند دیگر اختلافات فلسطین و اسراییل( اشغالی ) حل می شود...و بیت دالمقدس طبق مصوبه سازمان ملل 1948 یك شهر بین المللی باید توس ط سازمان ملل اداره شود...وقتی منشور سازمان ملل و شورای امنیت و منشور حقوق بشر را می خوانیم خیل اصلاحات می خواهد

باید حق عضویت 5 كشور و حق وتو این پنچ كشور  در شورای امنیت حذف و اعضای شورای امنیت موقتی با رای اعضای سازمان ملل باشد..

سازمان ملل ذر سال 1945 تاسیس شده با عضویت حدود 50 كشور جهان كه پنچاه كشور بیشتر آین 50 كشور در استعمار پنج كشور روسیه و فرانسه و آمریكا و چین ر، بریتانا  بودند...هماكون اكثریت كشورها از استعمار خارج شدند  و هماكنون حدود 170 كشور وجود دارد باید اصلاحات در منشور سازمان ملل و حقوق بشر و شورای امنیت انجام شود و مهم تر از همه  عضویت دایم و حق وتو پنچ كشور باید حذف شود این یعنی دیكتاتوری كامل 5 كشور در سازمان ملل و سازمان ملل مشروعیت قانونی نداردبا بودن حق عضویت دایم و حق وتو 5 كشور ومنشور ناقض و قدیمی... قوانین سازمان ملل باید بن روز رسانی و اصلاحات شود...

از سال 1945 تاکنون که سازمان ملل متحد تاسیس شده است،  روسیه(اتحاد شوروی ) 121 بار، آمریکا 79 بار، بریتانیا 32 بار، فرانسه 18 بار و چین 5 بار از حق وتوی خود در شورای امنیت این سازمان استفاده کرده اند.

"وتو" در ادبیات لاتین به معنای "ممنوع می کنم" است.  این کلمه برای لغو یکطرفه یک قانون به کار می رود و به این ترتیب وتو قدرت نامحدودی است که می تواند سبب جلوگیری از (نه تصویب) تغییرات خاص شود. در منشور سازمان ملل متحد هرگز کلمه ای به نام "وتو" قید نشده است. در حقیقت جهت تصویب یک قطعنامه در شورای امنیت و اجرای آن، باید 9 رای از 15 رای اعضای شورا، شامل 5 عضو دائم و 10 عضو غیر دائم، موافق باشد. اما در منشور سازمان ملل متحد این عبارت صریحا ذکر شده است که " آرای همه اعضای دائم شورای امنیت باید موافق قطعنامه مطروحه باشند." این بدان معناست که در صورت مخالفت یکی از اعضای دائم با یک قطعنامه و صدور رای مخالف علیه آن، قطعنامه مذکور به اصطلاح "وتو" شده است.

حق وتوی اعضای دائم شورای امنیت هموراه مورد انتقادات فراوانی بوده است. در واقع اتحاد جماهیر شوروی سابق و آمریکا با استفاده گسترده از حق وتو، نظام وتو را تا حدود زیادی بی اعتبار کرده اند. در حال حاضر، بسیاری از پیش نویس های قطعنامه ها به دلیل تهدید به استفاده از حق وتو توسط یکی از اعضای دائم، حتی به شورای امنیت ارائه نمی شوند. برای مثال در جنگ عراق (مارس 2003)، فرانسه و روسیه اعلام کردند که از هیچ قطعنامه ای مبنی بر جنگ علیه عراق حمایت نمی کنند. در نتیجه ایالات متحده، بریتانیا و اسپانیا پیش نویس خود را از دستور کار شورای امنیت خارج کرده و بدون بهره مندی از حمایت سازمان ملل وارد جنگ با عراق شدند. در دوران جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی استفاده از حق وتو را تقریبا حق طبیعی و منطقی خود می دانست. در سال های اخیر نیز آمریکا به منظور حفاظت از دولت اسرائیل در مقابل انتقادها یا تلاش های بین المللی برای مهار تحرکات نظامی آن، مکررا از حق وتو استفاده کرده است.

وتو و انتقادات وارده:
منتقدان نظام وتو اشاره می کنند که برخی از قطعنامه هایی که تصویب می شود در عمل اجرا نمی شود. انتقاد عمده دیگر از نظام وتو این است که پنج عضو دائم، یعنی فاتحان جنگ جهانی دوم، دارای هیچ وجه اشتراک ژئوپولیتیکی در جهان امروز نیستند. این در حالی است که اگر حق وتو منسوخ شود، اکثریت آرا در شورای امنیت همسان خواهد شد و لذا شاهد تصویب قطعنامه های بیشتری خواهیم بود، موقعیت های بیشتری به عنوان عوامل تهدید علیه امنیت جهانی قلمداد خواهند شد، کشورهای بیشتری مواخذه می شوند و تحریم های بیشتری تصویب می شود.البته این نیازمند آن است که نظام اصلاح شده ای در شورای امنیت شکل گیرد که از توان اجرایی لازم و منابع مالی کافی جهت تحقق اهداف فوق برخوردار باشد، چرا که در حال حاضر اعضای دائمی شورای امنیت نزدیک به نیمی از بودجه کلی سازمان ملل را تامین می کنند.

تاکنون هیچ یک از پنج عضو دائمی شورای امنیت به تمایل خود برای واگذار کردن حق وتو اشاره ای نکرده است. با توجه به منشور سازمان ملل هر گونه تغییر در منشور سازمان ملل متحد باید از سوی هر پنج عضو این شورا تصویب شود.

روسیه:
کاربرد حق وتو از سوی اتحاد جماهیر شوروی سابق در نخستین سال های تاسیس سازمان ملل چنان عادی بود که آندره گرومیکو، وزیر امور خارجه این کشور طی سال های 1957 تا 1985، به "آقای نه" مشهور شده بود. طی 10 سال نخست آغاز به کار سازمان ملل، اتحاد جماهیر شوروی 79 بار از حق وتوی خویش استفاده کرد. در همین مدت چین تنها یک بار و فرانسه فقط دو بار از حق وتو استفاده کردند و سایر کشورها هرگز از آن استفاده نکردند.با این حال با گذشت زمان به تدریج از استفاده شوروی سابق از حق وتو کاسته شد. از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، روسیه تاکنون تنها دو بار از حق وتو استفاده کرده است: یک بار برای ممانعت از تصویب قطعنامه ای در انتقاد از نیروهای صرب بوسنی برای اقدام آنها در جلوگیری از دسترسی آژانس پناهندگان سازمان ملل به بیهاج در بوسنی و یک بار دیگر برای رد قطعنامه ای که قرار بود به منظور استفاده از منابع عملیاتی سازمان ملل در قبرس تصویب شود.

ایالات متحده:
8 وتو از 10 وتوی اخیر اعمال شده در شورای امنیت سازمان ملل توسط ایالات متحده بوده است که در این میان 7 مورد آن به نحوی مربوط به پیش نویس قطعنامه هایی در انتقاد از دولت اسرائیل بوده است.
آخرین مورد اعمال وتو از سوی آمریکا در اکتبر سال 2004 بود که این کشور پیش نویس قطعنامه ای در مورد درخواست توقف حملات نظامی ارتش اسرائیل در نوار غزه و خروج نیروهای اسرائیلی از این منطقه را وتو کرد. آمریکا در مجموع تاکنون پیش نویس 39 قطعنامه درباره اسرائیل را وتو کرده است. واشنگتن برای نخستین بار در ماه مارس سال 1970 از حق وتوی خویش استفاده کرد. آمریکا در آن سال همراه با بریتانیا پیش نویس قطعنامه ای درباره سرزمینی که قرار بود بعدا به زیمباوه بدل شود را وتو کرد. آمریکا همچنین تاکنون 10 قطعنامه در انتقاد از آفریقای جنوبی، 8 قطعنامه در انتقاد از نامبیا، 7 قطعنامه علیه نیکاراگوئه و 5 قطعنامه بر علیه ویتنام را وتو کرده است. آمریکا در 57 نوبت به تنهایی قطعنامه های مختلف را وتو کرده است.

بریتانیا:
بریتانیا تاکنون 32 بار از حق وتوی خود استفاده کرده است که در 23 مورد، آمریکا و در 14 مورد فرانسه نیز قطعنامه های مربوطه را وتو کرده اند. بریتانیا آخرین بار در سال 1989 از حق وتو استفاده کرد. در آن زمان آمریکا، فرانسه و بریتانیا به اتفاق قطعنامه ای برای محکوم کردن دخالت نظامی آمریکا در پاناما را وتو کردند. بریتانیا در 7 مورد تنها اعمال کننده حق وتو بوده است که در هر هفت مورد، قطعنامه ها به کشور رودزیا که بعدها زیمباوه نام گرفت، مربوط می شد. بریتانیا آخرین بار در سال 1972 به طور انفرادی از حق وتو استفاده کرد.

فرانسه:
فرانسه تاکنون 18 بار از حق وتو استفاده کرده است که 13 مورد آنها به اتفاق آمریکا و بریتانیا انجام شد. فرانسه دو قطعنامه را به اتفاق بریتانیا وتو کرده است که هر دو به بحران سوئز در سال 1956 مربوط می شود. فرانسه تاکنون تنها دو بار به طور انفرادی قطعنامه های شورای امنیت را وتو کرده است: یکی در سال 1976 در مورد اختلاف فرانسه و جزایر کومور (مجموعه جزایری در آفریقا) و دیگری در مورد اندونزی در سال 1947. فرانسه و اتحاد جماهیر شوروی سابق یک بار در سال 1946 مشترکا قطعنامه ای را در مورد جنگ داخلی اسپانیا وتو کردند.

چین:
در فاصله سال های 1946 و 1971، کرسی چین توسط جمهوری چین (تایوان) اشغال شده بود که تنها یک بار از حق وتو برای مسدود کردن تقاضای عضویت مغولستان در سازمان ملل استفاده کرد. چین در سال 1972 دو قطعنامه را وتو کرد: یکی برای رد درخواست عضویت بنگلادش و دیگری به اتفاق روسیه در مورد وضعیت خاور میانه. چین یک بار نیز در سال 1999 قطعنامه ای را برای تمدید اختیارات نیروهای بازدارنده سازمان ملل در مقدونیه وتو کرد و یک بار دیگر در سال 1997 مانع از تصویب قطعنامه ای شد که هدف از آن اعزام 155 ناظر سازمان ملل به گواتمالا برای تایید اجرای آتش بس در آن کشور بود.

