به روز نامه الكترونیكی درد نیوز اولین سایت حقوق بشر و محیط زیسنت ایران خوش آمدید تاسیس 1379 درد نیوز - مطالب هفته سوم مهر 1396

دنیای وارونه-عجب رسمیه رسم زمونه

فرهاد دلق پوش رئیس سازمان صنایع و معادن گیلان شد

تاریخ:جمعه 21 مهر 1396-06:51 ب.ظ

جانشین سابق معاون وزیر صنعت به عنوان رئیس سازمان صنایع استان گیلان منصوب شد.

 طی‌حکمی فرهاد دلق‌پوش نماینده سابق شهرستان آستارا به عنوان رئیس سازمان صنایع استان گیلان منصوب شد.دلق پوش متولد 1347 و دانش آموخته دکترای فلسفه تعلیم و تربیت از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران است.

وی در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی با بیش از 18 هزار رای به عنوان نماینده شهرستان آستارا وارد مجلس شورای اسلامی شد و در دوران ریاست جمهور محمود احمدی نژاد یکی از منتقدان جدی سیاست های وی در خانه ملت بود.

 مراسم معارفه وی فردا در رشت برگزار خواهد شد.




ژ"
نظرات() 

منشور حقوق بشر جهانی - کوروش كبیر

تاریخ:پنجشنبه 20 مهر 1396-04:50 ب.ظ

منشور کوروش

استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده‌است.

نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ پایانی آن سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است. این استوانه در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر بابل باستانی پیدا شده و در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود.[۱] این منشور یکی از بزرگترین نشانه‌های روحیهٔ بردباری در فرهنگ ایرانی است.

پیداسازی منشور کوروش
در سال ۱۲۵۹ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی به هنگام کاوش‌های باستان‌شناسی گروه بریتانیایی در محوطهٔ باستانی بابل در بین‌النهرین (میان‌رودان)، هرمزد رسام، باستان‌شناس بریتانیایی آسوری‌تبار، استوانهٔ گلی‌ای را یافت که شامل نوشته‌هایی به خط میخی بود.

جنس این استوانه کوروش از گل رس است، ۲۲٫۵ سانتی‌متر طول و ۱۱ سانتی‌متر عرض دارد و دور تا دور آن ۴۵ سطر (به جز بخش‌های تخریب‌شده) به خط و زبان اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است. بررسی‌های بعدی نشان داد که نوشته‌های استوانه در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ پس از شکست دادن نبونید و تصرف کشور بابل، نوشته شده‌است.

این اثر در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک) در شهر بابل قرار داده شده بود. در حال حاضر این لوح سفالین استوانه‌ای در بخش «ایران باستان» در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود. از سوی دیگر، در سال ۱۳۷۵ آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانه‌ای که آن را متعلق به نبونید پادشاه بابل می‌دانستند، در حقیقت پاره‌ای از استوانهٔ کوروش بزرگ، از سطرهای ۳۶ تا ۴۳ است.

پس از این آگاهی، این پاره از لوح استوانه‌ای که در دانشگاه ییل (Yale) در آمریکا نگهداری می‌شد، به موزه بریتانیا در لندن انتقال داده شد و به استوانهٔ اصلی پیوست گردید. پژوهش‌های زبان‌شناسی روی دو قطعه استخوان فسیل شدهٔ اسب که در موزهٔ شهر ممنوعه در چین نگهداری می‌شوند، منجر به شناسایی نسخهٔ چینی منشور کورش شد. قدمت این استخوان‌ها به دورهٔ سلطنت هخامنشیان بازمی‌گردد.

منشور کوروش,استوانهٔ کوروش,منشور حقوق بشر کوروش,متن استوانه کوروش

ساخت منشور کوروش
کوروش بزرگ، بنیان‌گذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسلهٔ هخامنشیان، پس از تسخیر بابل، در بابل بر تخت پادشاهی نشست و ادیان بومی را آزاد اعلام کرد. برای جلب محبت مردم میانرودان (بین‌النهرین)، مردوک که بزرگترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، او را نیایش کرد و سپاس گفت. او هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت.

او تمامی کسانی را که به اسارت به بابل آورده شده بودند گرد هم آورد و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند. کوروش همچنین قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد. به دستور کوروش، شرح وقایع و دستورهای وی روی یک لوح استوانه‌ای سفالین نگاشته شد و در معبد مردوک قرار گرفت.

استوانه کوروش
استوانه کوروش، استوانه ناقص از جنس خاک رس است که با ۳۵ خط حکاکی شده به زبان آکدی توسط هرمزد رسام در حفاری منطقه معبد مردوک در سال ۱۸۷۹ در بابل کشف گردید. تکه دوم که شامل خط‌های ۳۶ تا ۴۵ می‌شود، در کلکسیون بابلی دانشگاه ییل توسط برگر پیدا شد. حکاکی کلی گرچه در آخر ناکامل ماند، شامل ۴۵ خط شد که سه سطر اول تقریباً به طور کامل شکسته‌اند(قابل خواندن نیستند).
متن حاوی روایتی از فتح بابل توسط کورش در ۵۳۹ پ. م. است و با گفتاری از مردوخ ایزد بابلی در مورد جنایت‌های نبونعید، آخرین پادشاه کلدانی، آغاز می‌شود (سطرهای ۴-۸). در ادامه روایتی از جستجوی مردوخ برای یافتن پادشاه شایسته، انتساب کورش به حکمرانی تمام جهان، و عاملیت او در فتح بابل بدون جنگ آورده می‌شود (سطرهای ۹-۱۹).

سپس کورش، با لحن اول شخص، القاب و نسب خود را برمی‌شمرد (سطرهای ۲۰-۲۲) و اعلام می‌کند که صلح کشور را تضمین کرده (سطرهای ۲۲-۲۶) که به موجب آن او و پسرش کمبوجیه مشمول رحمت مردوخ شده‌اند (سطرهای ۲۶-۳۰). او بازسازی معبد، که در دوران زمامداری نبونعید به فراموشی سپرده شده بود، و اجازه‌اش به تبعیدشدگان مبنی بر بازگشت به میهن‌شان را توصیف می‌کند (سطرهای ۳۰-۳۶). در پایان پادشاه بازسازی دفاع شهر بابل را توصیف کرده (سطرهای ۳۶-۴۳) و گزارش می‌کند که به هنگام بازسازی کتیبه‌ای از آشوربانیپال را دید.(سطرهای ۴۳-۴۵)
در حقیقت متن توسط کاهنان مردوخ با تقلیدی از متون کهن نئو-آشوری، به ویژه کتیبه‌های آشوربانیپال نوشته‌شده در بابل، نوشته‌شده‌است. بنابراین، استوانه ساختی به شیوه معمول کتیبه‌های میانرودان دارد و به‌عنوان پی دیوارهای بابل برای یادبود بازسازی‌های کورش در آنجا گذاشته‌شده‌است.

منشور کوروش,استوانهٔ کوروش,منشور حقوق بشر کوروش,متن استوانه کوروش

نخستین بیانیه حقوق بشر
از طرف بسیاری این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود.

موزه بریتانیا یا بریتیش میوزیوم این سند را نخستین بیانیه حقوق بشر می خواندو همینطور بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، در جریان سفر به تهران، رسما از استوانه کورش به عنوان نخستین بیانیه حقوق بشر یاد کرد و آن را مایه افتخار ایرانیان دانست.

در این لوح استوانه‌ای، کوروش پس از معرفی خود و دودمانش و شرح مختصر فتح بابل، می‌گوید که تمام دستاوردهایش را با کمک و رضایت مردوک خدای بابلی به انجام رسانده‌است. وی سپس بیان می‌کند که چگونه آرامش و صلح را برای مردم بابل و سومر و دیگر کشورها به ارمغان آورده، و پیکر خدایانی که نبونید از نیایشگاه‌های مختلف برداشته و در بابل گردآوری کرده بوده را به نیایشگاه‌های اصلی آنها برگردانده‌است. پس از آن، کوروش بزرگ می‌گوید که چگونه نیایشگاه‌های ویران‌شده را از نو ساخته و مردمی را که اسیر پادشاه‌های بابل بودند به میهن‌شان برگردانده‌است. در این نوشته اشارهٔ مستقیمی به آزادی قوم یهود از اسارت بابلیان نشده، اما با مطالعه و پژوهش منابع تاریخی مشخص شده‌است که آزادی یهودیان بخشی از سیاست کوروش پس از فتح بابل بوده‌است.