 با این وصف از حقو قدانها جهان و روسای جمهور ها ( از شاهان انتظار نمی رود ) انتظار داریم هر چه زودتر منشور سازمان ملل و شورای امنیت را اصلاح كنند و حق عضویت دایم و حق وتو 5 كشور دیكتاتور و برهم زننده نظم جهان را حذف كنند آنهم با رای مجمع عمومی ..دیگر نمی شود پنچ كشور جهان قلدوری كنند و خود را قیم جهان بدانند...
dardnews.ir

 اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روزنامه نگار ( كارشناس  حقوق بین الملل خصوصی)




ژ"
نظرات() 

صلح چیست و چگونه صورت می‌گیرد؟

تاریخ:جمعه 3 آذر 1396-09:19 ب.ظ

صلح چیست و چگونه صورت می‌گیرد؟ اا دارستانی فعال حقوق بشر و محیط زیست جهانی - نویسنده و محقق و روز نامه نگار dardnews.ir

شرایط صلح چیست؟ شرایط جنگ چیست؟ یك خورده با هم در این زمینه صحبت كنیم. «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها»(انفال/61) قرآن می‌گوید: اگردشمن گفت: بیا صلح كنیم. دیگر چرا می‌جنگی؟ آیه‌ی قرآن است «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها» اگرپیشنهاد صلح را می‌كند، صلح را بپذیر

امیرالمؤمنین می‌فرماید: «الجوع خیر من ذل الخضوع»(غررالحكم، ص‏361) جوع(گرسنگی) گرسنگی از ذلت بهتر است.


صلح و هم زیستی مسالمت آمیز یکی از اساسی ترین ضرورت های جوامع پیشرفته کنونی بشری را تشکیل می دهد. این صلح است که به انسان آرامش می دهد تا در مورد بهبود زندگی خود و همنوعان خود تفکر نموده و در راه پیشرفت و ترقی جامعه خویش برنامه و پلان بسنجد و با به کار بردن ظرفیت ها و استعداد های خود خدمتی را به بشریت انجام دهد.

آری! خداوند متعال نیز بنابر همین اهمیت صلح است که در کلام خویش می فرماید: والصلح خیر (یعنی صلح بهتر است نسبت به جنگ و جدال که همه چیز را نابود کند). پس معلوم می شود که صلح سعادت بار می آورد و کسانی که به جنگ و جدال می پردازند، جز این که جنایت را علیه همنوعان خود مرتکب شوند و به انسان و انسانیت ضرر برسانند دیگر کدام کار نیکی را به بشریت انجام نداده اند اما هستند انسان هایی که به جنگ و جدال افتخار نموده و به کشتن و قتل انسان های معصوم و بی گناه دست می زنند که نه تنها از لحاظ دین مبین اسلام این عمل و کارکرد آنان حرام دانسته می شود بلکه تابع هیچگونه دین، آیین و عرفی نیست.

دین مقدس اسلام، دین صلح و ترقی است اما آن گروه ها و شبکه های تروریستی از این دین مقدس فقط برای پیشبرد جنگ تبلیغاتی خود استفاده سوء نموده و آن را دین وحشت و زیستن در عقب ماندگی تفسیر نموده و به نحوی این دیدگاه سنتی خویش را می خواهند بالای ملتی که خواهان ترقی و پیشرفت کشورشان هستند قبولانده و تحمیل نمایند.
آیا ممکن است که طالبان و سایر گروه ها و شبکه های تروریستی با چنان دیدگاهی بتوانند بالای اذهان ملت ما نیک جلوه نموده و مردمان این سرزمین حاکمیت آنان را که هیچگونه نقشی در حکومت و در رژیم شان نداشته باشند، باز هم قبول نمایند؟ طبعاً، پاسخ منفی است.

ملت مسلمان و هردم شهید ما هیچگاهی یوغ اسارت را قبول ننموده و همواره می خواهند یکی از اعضای فعال جامعه جهانی باشند نه این که یک گروه متحجر و متعصبی مانند طالبان که به جز از یک یا دو کشور حامی آن که رژیم گویا اسلامی آنان را به رسمیت می شناخت، حکومت نموده و کشور ما را از ترقی و پیشرفت باز دارد. بلکه خواهان دولت منتخبی هستند که رأی شان دارای ارزش سیاسی بوده و بتواند نقش مهم و ارزشمندی را در آینده کشور بازی نماید که انشاءالله در انتخابات سال آینده چنین امری محق خواهد شد.

مولانا سمیع الحق که به پدر معنوی طالبان معروف است در این اواخر به تروریستان و دست پروردگانش امید داده است که پس از خروج نیروهای ایتلاف بین المللی به رهبری آمریکا پیروزی از آن طالبان و دهشت افکنان خواهد بود، نامبرده این را باید بداند که چنین اظهار نظراتی جز این که نفرت ملت ما را در مقابل وی و گروه ها و شبکه های تروریستی بیشتر بسازد، دیگر کدام بهره ی نخواهد داشت و این ملت ما است که به سرنوشت خویش در انتخابات آینده رقم می زنند و نه مولاناهای پاکستانی ( یا همان ابزار دست کشورهای غربی). .
سئوال 1: صلح چیست و چگونه صورت می‌گیرد؟

جواب: صلح آن است كه انسان با دیگری سازش كند كه مقداری از مال یا منفعت مال خود را ملك او كند، یا از طلب، یا حق خود بگذرد خواه در مقابل عوض باشد یا بدون عوض. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع، ج2 ، م2160 )

سئوال 2: دو نفری كه می‌خواهند مصالحه كنند باید از چه شرایطی پیروی كنند؟

جواب: دو نفری كه چیزی را با یكدیگر صلح می‌كنند باید بالغ و عاقل باشند. و كسی آنها را مجبور نكرده باشد و قصد صلح داشته باشند و همچنین حاكم شرع آنها را از تصرف در اموالشان جلوگیری نكرده باشد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع، ج2, م2161 )

سئوال 3: اگر انسان مقدار بدهی خود را بداند و طلبكار او نداند، چنانچه طلبكار طلب خود را به كمتر از مقداری كه هست صلح كند آیا آن مقدار زیادی برای بدهكار حلال می‌شود؟

جواب: خیر ـ زیادی برای بدهكار حلال نیست مگر آن كه مقدار بدهی خود را به او بگوید و او را راضی كند یا طوری باشد كه اگر مقدار طلب خود را می‌دانست باز هم به آن مقدار صلح می‌كرد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع، ج2 ، م2165 )

سئوال 4: اگر كسی چیزی را كه به مصالحه گرفته معیوب باشد می‌تواند صلح را بهم بزند؟

جواب: بلی می‌تواند صلح را بهم بزند، ولی نمی‌تواند تفاوت قیمت سالم و معیوب را بگیرد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع، ج2 ، م2171 )

سئوال 5: شخصی دو همسر داشته كه یكی از آنها یك اولاد داشته است. زوجه نامبرده به طور وصیت یا صلح تمام اموال خود را به فرزندش داده و شوهر خود را از اموال خود محروم كرده و بعداً مرحومه شده است. آیا با وجود این وصیت نامه یا صلح نامه شوهر از اموال زوجه محروم می‌شود؟ و اگر بعد از فوت آن زن، شوهر هم فوت شده باشد آیا اولاد شوهر (كه از همسر دیگر می‌باشند) حق دارند مطالبه‌ی ارث پدر خود را از اموال زوجه‌ی مزبوره بكنند؟

جواب: اگر زن تمام اموال خود را مصالحه كرده باشد، زوج و ورثه حقی ندارند و چنانچه زن وصیت به تمام مال كرده و شوهر در زائد بر ثلث امضاء نكرده حق شوهر از اموال زوجه به تمام ورثه او می‌رسد. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره)، ج3، ص20 ، س2)

سئوال 6: اگر كسی با اختیار و بدون اجبار كلیه اموال خود را در حال حیات به دیگری (غیر از اولاد خودش) مصالحه نماید و كتباً مصالحه نامه بدهد، آیا اموال او متعلق به متصالح می‌شود یا این كه صلحنامه باطل است؟

جواب: اگر به وجد شرعی ثابت شود كه شخص در حال حیات اموال خود را به كسی صلح كرده و به او منتقل ساخته به نحوی كه در حین فوت مالك آن اموال نبوده ورثه در آن اموال حقی ندارند. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره)، ج3، ص21 ، س4)

سئوال 7: شخصی خود را در معرض ورشكستگی می‌بیند و برای فرار از دیون مردم، اموال خود را با مصالحه یا هبه یا بیع از ملك خود خارج می‌كند آیا این معاملات صحیح است؟

جواب: در فرض مذكور صحت معاملاتی كه برای فرار از دیون انجام گرفته محل اشكال است و حاكم شرع می‌تواند دخالت كند. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره)، ج2، ص192 ، س17)

سئوال 8: مجاز از طرف حاكم شرع در مداخله امور صغار برای تسهیل امر بازماندگان با رعایت صرفه صغار چنین می‌كند كه تمام اموالی را كه بچه‌های صغیر در معرض استعمال است مانند منزل و لوازم آن و غیره تصرف در آنها را با مادر بچه‌ها در مدت مثلاً ده سال كه نفر آخر هم به حد بلوغ برسد با زحمایت كه مادر برای بچه‌ها می‌كشد مصالحه می‌كند مثلاً اگر تصرفات در اموال سالی دو هزار تومان اجرت دارد مادر هم اجرت زحماتش دو هزار تومان و اگر بیشتر است بیشتر و اگر كمتر است كمتر و مادر بچه‌ها هم قبول می‌كند آیا به نظر مبارك شما این مصالحه در دفع اشكال تصرف در مال صغیر كافی است یا راه دیگری دارد؟

جواب: مصالحه مزبوره نسبت به اموال هر صغیری تا زمان بلوغ او اگر مقرون به مصلحت او باشد اشكال ندارد. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره)، ج2، ص191 ، س15)

سئوال 9: هرگاه شخصی منافع اموال منقول و غیر منقول خود را به كسی صلح كند كه «مصالح له» مادامی كه زنده است از منافع آن به هر نحو كه خواسته باشد استفاده كند در صورتی كه شخص مصالح قبل از مصالح له فوت شود آیا مفاد صلح مزبور به قوت خود باقی است یا محتاج به تنفیذ ورثه مصالح خواهد بود؟

جواب: صلحی كه طبق ضوابط شرعی در حیات مصالح انجام گرفته پس از فوت او نیز به قوت خود باقی است و نیاز به تنفیذ ورثه ندارد. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره)، ج2، ص186 ، س8)




ژ"
نظرات() 

مناظره خر

تاریخ:جمعه 3 آذر 1396-09:19 ب.ظ

ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﺮ ! "

dardnewws.ir

ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺭﻫﯽ ﻣﺮﺍ ﮔﺬﺭ ﺑﻮﺩ
ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺭﻩ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﺮ ﺑﻮﺩ

ﺍﺯ ﺧﺮ ﺗﻮ ﻧﮕﻮ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﮔﻬﺮ ﺑﻮﺩ
ﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺐ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺑﻮﺩ

ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺟﻨﺎﺏ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ
ﻓﺮﻣﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﺿﻊ ﺑﺎﺷﺪ ﻋﺎﻟﯽ

ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﺎ ﺧﺮﯼ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ
ﺁﺩﻡ ﺷﻮ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺻﻔﺎﮐﻦ

ﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﻭ ﻣﺮﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ
ﺯﺧﻢ ﺗﻦ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﻭﺍ ﮐﻦ

ﺧﺮ ﺻﺎﺣﺐ ﻋﻘﻞ ﻭ ﻫﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ
ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻋﻤﻞ ﻭﺣﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ

ﻧﻪ ﻇﻠﻢ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻤﻮﺩﯾﻢ
ﻧﻪ ﺍﻫﻞ ﺭﯾﺎ ﻭ ﻣﮑﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ

ﺭﺍﺿﯽ ﭼﻮ ﺑﻪ ﺭﺯﻕ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺍﺯ ﺳﻔﺮﮤ ﮐﺲ ﻧﺎﻥ ﻧﻪ ﺭﺑﻮﺩﯾﻢ

ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﺸﺪ ﺧﺮﯼ ﺭﺍ؟
ﯾﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺮﺩ ﺯ ﺗﻦ ﺳﺮﯼ ﺭﺍ؟

ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﻪ ﮐﻢ ﻓﺮﻭﺷﺪ ؟
ﯾﺎ ﺑﻬﺮ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻠﻖ ﮐﻮﺷﺪ ؟

ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﻪ ﺭﺷﻮﻩ ﺧﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ؟
ﯾﺎ ﺑﺮ ﺧﺮ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ؟

ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﭘﯿﻤﺎﻥ؟
ﯾﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺯ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺮﺩ ﻧﺎﻥ؟

ﺧﺮ ﺩﻭﺭ ﺯ ﻗﯿﻞ ﻭ ﻗﺎﻝ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﺎﺭﻭ ﺯﺩﻧﺶ ﻣﺤﺎﻝ ﺑﺎﺷﺪ

ﺧﺮ ﻣﻌﺪﻥ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﮐﻤﺎﻝ ﺍﺳﺖ
ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﯾﺖ ﺯ ﺧﺮ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ

ﺗﺰﻭﯾﺮ ﻭ ﺭﯾﺎ ﻭ ﻣﮑﺮ ﻭ ﺣﯿﻠﻪ
ﻣﻨﺴﻮﺥ ﺷﺪﺳﺖ ﺩﺭ ﻃﻮﯾﻠﻪ

ﺩﯾﺪﻡ ﺳﺨﻨﺶ ﻫﻤﻪ ﻣﺘﯿﻦ ﺍﺳﺖ
ﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﺍﻭ ﻫﻤﻪ ﯾﻘﯿﻦ ﺍﺳﺖ

ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺯ ﺁﺩﻣﯽ ﺳﺮﯼ ﺗﻮ
ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﯾﺪ ﻣﺎ ﺧﺮﯼ ﺗﻮ

ﺑﻨﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﺁﺭﺯﻭ ﻧﻤﻮﺩﻡ
ﺑﺮ ﺧﺎﻟﻖ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﻭ ﻧﻤﻮﺩﻡ

ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺧﺮﯾﺖ
ﺟﺎﺭﯼ ﺑﺸﻮﺩ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﯿﺖ...!!!!!)

شاعر احمد میرزا




ژ"
نظرات() 

چرا کشورهای مسلمان حق وتو ندارند؟

تاریخ:جمعه 3 آذر 1396-09:19 ب.ظ

تمام بدبخت های كشورهای اسلامی و عربی از ساختار غیر دموكراتیك سازمان ملل و حق وتو و عضویت دایم 5 كشور غیر اسلامی است...كه   در شورای امنیت سازمان ملل چون كشورهای اسلامی نماینده ندارنند كشورهای اسلامی باعث تاخت و تاز شدند..

من پشنهاد  می كنم  در سازمان ملل اگر قرار است  حق وتو و عضویت دایم باشند و دو عضو اضافه شود   یك عضو ایران ازس وی شیعیان جهان  و یك عضو مصر از سوی سنی های جهان چون از داخل كشورها این دو كشور كشورهای هستند با رای مسئولان انتخاب می شوند..

من شخصا بعنوان فعال حقوق بشر باید ساختار سازمان ملل و شورای امنیت مخالف هستم چون از سال 1945 یعنی بعداز جنگ جهانی دوم  چون بیشتر كشورها در  اشغال 5 كشور بودند وضعیت آن روز كشورها را مجبور كرد حق وتو و عضویت به پنچ كشور بدهند  چون ترس و اشغال بود..اكثر كشورها در اشغال این 5 كشور بودند ..الان 170 كشور مستقل است باید  منشور سازمان ملل و شورای امنیت با رای مجمع عمومی اصلاحات و حق عضویت دایم  و وتو 5 كشور حذف شود در غیر اینثصورت كشورهای اسلامی از سازمان ملل استعفا بدهند ...

 یك سازمان ملل دیگر در بیت المقدس تشكیل دهند...یا اینكه حق وتو این 5 كشور حذف یا دو عضو دایم و دارای حق وتو از مسلمانان شیعه وسنی اضافه شود..

و اما :مردم یک کشور یقینا بر اساس سنت الهی که در قرآن مجید نیز برآن تصریح شده است حق دارند که در خود و جامعه ای که در آن زندگی می کنند تغییر ایجاد کنند و الا کسی از بیرون برای آنها تغییری ایجاد نخواهد کرد. از این رو می توانیم اینگونه تحلیل کنیم که مردم حق دارند حکومت خود را تعیین کنند. نمونه ها ومصادیق بارز عینی زیادی نیز بر همین اساس در اقوام گذشته وحال در طول تاریخ قابل مشاهده است. بنابراین قرآن مجید نیز به صراحت فرموده است: خداوند سرنوشت هیچ گروه وقومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه آن گروه و قوم خودشان موجبات تغییر در سرنوشت خود را به وجود آورند. اینکه انقلاب چگونه شکل می گیرد ، خوب واقعا به وجود آوردن یک انقلاب کار بسیار سخت، پیچیده ، حساس ومهمی است وبه وجود آوردن انقلاب کار هر کسی نیست، اما عموما انقلابات مردمی که امروز با آنها مواجه هستیم ناشی از تراکم یک سلسله ازرفتارها وناهنجاری های اجتماعی در سطح ملی است که مردم با آن مواجه می شوند. تراکم ناهنجاری ها و افزایش جو خفقان موجب می شود مردم یک جامعه از حقوق اولیه اجتماعی و شهروندی خود محروم شوند و طبیعی است که در یک چنین جامعه ای مردم ناگهان به سمت احقاق حق ومسائلی از این دست حرکت می کنند.

گفته می شود انقلاب های منطقه نشات گرفته از انقلاب ایران است. اکنون سالها از انقلاب می گذرد چگونه این انقلاب توانسته سرمشق انقلاب های کنونی شود؟
انقلاب اسلامی در سالهای گذشته توانست مراحل بسیار سخت وصعب العبوری را پشت سربگذارد. موفقیت ها، پایداری وایستادگی های  ملت ایران و رهبر فرزانه انقلاب همه در این سالها مدنظر ملت ها بوده است. این دستاوردها با توجه به پیشرفت های چشمگیری که ملت ما در عرصه ها وزمینه های مختلف علمی وفناوری وتکنولوژی های روز دنیا  آن هم باوجود تحریم ها به دست آورد مایه سرمشق و الهام سایر کشورها شد. با توجه به جهت گیری های رسمی ضد انقلاب وهمین طور برخی کشورهای غربی به خصوص آمریکا که در مقابل ایران اسلامی از خود نشان دادند، همه نشان می دهد که این انقلاب نقطه امیدی برای کشورهای منطقه است، چرا که وقتی آنها دیدند که جمهوری اسلامی در مقابل همه سختی ها ومشقت ها ایستادگی کرده و در خیلی از موارد دشمنانش را به سوی یک شکست عظیم سوق داده طبیعی است که انقلاب ما در خاورمیانه ودر جهان بسیار تاثیرگذار می شود. اگر بخواهیم مثالی بزنیم سیدحسن نصرالله در اظهاراتی در خصوص انقلاب ایران گفت: ما درس مقاومت را از محمد حسین فهمیده ها یاد گرفتیم و بر اساس آن شهامت ها، رژیم صهیونیستی را از سرزمین خودمان بیرون کردیم وهمین نقطه امیدی برای مجاهدین عزیز حزب الله ومقاومت لبنان شد ومتعاقب آن جنبش حماس وجهاد اسلامی امیدوارتر از گذشته از انقلاب تاثی جستند .

به نظر می رسد غربی ها اکنون برای مهار انقلاب ها به پروژه ایران هراسی و شیعه هراسی روی آورده اند
حضور جمهوری اسلامی به عنوان یک وزن برتر ومهم در منطقه برای ابرقدرت ها یک وحشتی را ایجاد کرد که آمریکا وغرب همواره پروژه ایران هراسی وشیعه هراسی را در دستور کارخودشان قرار دادند و تبلیغات مسمومی هم در این زمینه انجام دادند اما خوشبختانه هیچ کدام از برنامه های آنها تا به حال به نتیجه نرسیده است. بر همین اساس انقلاب تونس اتفاق افتاد متعاقب آن مصر وبعد در سایر کشورهای دیگر از جمله بحرین ویمن .درکشورهای بحرین ویمن چون تعداد شیعیان زیاد است ،می توان گفت که پاشنه آشیل غربی ها در خاورمیانه شده است. یعنی مساله جمعیت قابل توجه شیعیان در بحرین، عربستان و حتی یمن به نگرانی و سردمداران وحاکمان وابسته به غرب تبدیل شده است.  این وحشت حتی حاکمان این کشورها را واداشته است تا دست به اقدامات ضد بشری بزنند. لشکرکشی یک کشور عربستان سعودی  به داخل خاک بحرین و بحث مداخله در اموراین کشور از سوی عربستان وامارات ، که بسیاری از مبارزین انقلابی را بازداشت کنند ویا از شهر وکشورشان اخراج کنند ویا به شهادت برسانند همه از جمله اقدامات شکل گرفته دراین کشور است و طبیعی است که فریاد علما ومراجع دینی وسیاسیون ومسئولان، نه تنها در کشور ما بلکه در کشورهای دیگر را نیز بر می انگیزد .

غربی ها درباره خشونت های به کار گرفته شده از سوی قذافی درلیبی حساسیت های زیادی به خرج  دادند، طوریکه حتی خود را مجاز به حمله نظامی علیه این کشور دانستند اما دربرابر جنایات حکام بحرین علیه مردم وشیعیان این کشور هیچ موضعی اتخاذ نمی کند؟ دلیل این موضوع چیست؟اكثریت مردم بحرین شیعه هستند و اقلیت سنی بدون انتخابات با دیكتاتوری می كنند  و تاكنون شاه بحرین برای اینكه كشور بحرین را از اكثریت شیعه تغییر دهد عده ای زیادی را از كشورز اخراج یا تبعید و شهید كرده و بالی چهارصد هز ار نفر از اتباع سنی عربستان و عراق و امارات وحتی  هند و.. كه عرب بودند تابعیت داده است و جهانیان سكوت كردند
متاسفانه کشورهای غربی عموما هر جا که منافعشان درخطرباشد در راستای حفظ منافعشان حرکت خواهند کرد وبا لابی گری ها واعمال نفوذهایی که انجام می دهند ، خواستار احیا منافع درخطر افتاده خود می شوند یعنی همان چیزی که در حال حاضر در خاورمیانه اتفاق افتاده  وامروز ما شاهد آن هستیم . غربی ها تنها به منافع خود می اندیشند نه به منافع مردم بی دفاع بحرین وبه همین دلیل با حکام این کشور یکی شدند بر ضد مردم بی گناه واجازه لشکرکشی به نیرهای عربستان وامارات داده اند.