ژ"
نظرات() 

سازمان ملل نیاز به اصلاحات كلی دارد واما ....حق وتو و عضویت دایم 5 كشور یعنی دیكتاتور ی

تاریخ:پنجشنبه 20 مهر 1396-04:48 ب.ظ

سازمان ملل  اصلاحات كلی نیاز  دارد واما ....حق وتو و عضویت دایم  5 كشور  یعنی دیكتاتور ی
 
واقعا جای سوال است..در سازمان مللی كه تمام ملل د آن عضو هستند  همانند مجلس شورای ملی شاهنشاهی است كه مردم انتخاب می كنند  و شورای امنیت همانند مجلس سنا كه از 60 نفر  آن30  توسط مردم و 30 نفر توسط توسط شاه دیكتاتور...حتی انتخاب دبیركل  بدون توافق شورای امینت سازمان ملل غیر ممكن است و در منشور سازمان ملل شورای امنیت بعنوان دایه یا قیم جهان كا ر می كند...دبیركل بجای شاه است كه بدون شورای امنیت هیچ قدرتی ندارد ..بنظر من ساختار قانون اساسی مشروطه همانوریكه ازانگلیس و فرانسه گرفته شده است ..منشور سازمان ملل و ساختار شورای امنیت سازمان ملل از قوانین مشروطه انگلیس و بعضی قوانین ناقض فرانسه گرفتهش ده است. در تاسیس سازمان ملل كه اكثر كشورها شاهان و دیكتاتورهای بی مغز و بدون فكر و خون ریز داشتند و از سیاسیت سر نمی آوردند یا خیلی از كشورها تحت استعمار بیشتر انگلیس و بقیه فرانسه و آمریكا ،شوروی و چین قرار داشتند   سازمان ملل دست این چند كشور بود و امپرطوری عثمانی شكست خورده بود و ایران در اشغال انگلیس و روسیه بود دولت مستقل نداشت و اكثریت كشورهای اسلامی تحت اشغال غربی ها بودند ..منشور سازمان ملل و شورای امنیت بنفع  5 كشور نوشته شد.. بقیه كشك بودند...
اگر قرار بر جمعیت  بو د باید یك عضو شورای امنیت  هم از مسلمان بودند یا اگر به جمعیت مذهب بود ...مسیحان جهان یك هفتم جهان را تشكیل می دهند و مسلمانان هم یك هفتم جهان .. باید مسیحان یك رای داشتند نه 4 عضو آن عضو دایم سازمان ملل باشند ...یهودیان كه تكلیفشان محشص است اروپاییان و آمریكا  و روسیه همیشه از حق آنها بعنوان حق وتو استفاده كردند و اگر استفاده به حق وتو كشورها نگاه كنید بیشتر حق وتو اعضای دایم  شورای امنیت سازمان بنفع اسراییل استفاده شده است...
باید منشور حقوق بشر و كمیسیون حقوق بشر سازمان ملل تا حذف عضویت دایم و حق وتو 5 كشور اصلی  به حالت تعلیق در آید..چون منشو حقوق بشر سازمان ملل با ساختار غیر دموكراتیك و رای گیریی سازمان ملل جور نمی آید .. سازمان ملل و شورای امنیت سازمان ملل دارد با دیكتاتوری و مصونیت 5 كشور اداره می شود این سازمان ملل به نفع 5 دیكتاتور است و منشور های سازمان ملل با بودن این 5 كشور قابل توجیه نیست ...
برای من همیشه جای سوال است بعنوان فعال  و كارشناس حقوق بشر جهانی این است چرا كشورهای سازمان ملل به این امر مهم اعتراض نمی كنند آخر چطور كشورهای فرانسه و آمریكا و انگلیس شعار و پرچم دار حقوق بشر و دموكراسی هستند ..خودشان باعث دیكاتوری در سازمان ملل و شورای امنیت هستند و عضویت دایم  و حق وتو خود دیكتاتوری مطلق پنج كشور در جهان است ( چون چین  و روسیه  كشور دموكراتیك نیستد از آنها انتظاری نمی رود لا اقل شعار حقوق بشر نمی دهند)