مثال ساده دولت و ریس جمهور و مجلس مصر كه با انقلاب بوجود آمد  و با رای مستقیم مردم مصر  توسط  نظامیان وابسته به غرب واسراییل كوتا شد و ریس جمهور  مصر بازداشت و محاكمه شد و غربیان بجای تحت فشار یا تصویب قطعنامه علیه دولت كودتا كمك مالی و معنوی كردند به دولت كودتا این است .

 یا درلیبی كه انقلاب شد با سرازیر كردن پول بعداز قذافی در انتخابات با پخش پول و تبلغات وزیر دادگستری قذافی  را ریس دولت كردنو همچنین انقلاب های بهار عربی را خفه كردند ..

كسی نیست سوال كنند این چه سازمان وش رای امنیت و حقوق بشری غربی است كه تمام حاكم های عربی بدون انتخابات هستند  از جمله عربستان و امارات و....چرا امریكا و غرب كه ادعایی حقوق بشری دارنند از آنها دفاع می كنند.

وظیفه مجامع بین المللی وسازمان ملل متحد وهمچنین مسلمانان دیگر کشورها ، در برابر کشتار ظالمانه شیعیان ومردم بحرین چیست ؟
وظیفه حمایت از مردم بی دفاع بحرین ، وظیفه بسیارسنگینی است . من اعتقاد دارم که جمهوری اسلامی به خصوص دستگاه سیاست خارجی باید بتواند نسبت به این جنایاتی که علیه انسانها ودر راستای نقض حقوق بشر در بحرین وسایر کشورها صورت می گیرد ، قوی تر عمل کند ، گرچه این مسائل زیرسر آمریکا است وهمه نقشه ها از طریق آنها انجام می شود. سران کشورهای اسلامی باید در اسرع وقت یک اجلاس اضطراری داشته باشند و با اولین نشست درخصوص این موضوع مساله احقاق حق مردم بی گناه ومحاکمه سران جنایتکاری که مردم وشیعیان بی دفاع را به خاک وخون می کشند، رسیدگی وپیگیری کنند این اولین اقدام است . اقدام بعدی این است که کشورهای مسلمان باید بدانند مساله ای که روابط بین المللی  وبه خصوص در سازمان ملل وجود دارد مساله حق وتو است ، چرا باید چند کشوردر دنیا حق وتو داشته باشند اما کشورهای اسلامی با این همه قدرت ونیرو یک چنین حقی را نداشته باشند ، این یک ظلم بزرگ در حق کشورهای اسلامی است.

یا كشتار مردم عراق و سوریه توسط داعش و سلفی ها كه از دیكتاتور عربستان و قطر و امارات و اسراییل  تامین مالی و معنوی می شوند چرا سكوت می كنندو چرا اجازه حضور دارنند...پس سازمان ملل و شورای امنیت كارایی اش را از دست داده است ..

اگر سازمان ملل وجود دارد چرا آمریكا و گروه ائتلاف بدون تصویب قطعنامه سازمان ملل به داعش در سوریه و عراق حمله كردند....چرا وقتی حمله می كنند چرا با قانون بین الملل حمله می كنند و چرا بجای اینكه داعش را هدف قرار بدهد  تاسیسات زیر بنایی عراق و سوریه را هدف قرار می دهند..

dardnews.ir

 اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روزنامه نگار ( كارشناس  حقوق بین الملل خصوصی)





ژ"
نظرات() 

فعال حقوق بشر کیست؟

تاریخ:جمعه 3 آذر 1396-09:18 ب.ظ

فعال حقوق بشر کیست؟ اسماعیل اسدی دارستانی کارشناس و فعال حقوق بشر و محیط زیست

بحث حقوق بشر ..قرن بیستم خاصه بعد از جنگ جهانی دوم بسیار مورد توجه قرار گرفت به گونه ای که یکی از اهداف سازمان ملل متحد پیشبرد و تشویق احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی برای همگان بدون تمایز از حیث ن‍ژاد، جنس، زبان مذهب و … اعلام شد

 

وَإِن كَانَ طَآئِفَةٌ مِّنكُمْ آمَنُواْ بِالَّذِی أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَآئِفَةٌ لَّمْ یْؤْمِنُواْ فَاصْبِرُواْ حَتَّى یَحْكُمَ اللّهُ بَیْنَنَا وَهُوَ خَیْرُ الْحَاكِمِینَ ﴿87 اعراف ﴾

( شعیب بمومنان گفت )اگر به آنچه من از طرف خدا مامور بتبلیغ آن شده ام گروهی ایمان آوردند و گروهی ایمان نیاورده و بخصومت برخاستند شما مومنان که ایمان آورده اید صبر پیشه کنید تا خدا میان ما و آنها داوری کند او بهترین دادخواهانست

(ج18 فرهنگ قرآن ، ص250)

گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ

آنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد

پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری

آن است که بعد از هر زمین خوردن

دوباره برخیزی

من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم.
نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت
و از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود.

 کوروش بزرگ

آستارا نیوز  اسماعیل اسدی دارستانی کارشناس حقوق بشر : اگرچه تبعات ناگوار دو جنگ جهانی و هراس از تکرار آن ملل متحد را به دور هم گرد آورد تا اهرمهایی هرچند ضعیف برای پیشگیری از جنگ طراحی کنند، اما دغدغه ای که از آن زمان به بعد و حتی قبل از آن هم همواره وجود داشته و دارد، تنها توسل به زور و قدرت نمایی دولتها در قبال یکدیگر نبود، بلکه گردنکشی حاکمیت ها در قبال افراد تحت حاکمیتشان نیز مهم می نمود. از اینرو دولتها با اکراه برای تضمین حقوق افراد تحت حاکمیتشان ناگزیر به پذیرش حداقل هایی تحت عنوان حقوق مدنی و سیاسی و یا حقوق اجتماعی و اقتصادی و بعدها منع شکنجه، حقوق زنان و یا حقوق کودکان و امثالهم طی کنوانسیونهای متعدد بین المللی شدند. این سازوکارها برای آن بود که دولتها ملزم به تایید حقوق طبیعی افراد تحت حاکمیتشان شوند به گونه ای که نتوانند هرطور که خواستند با آنها رفتار کنند. هرچند دولتهایی که اساسا اعتقادی به این مهم نداشتند، به این تعهدات تن نداده و به کنوانسیون مربوطه نپیوستند و یا بیکار ننشسته و تا جایی که در توان داشتند، در زمان تدوین و تنظیم این حداقل ها به بهانه هایی چون شرایط متفاوت مذهبی و فرهنگی برای کاهش تعهداتشان در قبال افراد تحت حاکمیتشان تلاش کردند و یا با اعمال حق شرط عدم تعهد خود را نسبت به ماده و موادی پیشاپیش اعلام کردند. نهایتاً اینکه در مواردی برای جلوگیری از شکایت سایر دول و یا اتباع خود، تن به سازوکارهای اجرایی مثل پروتکل اول میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، ندادند.

این رویه را به خوبی می توان در پذیرش و قبولی اعلامیه جهانی حقوق بشر و سپس در پیوستن و تصویب کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و پروتکل اول آن و نیز حق شرط هایی که به این کنوانسیون و یا سایر کنوانسیونها از جمله کنوانسیون حقوق کودک وارد شده است، به خوبی مشاهده کرد. میزان گرایش دولتها از پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر تا سایر کنوانسیونها که جنبه الزام آوری داشتند، رفته رفته کاهش می یابد. هرچند اعلامیه هزاره به عنوان معیار مشترک به طور رسمی مورد تاکید قرار می گیرد و با اقبال و پذیرش تمامی کشورها همراه است اما به واقع و در عمل، وقتی اصول آن، جنبه لازم الاجرایی پیدا می کند، نه تنها دولتهای غیرمردمی، تن به آن نمی دهند بلکه در مناسبات سیاسی نیز دولتها هرگز دوستان خود را متهم به نقض حقوق بشر نمی کنند و بیشتر ترجیح می دهند نقض حقوق بشر را در کشورهای غیردوست خود رصد کرده و جار بزنند و نباید نادیده گرفت ایرانیان از زمان باستان قانون مدون داشتند و دارنند و اولین منشور حقوق بشر جهانی توسط ایرانیان بدست كورش كبیر نگاشته شده است و ایرانیان اولین مدافعان حقوق بشر در عالم هستی هستند

خیلی ها فكر می كنند فعال حقوق بشر نباید برای احقاق حق مردم از خشونت یا جنگ حرفی بزند و این در صورتیكه یك اصل قانون اساسی كشور امر به معروف و نهی ازمنكر است یعنی اگر كسی حقوق دیگر مردم را خواست از بین ببرد و با زبان نتوانستی جلوی ظلم را بگیریی می توانی با اعمال زور از حقوق مظلوم دفاع نمود  نمونه بارز مدافعان حقوق بشر در تاریخ اسلام می باشد كه امام حسین برای اجرای امربه معروف و نهی ازمنكر ( همان حقوق بشر ) تسلیم نشد و دراین راه شهید شد و موارد زیادی در تاریخ اسلام می باشد.

اما صرفنظر از عملکرد دولتها در مورد مقوله حقوق بشر که هم مخاطب آنند و هم ناقض آن،‌امروزه به نظر می رسد دفاع از حقوق بشر بیش از آنکه مورد حمایت و یا ترویج قرار بگیرد، اغلب به یک ژست بدل گشته است. امروزه همه دولتمردان دم از حقوق بشر می زنند – البته به مفهومی که خود می خواهند و قبول دارند- و اساساً اکنون هیچ حکومتی نمی تواند صراحتاً حقوق بشری افراد تحت حاکمیت خود را به رسمیت نشناسد بلکه با دستاویزهایی چون نسبت گرایی و شرایط خاص مذهبی و قومی و فرهنگی، نقض این حقوق را توجیه می کنند. به زعم آنها حقوق بشر محدوده جغرافیایی دارد، در حالی که در حقوق بشر، فرد به عنوان جهان شمول بودن مورد نظر قرار می گیرد. با این وصف، نقض حق حیات همان اندازه برای یک کودک مسلمان افغانستانی نارواست که برای یک کودک مسیحی یا یهودی در فلسطین و سرزمینهای اشغالی نارواست. به عبارت دیگر، حقوق بنیادین بشری که ملهم از حقوق طبیعی است یعنی فطرت بشر ایجاب می کند، فارغ از درج در معاهدات و یا فارغ از پذیرش دولت یا دولتهایی لازم الاتباع هستند.

از عملکرد دولتها که بگذریم نوبت به افرادی می رسد که حقوق بشر برایشان ابزاری شده جهت شناساندن خود به جامعه داخلی و جهانی. این اقلیت حظ بسیاری از مطرح شدن به عنوان فعال حقوق بشر می برند. اینان بی آنکه عملکرد یک مدافع حقوق بشر را داشته باشند، به صرف شرکت در کارگاه های آموزشی در مورد حقوق بشر، کنفرانس ها و همایش و یا حتی تحصیل در این رشته، خود را فعال حقوق بشر نامیده و بهتر بگوییم دوست دارند با این وصف نامیده شوند. بعضاً عضویت در گروه، دسته و یا اجزای سازمانی صنفی که متعلق به آنند را حق خود دانسته و گاه با استفاده از منابع مالی صنف، خود در چندین کارگاه آموزشی و امثالهم نیز شرکت می کنند، بی آنکه مفاهیم آموخته شده را در مقام یک فعال حقوق بشر آموزش داده یا ترویج کنند.

این در حالیست که عده ای دیگر در لباس وکیل، دانشجو، استاد و مدافع حقوق بشر  و حتی کارگر به خاطر دغدغه هایی که برای ترویج و احقاق حقوق بشری دارند، همواره به عنوان یک فرد مخالف و یا به زبان امروزی برهم زننده امنیت و امثالهم تحت فشارند. هرچند بسیار تکرار شده که حقوق بشر سیاسی نیست و نباید آنرا سیاسی کرد اما به واقع مگر می شود مطالباتی که افراد از حاکمیت دارند و نسبت به نقض آن معترضند مثل حقوق برابر زن و مرد، انتخابات آزاد و امثالهم از نظر هر حاکمیتی، سیاسی تلقی نشود؟ اقدامات این افراد بی آنکه خود بخواهند و به واقع چنین باشد، «امنیتی» تلقی شده و با همین انگ در تعقیب و به کیفر رساندن آنها حداقل حقوق مندرج در دادرسی عادلانه که برای متهم اعلام شده است نسبت به این عده نقض می شود. شاید از اینروست که در سال 1998 سازمان ملل ناگزیر برای شناساندن و تفکیک «مدافع حقوق بشر» از «مخالف سیاسی» مبادرت به صدور قطعنامه کرد و از آن تاریخ فعالین حقوق بشر بعنوان یك  مسئله حقوقی شناخته شدند و در راستای مدافع حقوق بشر فرد مصون می باشد واین زمان می برد تا این در جهان فرهنگ شود.

سازمان ملل متحد طی این اعلامیه عبارت «مدافع حقوق بشر» را در مورد کسانی که برای حمایت و اجرای حقوق بشر کمک می کنند، به کار برد؛ به گونه ای که حقوق بشر تماماً برای همگی آحاد بشر محقق شود. این افراد می توانند از اقشار مختلف جامعه و با سطح معلومات متفاوتی از قبیل کارمند، محصل، پزشک، معلم، کارگر، وکیل دادگستری، کاسب، قاضی و امثالهم باشند. مطابق این اعلامیه، هرکس که بخواهد می تواند مدافع حقوق بشر باشد. بدیهی است که ذکر هرکس که می خواهد به منزله آن نیست که فقط بخواهد بلکه عملکرد و اقداماتش نیز باید در جهت ترویج حقوق بشر باشد و این اقدامات می تواند در مورد کلیه مصادیق مندرج در هر چهار نسل حقوق بشر باشد.

این اعلامیه، حقوقی نیز برای مدافعان حقوق بشر برشمرده است که می توان به حق دسترسی به اطلاعات مربوط به حقوق بشر، انتقاد و ارائه پیشنهاد به سازمان ها و ارگانهای مربوطه، حضور در محاکم، حق ارتباط با سازمانهای غیردولتی و امثالهم اشاره کرد.

مدافعان حقوق بشر در کشورهای ناقض این حقوق، تحت فشار حاکمیت اند. آنها در قالب فعالین سیاسی و یا امنیتی تحت تعقیب قرار می گیرند و گاه ارتباط با یک رسانه خارجی و حتی سازمانهای غیردولتی خارجی، گزگی به دست حاکمیت داده تا آزادی و امنیت آنها سلب شود. از اینرو آنهایی که جان سالم به در می برند، گاه جلای وطن کرده و برای آزادی عمل خود در مکانی غیر از کشور خود اقامت می کنند.

عده ای بعداز اینكه انترنت به جهان آمد بخصوص ایران  از طریق فضای مجازی سایت و وبلاگ به فعالیت مدافع حقوق بشر پرداختند  و بعنوان شهروند خبرنگار معروف هستند و من اولین كسی بودم كه بعنوان وبلاگ نویس مدافع حقوقبشر و میحط زیست  در فضای مجازی فعالیت كردم و كمتر كسی در جهان است كه نام مرا بعنوان فعال حقوق بشر و محیط زیست نشناخته باشد و بابت این فعالیت وبلاگ نویسی تاوان  زیادی دادم و می دهم..

صرفنظر از آنکه عمل و شغل وکیل دادگستری خواسته و ناخواسته به عنوان مدافع حقوق مردم و یکی از تضمینات دادرسی منصفانه و چه بسا عادلانه، نوعی فعالیت حقوق بشری محسوب می شود، قابل ذکر است که در میان این صنف، بعضاً این تفکر و تصور وجود دارد که حتماً باید برای گرفتن حق موکل به ابزارهای رسانه ای متوسل شد. شکی نیست که گاهی نقض دادرسی عادلانه به قدری مشهود و زننده می نماید که وکیل ناگزیر از توسل به این ابزارهاست، با این وجود، در برخی موارد که لزومی به استفاده از این ابزار، ضروری به نظر نمی رسد، نه تنها زحمات یک وکیل را تحت الشعاع قرار می دهد بلکه برعکس به ضرر موکل نیز منتهی می شود. این در حالیست که عده ای دیگر از همین صنف، داوطلبانه بدون جاروجنجال و تبلیغات و با تجربه ای که کسب کرده اند، تنها به منافع موکل خود فکر کرده و برای حصول آن، لحظه ای دست از کار نکشیده اند. این عده با آنکه کار و تلاششان کاملاً مصداق فعال حقوق بشر است، نه حظی از مطرح شدن به عنوان حقوق بشر می برند و نه از اینکه به این عنوان شناخته نشوند، نگرانند. اما چه مردم عادی و چه حتی اقلیتی در این صنف، «فعال حقوق بشر» بودن را به شناخته شدن در رسانه ها، آن هم به واسطه پیگیری های پرونده هایی خاص موسوم به امنیتی و یا هر پرونده ای که مجال مطرح شدن آنها را داشته باشند، می دانند. شاید از اینروست که اگر با وصف فعال حقوق بشر مورد خطاب و توجه قرار نگیرند، ناراضی خواهند بود.

شخصاً شاهد نقض حقوق زیادی در پرونده های خانوادگی، ثبتی، حقوقی های ساده و دشوار و حتی چک بلامحل و امثالهم در دادگاه ها و غیردادگاهها بوده ام که هر کدام می توانست به اندازه هر پرونده امنیتی حرفی برای گفتن داشته باشد. حال باید پرسید تا چه اندازه با نگاه نقادانه به این قبیل پرونده ها نیز نگریسته ایم؟! آیا کرامت ذاتی انسان، تنها در آن محاکم نقض می شود؟ آیا حق دفاع به واسطه تبصره ماده 128 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری نقض شده و یا در دادگاههای انتظامی و اداری نیز چنین است؟ آیا آزادی بیان را برای هر رسانه ای قبول داریم و یا تنها برای رسانه های همسو با تفکرات و عقاید خودمان؟ به عنوان یک وکیل دادگستری که خواسته و ناخواسته حداقل در حیطه دادرسی عادلانه، کاری حقوق بشری انجام می دهیم، تا چه اندازه در معرفی و شناساندن نسل های حقوق بشری به مردم کوشا بوده ایم؟ آیا به جز حق حیات، آزادی بیان و عقیده و مذهب و امثالهم، از حق بر محیط زیست سالم، حق بر صلح و توسعه نیز سخنی به میان آورده ایم؟ شاید بگویید که وکیل هستیم و تنها از دستمان همین قسم حوزه دادرسی عادلانه بر می آید. آری، چه اگر غیر از آن بود و یا جامعه به رشدی که برآمده از آگاهی نسبت به حقوق خود باشد، رسیده بود نسبت به حقمان بر محیط زیست هم همان اندازه صدایمان در می آمد که نسبت به سایر حقوق بشری مدعی هستیم. به عنوان فعال حقوق بشر، نباید تک بعدی به آن پرداخت، بلکه اصولاً باید همه جانبه و نسبت به تمامی مردم دنیا، همه حقوق را خواهان باشیم.

تعدادی از وکلای دادگستری با تمامی دشواریهایی که پرونده های امنیتی برایشان در پی خواهد داشت، دلسوزانه پیگیر دفاع از حقوق موکلین خود در این قبیل پرونده ها هستند. عده ای از آنها بی آنکه ادعایی داشته باشند، نه تنها چنین پرونده هایی را قبول می کنند بلکه در مقام یک وکیل که کارش دفاع از حقوق موکلش است، هرجا که حقوق متهمی را در معرض خطر ببینند به میدان آمده و برای دفاع از آن تلاش وافری می کنند. برای این عده، تفاوتی هم نمی کند که فرد متهم به ارتکاب جرایم امنیتی باشد یا کلاهبرداری و یا مواد مخدر و یا قتل عمد، آنها به رسالت خود به عنوان یک وکیل دادگستری می اندیشند .

به هر حال، همانطور که پیشتر دیدیم، از روند پیوستن حاکمیتها به کنوانسیونهای حقوق بشری، چنین بر می آید که اساساً آنها روی خوشی به حقوق بشر و تعهداتشان نسبت به افراد تحت حاکمیتشان نشان نمی دهند. همین امر است که فعالین حقوق بشر را وادار می کند که برای احقاق آن، همواره هشیار بوده و متذکر آن باشند. اگرچه فعالین حقوق بشر به موجب قطعنامه سازمان ملل حق دارند که با سازمانهای مختلف حقوق بشری غیردولتی در ارتباط بوده، برای انجام رسالتشان به هر نوع اطلاعاتی دسترسی داشته باشند، اما این امر به دشواری صورت می گیرد؛ خاصه در حکومتهای خودکامه، فعالین حقوق بشر بهای سنگینی برای اهداف متعالی خود باید بپردازند.

در این وانفسا، وکلا مدافعان حقوق بشر  در جهان چون رزمنده ای بدون سنگر در برابر دشمنان خودی و  و غیره  که در میدان مین گرفتار آمده اند، برای حفظ حقوق موکلینشان و محروان جامعه ومردم چنان باید سنجیده گام بردارند که نه به خود آسیب برسانند و نه موجبات تضییع حقوق موکلینشان و مردم  را فراهم آورند. آری، می دانم که دست کم در سازوکارهای قضایی کشور ما، این مهم، بعضاً تکلیفی مالایطاق است. در کشور ما وکیل و مدافعان حقوق بشر ( مدافع حقوق بشر مطابق  قانون اساسی طبق اصل ... بعنوان امر به معروف و نهی از منكر شناخته می شود اما در عمل اجرا نمی شود و این اصل ق ا كشور بیشتر نادیده یا تفسیر لاغیر انگاشته  می شود ) از مصونیت لازمه برخوردار نیست، هر لحظه که می خواهد برای حقوق موکل  و مردم خود فریاد بزندو دفاع كند ، باید نیم نگاهی هم به آینده شغلی و موقعیت خود داشته باشد وگرنه سالم از میدان مین بیرون نخواهد آمد. از اینرو وکلایی  و مدافعان حقوق بشر که به واقع بدون ادعایی و جار و جنجالی حتی حاضرند آینده شغلی و زندگی وسر نوشت  خود را نیز به خطر بیندازند که حقی از موکلشان و مردم تضییع نشود را باید ستود.