مثال ساده در مسئله به رسمیت شناختن  و عض.یت فلسطین در سازمان ملل با تهدید وتو غرب بخصوص آمریكا تاكنون مسكوت مانده است و تمام جنگ های خاور میانه  فلسطین  و ... است چون اگرفلسطین یك عضو سازمان ملل شود و دو كشور اسراییل و فلسطین تقسیم شود و بیت المقدس طبق خواست فلسطینان و یهودیان اشغالگر به دو بخش  پایتخت فلسطین و اسراییل تبدیل شود این دو كشور تاسیس مشكل خاور میانه حل می شود چون این بحث مقاله مجزا است این بحث را اینجا قطع می كنم...
 یا داعش كه بوجود آمد همین یزر سر این حق وتو غرب و روسیه است .. اگر نبود این حق وتو سازمان ملل در خصوص سوریه عمل می كرد الان جنگی در سوریه نبود و داعش  5 هزار كلیومتر خاك عراق و سوریه را اشغال رنمی كرد و  دولت اسلامی تشكیل نمی داد و اینقدر انسان كشته نمی شد ...
اگر ریشه نگاه كنیم ..اگر شوروی حق وتو نداشت وقتی افغانستان را اشغال می كرد شورای امنیت مستقل و با رای سازمان ملل بود قطعنامه علیه اشغال افغانستان در شورای امنیت صادر می كردندو غرب و كشورهای اسلامی دیگرنیاز نبود
القاعده و چریك ها و مجاهدین را تاسیس و تجهیز كنند و الان هم شاید بن لادن  شاهزاده سعودی زنده بود در گوشه ای  عربستان عشق و حالش را می كرد وچیزی بنام القاعده و تندروی اسلامی تاسیس  نمی شد  و اگر  القاعده نبود  دیگر خبری  از داعش و النصره و.. نبود همه زیر سر  شورای امنیت و حق وتو و عضویت دایم 5 كشور است....
آیا برای شما سوال شده است چرا مقر سازمان ملل اصلی در آمریكا بقیه در اروپایی غربی است مگر  كشورهای آسیایی و افریقایی انسان نیستند مگر حق عضویت نمی دهند ..می دانید با استقرار سازمان ملل در آمریكا  این كشور مشروعیت جهانی پیدا می كند و ارزش پولش بالاست و میلیونها شغل از جانب  این مقر سازمان ملل برای آمریكا خرج می وشد و مثال ساده فقط نزدیك 170 كشور عضو و.. اینها ساختمان و نگهبان و نظا فچی و غذا و... می خواهند همه از آمریكا تامین می شود....مثال وقتی سران كشورها به آمریكا می رود اولا : آمریكا مشروعیت پیدا می كندو ارزش زمین و پول و.. بالا می رود و میلیارد ها دلار  از بابت ورود سران به خزانه آمریكا واریز می شود و مغازها و كارخانه ها و شركت های مكنیتی و پلیس و.. آمریكادر چند روز بودن سرران در آمریكا میلیارد میلیاردها دلار سود می كنند كه غیر قابل شمارش است ..
مثال مقر حقوق بشر سازمان ملل در ایروپا از بودن این مقر ها می دانید چقدر افراد آن كشورها مشغول و چند ین هزار شغل ایجاد می شود... چرا یك مقر هم در افریقا و اسیا تاسیس نمی شود ..
چرا مقر سازمان ملل را به اسیا نمی اورندمثال بیت المقدس ..طبق منشور سازمان ملل در سال 1948 كه كشور اسراییل  و فلسطین تاسیس شد ..بیت المقدس طبق تصویب  خود سازمان ملل یك شهر بین المللی است كه تاكنون توسط اسراییل اشاغل شده است  بنظر من  مقر اصلی سازمان ملل را از نیورك به بیت المقدس بیاوردند دیگر اختلافات فلسطین و اسراییل( اشغالی ) حل می شود...و بیت دالمقدس طبق مصوبه سازمان ملل 1948 یك شهر بین المللی باید توس ط سازمان ملل اداره شود...وقتی منشور سازمان ملل و شورای امنیت و منشور حقوق بشر را می خوانیم خیل اصلاحات می خواهد

باید حق عضویت 5 كشور و حق وتو این پنچ كشور  در شورای امنیت حذف و اعضای شورای امنیت موقتی با رای اعضای سازمان ملل باشد..

سازمان ملل ذر سال 1945 تاسیس شده با عضویت حدود 50 كشور جهان كه پنچاه كشور بیشتر آین 50 كشور در استعمار پنج كشور روسیه و فرانسه و آمریكا و چین ر، بریتانا  بودند...هماكون اكثریت كشورها از استعمار خارج شدند  و هماكنون حدود 170 كشور وجود دارد باید اصلاحات در منشور سازمان ملل و حقوق بشر و شورای امنیت انجام شود و مهم تر از همه  عضویت دایم و حق وتو پنچ كشور باید حذف شود این یعنی دیكتاتوری كامل 5 كشور در سازمان ملل و سازمان ملل مشروعیت قانونی نداردبا بودن حق عضویت دایم و حق وتو 5 كشور ومنشور ناقض و قدیمی... قوانین سازمان ملل باید بن روز رسانی و اصلاحات شود...

از سال 1945 تاکنون که سازمان ملل متحد تاسیس شده است،  روسیه(اتحاد شوروی ) 121 بار، آمریکا 79 بار، بریتانیا 32 بار، فرانسه 18 بار و چین 5 بار از حق وتوی خود در شورای امنیت این سازمان استفاده کرده اند.

"وتو" در ادبیات لاتین به معنای "ممنوع می کنم" است.  این کلمه برای لغو یکطرفه یک قانون به کار می رود و به این ترتیب وتو قدرت نامحدودی است که می تواند سبب جلوگیری از (نه تصویب) تغییرات خاص شود. در منشور سازمان ملل متحد هرگز کلمه ای به نام "وتو" قید نشده است. در حقیقت جهت تصویب یک قطعنامه در شورای امنیت و اجرای آن، باید 9 رای از 15 رای اعضای شورا، شامل 5 عضو دائم و 10 عضو غیر دائم، موافق باشد. اما در منشور سازمان ملل متحد این عبارت صریحا ذکر شده است که " آرای همه اعضای دائم شورای امنیت باید موافق قطعنامه مطروحه باشند." این بدان معناست که در صورت مخالفت یکی از اعضای دائم با یک قطعنامه و صدور رای مخالف علیه آن، قطعنامه مذکور به اصطلاح "وتو" شده است.

حق وتوی اعضای دائم شورای امنیت هموراه مورد انتقادات فراوانی بوده است. در واقع اتحاد جماهیر شوروی سابق و آمریکا با استفاده گسترده از حق وتو، نظام وتو را تا حدود زیادی بی اعتبار کرده اند. در حال حاضر، بسیاری از پیش نویس های قطعنامه ها به دلیل تهدید به استفاده از حق وتو توسط یکی از اعضای دائم، حتی به شورای امنیت ارائه نمی شوند. برای مثال در جنگ عراق (مارس 2003)، فرانسه و روسیه اعلام کردند که از هیچ قطعنامه ای مبنی بر جنگ علیه عراق حمایت نمی کنند. در نتیجه ایالات متحده، بریتانیا و اسپانیا پیش نویس خود را از دستور کار شورای امنیت خارج کرده و بدون بهره مندی از حمایت سازمان ملل وارد جنگ با عراق شدند. در دوران جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی استفاده از حق وتو را تقریبا حق طبیعی و منطقی خود می دانست. در سال های اخیر نیز آمریکا به منظور حفاظت از دولت اسرائیل در مقابل انتقادها یا تلاش های بین المللی برای مهار تحرکات نظامی آن، مکررا از حق وتو استفاده کرده است.

وتو و انتقادات وارده:
منتقدان نظام وتو اشاره می کنند که برخی از قطعنامه هایی که تصویب می شود در عمل اجرا نمی شود. انتقاد عمده دیگر از نظام وتو این است که پنج عضو دائم، یعنی فاتحان جنگ جهانی دوم، دارای هیچ وجه اشتراک ژئوپولیتیکی در جهان امروز نیستند. این در حالی است که اگر حق وتو منسوخ شود، اکثریت آرا در شورای امنیت همسان خواهد شد و لذا شاهد تصویب قطعنامه های بیشتری