اسماعیل اسدی دارستانی  کارشناس حقوق بشرو اولین وبلاگ نویس  حقوق بشر و محیط زیست  جهانیastarao@yahoo.com

 dardnews.ir





ژ"
نظرات() 

منشور حقوق بشر جهانی - کوروش كبیر

تاریخ:جمعه 3 آذر 1396-09:17 ب.ظ

منشور کوروش

استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده‌است.

نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ پایانی آن سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است. این استوانه در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر بابل باستانی پیدا شده و در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود.[۱] این منشور یکی از بزرگترین نشانه‌های روحیهٔ بردباری در فرهنگ ایرانی است.

پیداسازی منشور کوروش
در سال ۱۲۵۹ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی به هنگام کاوش‌های باستان‌شناسی گروه بریتانیایی در محوطهٔ باستانی بابل در بین‌النهرین (میان‌رودان)، هرمزد رسام، باستان‌شناس بریتانیایی آسوری‌تبار، استوانهٔ گلی‌ای را یافت که شامل نوشته‌هایی به خط میخی بود.

جنس این استوانه کوروش از گل رس است، ۲۲٫۵ سانتی‌متر طول و ۱۱ سانتی‌متر عرض دارد و دور تا دور آن ۴۵ سطر (به جز بخش‌های تخریب‌شده) به خط و زبان اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است. بررسی‌های بعدی نشان داد که نوشته‌های استوانه در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ پس از شکست دادن نبونید و تصرف کشور بابل، نوشته شده‌است.

این اثر در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک) در شهر بابل قرار داده شده بود. در حال حاضر این لوح سفالین استوانه‌ای در بخش «ایران باستان» در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود. از سوی دیگر، در سال ۱۳۷۵ آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانه‌ای که آن را متعلق به نبونید پادشاه بابل می‌دانستند، در حقیقت پاره‌ای از استوانهٔ کوروش بزرگ، از سطرهای ۳۶ تا ۴۳ است.

پس از این آگاهی، این پاره از لوح استوانه‌ای که در دانشگاه ییل (Yale) در آمریکا نگهداری می‌شد، به موزه بریتانیا در لندن انتقال داده شد و به استوانهٔ اصلی پیوست گردید. پژوهش‌های زبان‌شناسی روی دو قطعه استخوان فسیل شدهٔ اسب که در موزهٔ شهر ممنوعه در چین نگهداری می‌شوند، منجر به شناسایی نسخهٔ چینی منشور کورش شد. قدمت این استخوان‌ها به دورهٔ سلطنت هخامنشیان بازمی‌گردد.

منشور کوروش,استوانهٔ کوروش,منشور حقوق بشر کوروش,متن استوانه کوروش

ساخت منشور کوروش
کوروش بزرگ، بنیان‌گذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسلهٔ هخامنشیان، پس از تسخیر بابل، در بابل بر تخت پادشاهی نشست و ادیان بومی را آزاد اعلام کرد. برای جلب محبت مردم میانرودان (بین‌النهرین)، مردوک که بزرگترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، او را نیایش کرد و سپاس گفت. او هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت.

او تمامی کسانی را که به اسارت به بابل آورده شده بودند گرد هم آورد و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند. کوروش همچنین قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد. به دستور کوروش، شرح وقایع و دستورهای وی روی یک لوح استوانه‌ای سفالین نگاشته شد و در معبد مردوک قرار گرفت.

استوانه کوروش
استوانه کوروش، استوانه ناقص از جنس خاک رس است که با ۳۵ خط حکاکی شده به زبان آکدی توسط هرمزد رسام در حفاری منطقه معبد مردوک در سال ۱۸۷۹ در بابل کشف گردید. تکه دوم که شامل خط‌های ۳۶ تا ۴۵ می‌شود، در کلکسیون بابلی دانشگاه ییل توسط برگر پیدا شد. حکاکی کلی گرچه در آخر ناکامل ماند، شامل ۴۵ خط شد که سه سطر اول تقریباً به طور کامل شکسته‌اند(قابل خواندن نیستند).
متن حاوی روایتی از فتح بابل توسط کورش در ۵۳۹ پ. م. است و با گفتاری از مردوخ ایزد بابلی در مورد جنایت‌های نبونعید، آخرین پادشاه کلدانی، آغاز می‌شود (سطرهای ۴-۸). در ادامه روایتی از جستجوی مردوخ برای یافتن پادشاه شایسته، انتساب کورش به حکمرانی تمام جهان، و عاملیت او در فتح بابل بدون جنگ آورده می‌شود (سطرهای ۹-۱۹).

سپس کورش، با لحن اول شخص، القاب و نسب خود را برمی‌شمرد (سطرهای ۲۰-۲۲) و اعلام می‌کند که صلح کشور را تضمین کرده (سطرهای ۲۲-۲۶) که به موجب آن او و پسرش کمبوجیه مشمول رحمت مردوخ شده‌اند (سطرهای ۲۶-۳۰). او بازسازی معبد، که در دوران زمامداری نبونعید به فراموشی سپرده شده بود، و اجازه‌اش به تبعیدشدگان مبنی بر بازگشت به میهن‌شان را توصیف می‌کند (سطرهای ۳۰-۳۶). در پایان پادشاه بازسازی دفاع شهر بابل را توصیف کرده (سطرهای ۳۶-۴۳) و گزارش می‌کند که به هنگام بازسازی کتیبه‌ای از آشوربانیپال را دید.(سطرهای ۴۳-۴۵)
در حقیقت متن توسط کاهنان مردوخ با تقلیدی از متون کهن نئو-آشوری، به ویژه کتیبه‌های آشوربانیپال نوشته‌شده در بابل، نوشته‌شده‌است. بنابراین، استوانه ساختی به شیوه معمول کتیبه‌های میانرودان دارد و به‌عنوان پی دیوارهای بابل برای یادبود بازسازی‌های کورش در آنجا گذاشته‌شده‌است.

منشور کوروش,استوانهٔ کوروش,منشور حقوق بشر کوروش,متن استوانه کوروش

نخستین بیانیه حقوق بشر
از طرف بسیاری این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود.

موزه بریتانیا یا بریتیش میوزیوم این سند را نخستین بیانیه حقوق بشر می خواندو همینطور بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، در جریان سفر به تهران، رسما از استوانه کورش به عنوان نخستین بیانیه حقوق بشر یاد کرد و آن را مایه افتخار ایرانیان دانست.

در این لوح استوانه‌ای، کوروش پس از معرفی خود و دودمانش و شرح مختصر فتح بابل، می‌گوید که تمام دستاوردهایش را با کمک و رضایت مردوک خدای بابلی به انجام رسانده‌است. وی سپس بیان می‌کند که چگونه آرامش و صلح را برای مردم بابل و سومر و دیگر کشورها به ارمغان آورده، و پیکر خدایانی که نبونید از نیایشگاه‌های مختلف برداشته و در بابل گردآوری کرده بوده را به نیایشگاه‌های اصلی آنها برگردانده‌است. پس از آن، کوروش بزرگ می‌گوید که چگونه نیایشگاه‌های ویران‌شده را از نو ساخته و مردمی را که اسیر پادشاه‌های بابل بودند به میهن‌شان برگردانده‌است. در این نوشته اشارهٔ مستقیمی به آزادی قوم یهود از اسارت بابلیان نشده، اما با مطالعه و پژوهش منابع تاریخی مشخص شده‌است که آزادی یهودیان بخشی از سیاست کوروش پس از فتح بابل بوده‌است.





ژ"
نظرات() 

اعلامیه جهانی حقوق بشر

تاریخ:جمعه 3 آذر 1396-09:17 ب.ظ

متن اعلامیه جهانی حقوق بشر
این «اعلامیه جهانی حقوق بشر» را به عنوان یک استانده ی مشترک و دستاورد تمامی ملل و ممالک اعلان میکند تا هر انسان و هر عضو جامعه با به خاطرسپاری این «اعلامیه»، به جد در راه یادگیری و آموزش آن در جهت ارتقای حرمت برای چنین حقوق و آزادیهایی بکوشد و برای اقدامهای پیشبرنده در سطح ملی و بین المللی تلاش کند تا [همواره] بازشناسی مؤثر و دیده بانی جهانی [این حقوق ] را چه در میان مردمان «ممالک عضو» و چه در میان مردمان قلمروهای زیر فرمان آنها [تحصیل و] تأمین نماید.



• ماده ی ۱

تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتار کنند.

• ماده ی ۲

همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیده ی دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه»اند. به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمروقضایی و وضعیت بین المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد.

• ماده ی ۳

هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است.

• ماده ی ۴

هیچ احدی نباید در بردگی یا بندگی نگاه داشته شود: بردگی و داد و ستد بردگان از هر نوع و به هر شکلی باید باز داشته شده و ممنوع شود.

• ماده ی ۵

هیچ کس نمی بایست مورد شکنجه یا بیرحمی و آزار، یا تحت مجازات غیرانسانی و یا رفتاری قرارگیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد.

• ماده ی ۶

هر انسانی سزاوار و محق است تا همه جا در برابر قانون به عنوان یک شخص به رسمیت شناخته شود.

• ماده ی ۷

همه در برابر قانون برابرند و همگان سزاوار آن اند تا بدون هیچ تبعیضی به طور برابر در پناه قانون باشند. همه انسانها محق به پاسداری و حمایت در برابر هرگونه تبعیض که ناقض این «اعلامیه» است. همه باید در برابر هر گونه عمل تحریک آمیزی که منجر به چنین تبعیضاتی شود، حفظ شوند.

• ماده ی ۸

هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی مؤثر به مراجع دادرسی از طریق محاکم ذیصلاح ملی در برابر نقض حقوق اولیه ای است که قوانین اساسی یا قوانین عادی برای او برشمرده و به او ارزانی داشته اند.

• ماده ی ۹

هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید خودسرانه قرار گیرد.

• ماده ی ۱۰

هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی آشکار و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی، به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند.

• ماده ی ۱۱

۱. هر شخصی متهم به جرمی کیفری، سزاوار و محق است تا زمان احراز و اثبات جرم در برابر قانون، در محکمه ای علنی که تمامی حقوق وی در دفاع از خویشتن تضمین شده باشد، بیگناه تلقی شود.

۲. هیچ احدی به حسب ارتکاب هرگونه عمل یا ترک عملی که مطابق قوانین مملکتی یا بین المللی، در زمان وقوع آن، حاوی جرمی کیفری نباشد، نمیبایست مجرم محسوب گردد. همچنین نمی بایست مجازاتی شدیدتر از آنچه که در زمان وقوع جرم [در قانون] قابل اعمال بود، بر فرد تحمیل گردد.

• ماده ی ۱۲

هیچ احدی نمیبایست در قلمرو خصوصی، خانواده، محل زندگی یا مکاتبات شخصی، تحت مداخله [و مزاحمت] خودسرانه قرار گیرد. به همین سیاق شرافت و آبروی هیچکس نباید مورد تعرض قرار گیرد. هر کسی سزاوار و محق به حفاظت قضایی و قانونی در برابر چنین مداخلات و تعرضاتی است.

• ماده ی ۱۳

۱. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن آزادی جابه جایی [حرکت از نقطه ای به نقطه ای دیگر] و اقامت در [در هر نقطه ای] درون مرزهای مملکت است. ۲. هر انسانی محق به ترک هر کشوری، از جمله کشور خود، و بازگشت به کشور خویش است.

• ماده ی ۱۴

۱. هر انسانی سزاوار و محق به پناهجویی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای پناه دهنده در برابر پیگرد قضایی است.

۲. چنین حقی در مواردی که پیگرد قضایی منشأیی غیرسیاسی داشته باشد و یا نتیجه ارتکاب عملی مغایر با اهداف و اصول «ملل متحد» باشد، ممکن است مورد استناد قرار نگیرد.

• ماده ی ۱۵

۱. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن تابعیتی [ملیتی] است.

۲. هیچ احدی را نمی بایست خودسرانه از تابعیت [ملیت] خویش محروم کرد، و یا حق تغییر تابعیت [ملیت] را از وی دریغ نمود.

• ماده ی ۱۶

۱. مردان و زنان بالغ، بدون هیچ گونه محدودیتی به حیث نژاد، ملیت، یا دین حق دارند که با یکدیگر زناشویی کنند و خانواده ای بنیان نهند. همه سزاوار و محق به داشتن حقوقی برابر در زمان عقد زناشویی، در طول زمان زندگی مشترک و هنگام فسخ آن هستند.

۲. عقد ازدواج نمیبایست صورت بندد مگر تنها با آزادی و رضایت کامل همسران که خواهان ازدواجند.

۳. خانواده یک واحد گروهی طبیعی و زیربنایی برای جامعه است و سزاوار است تا به وسیله ی جامعه و «حکومت» نگاهداری شود.

• ماده ی ۱۷

۱. هر انسانی به تنهایی یا با شراکت با دیگران حق مالکیت دارد.

۲. هیچ کس را نمی بایست خودسرانه از حق مالکیت خویش محروم کرد.

• ماده ی ۱۸

هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.

• ماده ی ۱۹

هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است.

• ماده ی ۲۰

۱. هر انسانی محق به آزادی گردهمایی و تشکیل انجمنهای مسالمت آمیز است.

۲. هیچ کس نمی بایست مجبور به شرکت در هیچ انجمنی شود.

• ماده ی ۲۱

۱. هر شخصی حق دارد که در مدیریت دولت کشور خود، مستقیماً یا به واسطه انتخاب آزادانه نمایندگانی شرکت جوید.

۲. هر شخصی حق دسترسی برابر به خدمات عمومی در کشور خویش را دارد.

۳. اراده ی مردم میبایست اساس حاکمیت دولت باشد؛ چنین اراده ای می بایست در انتخاباتی حقیقی و ادواری اعمال گردد که مطابق حق رأی عمومی باشد که حقی جهانی و برابر برای همه است. رأی گیری از افراد می بایست به صورت مخفی یا به طریقه ای مشابه برگزار شود که آزادی رأی را تأمین کند.

• ماده ی ۲۲

هر کسی به عنوان عضوی از جامعه حق دارد از امنیت اجتماعی برخوردار بوده و از راه کوشش در سطح ملی و همیاری بین المللی با سازماندهی منابع هر مملکت، حقوق سلب ناپذیر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش را برای حفظ حیثیت و رشد آزادانه ی شخصیت خویش، به دست آورد.

• ماده ی ۲۳

۱. هر انسانی حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خویش را انتخاب کند، شرایط کاری منصفانه مورد رضایت خویش را دارا باشد و سزاوار حمایت در برابر بیکاری است.

۲. هر انسانی سزاوار است تا بدون رواداشت هیچ تبعیضی برای کار برابر، مزد برابر دریافت نماید.

۳. هر کسی که کار می کند سزاوار دریافت پاداشی منصفانه و مطلوب برای تأمین خویش و خانواده ی خویش موافق با حیثیت و کرامت انسانی بوده و نیز میبایست در صورت نیاز از پشتیبانی های اجتماعی تکمیلی برخوردار گردد.

۴. هر شخصی حق دارد که برای حفاظت از منافع خود اتحادیه صنفی تشکیل دهد و یا به اتحادیه های صنفی بپیوندد.

• ماده ی ۲۴

هر انسانی سزاوار استراحت و اوقات فراغت، زمان محدود و قابل قبولی برای کار و مرخصی های دوره ای همراه با حقوق است.

• ماده ی ۲۵

۱. هر انسانی سزاوار یک زندگی با استانداردهای قابل قبول برای تأمین سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، از جمله تأمین خوراک، پوشاک، مسکن، مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری است و همچنین حق دارد که در زمان های بیکاری، بیماری، نقص عضو، بیوگی، سالمندی و فقدان منابع تأمین معاش، تحت هر شرایطی که از حدود اختیار وی خارج است، از تأمین اجتماعی بهره مند گردد.

۲. دوره ی مادری و دوره ی کودکی سزاوار توجه و مراقبت ویژه است. همه ی کودکان، اعم از آن که با پیوند زناشویی یا خارج از پیوند زناشویی به دنیا بیایند، می بایست از حمایت اجتماعی یکسان برخوردار شوند.

• ماده ی ۲۶

۱. آموزش و پرورش حق همگان است. آموزش و پرورش میبایست، دست کم در دروه های ابتدایی و پایه، رایگان در اختیار همگان قرار گیرد. آموزش ابتدایی می بایست اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه ای نیز می بایست قابل دسترس برای همه مردم بوده و دستیابی به آموزش عالی به شکلی برابر برای تمامی افراد و بر پایه شایستگی های فردی صورت پذیرد.

۲. آموزش و پرورش می بایست در جهت رشد همه جانبه ی شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. آموزش و پرورش باید به گسترش حسن تفاهم، دگرپذیری [تسامح] و دوستی میان تمامی ملتها و گروههای نژادی یا دینی و نیز به برنامه های «ملل متحد» در راه حفظ صلح یاری رساند.

۳. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود برتری دارند.

• ماده ی ۲۷

۱. هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع خویش همکاری کند، از گونه های مختلف هنرها برخوردار گردد و در پیشرفت علمی سهیم گشته و از منافع آن بهره مند شود.

۲. هر شخصی به عنوان آفرینشگر، حق حفاظت از منافع مادی و معنوی حاصل از تولیدات علمی، ادبی یا هنری خویش را داراست.

• ماده ی ۲۸

هر شخصی سزاوار نظمی اجتماعی و بین المللی است که در آن حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه» به تمامی تأمین و اجرائی گردد.

• ماده ی ۲۹

۱. هر فردی در برابر جامعه اش که تنها در آن رشد آزادانه و همه جانبه ی او میسر می گردد، مسئول است.

۲. در تحقق آزادی و حقوق فردی، هر کس می بایست تنها زیر محدودیت هایی قرار گیرد که به واسطه ی قانون فقط به قصد امنیت در جهت بازشناسی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران وضع شده است تا اینکه پیش شرط های عادلانه ی اخلاقی، نظم عمومی و رفاه همگانی در یک جامعه مردمسالار تأمین گردد.

۳. این حقوق و آزادی ها شایسته نیست تا در هیچ موردی خلاف با هدف ها و اصول «ملل متحد» اعمال شوند.

• ماده ی ۳۰

در این «اعلامیه» هیچ چیز نباید به گونه ای برداشت شود که برای هیچ «حکومت»، گروه یا فردی متضمن حقی برای انجام عملی به قصد از میان بردن حقوق و آزادی های مندرج در این «اعلامیه» باشد[۳].
-------------------------

والسلام

مدیر سایت روز نامه الكترونیكی درد نیوز –ااد



ژ"
نظرات() 

پایانِ داعش|سردار سلیمانی و ۷۰نفر از نیروهایش چگونه اربیل را نجات دادند؟

تاریخ:جمعه 3 آذر 1396-09:15 ب.ظ

سرلشکر سلیمانی

سرلشکر سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال ۹۳ تنها با ۷۰ نفر از نیروهایش توانست اربیل را از اشغال توسط داعش نجات دهد.

گروه  امنیتی ــ دفاعی  خبرگزاری تسنیم ــ سید محمد طاهری: خردادماه سال 1393 نیروهای داعش با پیشروی به‌سمت مناطق شمال عراق به‌سرعت توانستند مناطق مهمی از شمال این کشور از جمله موصل را به‌تصرف خود در آورند و در سوی دیگر نیز نیروهای داعشی پیشروی خود از مرزهای غربی عراق در استان الانبار را آغاز و با تصرف بخش اعظمی از این استان، حرکت خود به‌سمت بغداد برای تصرف پایتخت کشور عراق را آغاز کردند.

  • بیشتر بخوانید
  1. سردار سلیمانی در پیامی به امام خامنه‌ای پایان داعش را رسماً اعلام کرد
  2. ختم داعش با مُهر سلیمانی + عکس و فیلم
  3. تبریک روحانی به امام خامنه‌ای و سردار سلیمانی بابت پایان داعش

داعش در ادامه پیشروی‌های خود در شمال عراق پس از تصرف موصل، شهر اربیل را به محاصره خود در آورد و می‌رفت تا با تصرف این شهر عملاً بخش مهمی از اقلیم کردستان عراق را نیز اشغال کند.


وضعیت حکومت داعش در عراق و سوریه ــ سال 1393

اما در حالی که داعش گام‌های آخر برای تصرف اربیل را برمی‌داشت، یک اتفاق مهم این شهر را از سقوط حتمی نجات می‌دهد. سرلشکر سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شخصاً با 70 تن از نیروهایش به اربیل می‌رود و طی عملیاتی که شخصاً فرماندهی آن را به‌عهده داشت، موفق می‌شود محاصره شهر اربیل را بشکند.

چندی بعد در مهر ماه همان سال، سردار حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه در همین باره گفت: "اگر ایران نبود داعش کردستان عراق را می‌گرفت، سردار سلیمانی با 70 نفر جلوی داعش را گرفت و نگذاشت وارد اربیل شوند".

  • بیشتر بخوانید:
  1. سردار سلیمانی با 70 نفر جلوی ورود داعش به اربیل را گرفت
  2.  جای شهدا خالی + تصاویر

 سردار سلیمانی چگونه توانست اربیل را از سقوط حتمی نجات دهد؟

همان زمان رسانه‌های کردستان اعلام کردند که، چند روز پیش از حمله داعش به اربیل، سردار سلیمانی که برای اطلاع دقیق از میزان پیشروی‌های داعش در عراق به این کشور رفته بود، در جریان بازدید میدانی از جبهه جنگ در کردستان عراق به مسعود بارزانی هشدار می‌دهد که احتمالاً هدف بعدی داعش پس از اشغال "الکوایر" و "مخمور" اربیل است، اما  بارزانی به این هشدار سردار سلیمانی توجه نمی‌کند.

فرمانده نیروی قدس سپاه همچنین به مقامات کردستان عراق تذکر می‌دهد که نیروهای پیشمرگه کردستان عراق، هیچ‌گونه آمادگی و اطلاع از نحوه مقابله با داعش را ندارند، اما باز هم بارزانی و معاونانش به این تحلیل‌های نظامی سردار سلیمانی توجه نمی‌کنند.

پس از آنکه داعش اربیل را به محاصره خود در می‌‌آورد، تنها کسی که به درخواست کمک بارزانی جواب مثبت می‌دهد ایران است و حتی آمریکایی‌ها نیز درخواست کمک بارزانی را بی‌پاسخ می‌گذارند.

حسین امیرعبداللهیان معاون وقت عربی آفریقایی وزارت امور خارجه در این باره می‌گوید: زمانی که داعش می‌رفت تا اربیل را به محاصره کامل خود در آورد، سرکنسول ایران در اربیل با من تماس گرفت و گفت همه مردم و حتی خاندان بارزانی اربیل را ترک کرده‌اند. در آن شرایط بحرانی، مسعود بارزانی رهبر اقلیم کردستان عراق بیش از 5 مرتبه از نیروهای آمریکایی و ائتلاف ضدداعش درخواست کمک می‌کند اما آمریکایی‌ها به این درخواست‌های بارزانی هیچ  پاسخی نمی‌دهند.

با بحرانی‌تر شدن شرایط، بارزانی این بار از جمهوری اسلامی ایران درخواست کمک می‌کند. پس از دریافت پیام کمک بارزانی از سوی مقامات ایرانی، جمهوری اسلامی با یک تصمیم قاطع در راستای دفاع از مردم و دولت عراق، به درخواست بارزانی جواب مثبت می‌دهد.

در همین راستا سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران با یک پرواز وارد فرودگاه اربیل می‌شود تا مستقیماً عملیات شکست محاصره اربیل را فرماندهی کند. طی این عملیات،‌ سردار سلیمانی تنها با 70 تن از نیروهایش،‌ مقابل تروریست‌های تکفیری می‌ایستد و با شکستن محاصره اربیل، این شهر را از سقوط حتمی نجات دهد.

حالا امروز در نتیجه مقاومت و ایستادگی نیروهای جبهه مقاومت و تقدیم شهدای فراوان و پس از 6 سال، حکومت داعش در عراق و سوریه پایان یافته و فصل جدیدی در تحولات منطقه غرب آسیا آغاز شده‌ است.




ژ"
نظرات() 

مسلمانان قدردان تلاش‌های سردار سلیمانی در نابودی داعش هستند

تاریخ:جمعه 3 آذر 1396-09:15 ب.ظ

مولوی دامنی در گفت‌وگو با تسنیم:

مسلمانان قدردان تلاش‌های سردار سلیمانی در نابودی داعش هستند

شناسه خبر: 1581519 سرویس: استانها
مولوی عبدالصمد دامنی

مدیر حوزه علمیه اهل‌سنت "حقانیه" ایرانشهر گفت: مسلمانان قدردان تلاش‌های سردار سلیمانی در نابودی داعش هستند و دعای خیر مردم همواره پشت سر اوست.

مولوی عبدالصمد دامنی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در ایرانشهر ضمن عرض تبریک به‌مناسبت موفقیت پیروزی جبهه مقاومت بر تروریست‌های داعش، اظهار داشت: پیدایش و ظهور گروهک تروریستی و تکفیری داعش به‌دست عوامل استکباری به‌ویژه آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی انجام شد.

مدیر حوزه علمیه اهل سنت "حقانیه" ایرانشهر گفت: حضور داعش مانند همان مصیبت و فتنه زمان حکومت حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) بود که توسط دشمنان اسلام ایجاد شد و خدا را شاکریم که در زمان حکومت اسلامی ایران این فتنه ناکام و شکست‌خورده ماند.

وی گفت: امروز همه مردم از نابودی گروهک داعش که یک مصیبت بزرگ برای تمام عالم به‌ویژه جهان اسلام و مسلمانان بود، خوشحال و خرسند هستند چون تروریست‌های خون‌خوار داعش به هیچ‌کس رحم نمی‌کردند و ظالمانه همه را می‌کشتند.

مولوی دامنی افزود: رفتار و حرکات گروهک تروریستی داعش از نظر هیچ موازینی از جمله انسانی، ایمانی و اسلامی قابل قبول نیست، این گروه دنباله‌روی کارهای خبیثانه استکبار جهانی بودند.

مولوی دامنی خاطرنشان کرد: لطف و عنایت خدا، همکاری جبهه مردمی عراق و سوریه، تلاش‌های شبانه‌روزی مدافعان حرم و سرلشگر قاسم سلیمانی بود که ریشه گروهک تروریستی داعش خشکید، بنابراین همه ما از زحمات و تلاش‌های صمیمانه سردار بزرگ ایرانی، قاسم سلیمانی تشکر و قدردانی می‌کنیم و دعای خیر مردم همواره پشت سر اوست.




ژ"
نظرات() 

سردار سلیمانی در پیامی به امام خامنه‌ای پایان داعش را رسماً اعلام کرد

تاریخ:چهارشنبه 1 آذر 1396-11:14 ق.ظ

متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

انّافَتَحنا لَکَ فتحاً مُبینا

محضر مبارک رهبر عزیز و شجاع انقلاب اسلامی

حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای مد ظله العالی

سلام علیکم

شش سال قبل فتنه‌ای خطرناک شبیه فتنه‌های زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) که فرصت و حلاوت درک حقیقی اسلام ناب محمدی(ص) را از مسلمانان سلب نمود این بار پیچیده و آغشته به سمّ صهیونیسم و استکبار همچون طوفانی ویرانگر، عالم اسلامی را درنوردید.

این فتنه خطرناک و مسموم با هدف آتش‌افروزی وسیع در عالم اسلامی و درگیر نمودن مسلمانان با یکدیگر، توسط دشمنان اسلام ایجاد گردید، حرکت خبیثانه‌ای که تحت نام "حکومت اسلامی عراق و شام" در همان ماه‌های اولیه موفق شد با اغفال دهها هزار جوان مسلمان دو کشور بسیار اثرگذار و سرنوشت‌ساز عالم اسلامی "عراق" و "سوریه" را دچار بحران بسیار خطرناکی کند و صد ها هزار کیلومترمربع از اراضی این کشورها را همراه با هزاران روستا، شهر و مراکز مهم استانی به تصرف درآورد و هزاران کارگاه و کارخانه و زیرساخت‌های مهم این کشورها از جمله راهها، پل‌ها، پالایشگاهها، چاهها و خطوط نفت و گاز و نیروگاه‌های برق و موارد دیگری از این نوع را تخریب نمودند و شهرهای مهمی همراه با آثار گرانبهای تاریخی و تمدن ملی آنها را  با بمب‌گذاری از بین برده و یا سوزاندند.

اگرچه آمار خسارت‌های وارده قابل احصاء نیست اما بررسی‌های اولیه حاکی از پانصد میلیارد دلار می‌باشد.

در این حادثه، جنایات بسیار دردناکی که غیر قابل نمایش است رخ داد؛ از جمله: سربریدن کودکان یا پوست کندن زنده زنده مردان در مقابل خانواده‌های خود، به اسارت گرفتن دختران و زن‌های بی‌گناه و تجاوز به آنان، سوزاندن زنده زنده افراد و ذبح دسته‌جمعی صدها جوان.

مردم مسلمان این کشورها متحیر از این طوفان مسموم, بخشی گرفتار خنجرهای برنده جنایتکاران تکفیری گردیدند و میلیون‌ها نفر دیگر خانه و کاشانه خود را رها کرده و آواره شهرها و کشورهای دیگر شدند.

در این فتنه سیاه، هزاران مسجد و مراکز مقدس مسلمانان تخریب و یا ویران گردید و بعضاً مسجد را به‌همراه امام جماعت و نمازگزاران آن با هم منفجر نمودند.

بیش از شش‌هزار جوان فریب‌خورده به نام دفاع از اسلام به‌صورت انتحاری با خودروهای پر از مواد منفجره خود را در میادین، مساجد، مدارس، حتی بیمارستانها و مراکز عمومی مسلمان‌ها منفجر کردند؛ که در نتیجه این اعمال جنایتکارانه ده‌ها هزار مرد، زن و کودک بی‌گناه به شهادت رسیدند.

تمامی این جنایت‌ها بنا به اعتراف عالی‌ترین مقام رسمی آمریکا که هم‌اکنون ریاست جمهوری این کشور را برعهده دارد توسط رهبران و سازمان‌های مرتبط با آمریکا طراحی و اجرا گردیده است کما اینکه همچنان این روش توسط رهبران کنونی آمریکا در حال طراحی و اجرا است.

آنچه پس از لطف خداوند سبحان و عنایت خاص رسول معظم اسلام (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت گرانقدرش باعث شکست این توطئه سیاه و خطرناک گردید، رهبری خردمندانه و هدایت‌های حکیمانه حضرت مستطاب عالی و مرجع عالی‌قدر حضرت آیت العظمی سیستانی بود که موجب بسیج کلیه امکانات برای مقابله با این طوفان مسموم گردید.

یقیناً پایداری دولت‌های عراق و سوریه و پایمردی ارتش‌ها و جوانان این دو کشور خصوصاً حشدالشعبی مقدس و دیگر جوانان مسلمان سایر کشورها با حضور مقتدرانه و محوری حزب‌الله به‌رهبری سید پرافتخار آن، جناب سید حسن نصرالله (حفظه الله تعالی) نقش تعیین‌کننده‌ای در به شکست کشاندن این حادثه خطرناک داشتند. 

قطعاً نقش ارزشمند ملت و دولت خدمتگزار جمهوری اسلامی خصوصاً ریاست محترم جمهوری اسلامی، مجلس، وزارت دفاع و سازمان‌های نظامی و انتظامی و امنیتی کشورمان در حمایت از دولت‌ها و ملت‌های کشورهای فوق‌الذکر قابل تقدیر است. حقیر به‌عنوان سرباز مکلف‌شده از جانب حضرت‌عالی در این میدان، با اتمام عملیات آزادسازی ابوکمال آخرین قلعه داعش با پایین کشیدن پرچم این گروه آمریکایی ــ صهیونیستی و برافراشتن پرچم سوریه، پایان سیطره این شجره خبیثه ملعونه را اعلام می‌کنم و به‌نمایندگی از کلیه فرماندهان و مجاهدین گمنام این صحنه و هزاران شهید و جانباز مدافع حرم ایرانی، عراقی، سوریه‌ای، لبنانی، افغانستانی و پاکستانی که برای دفاع از جان و نوامیس مسلمانان و مقدسات آنان جان خود را فدا کردند این پیروزی بسیار بزرگ و سرنوشت‌ساز را به حضرت‌عالی و ملت بزرگوار ایران اسلامی و ملت‌های مظلوم عراق و سوریه و دیگر مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می‌نمایم و پیشانی شکر را در مقابل پیشگاه خداوند قادر متعال به‌شکرانه این پیروزی بزرگ بر زمین می‌ساییم.

وَ مَاالنَّصر الّا مِن عِندِالله العَزِیزِ الحَکِیم

فرزند و سربازتان

قاسم سلیمانی




ژ"
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo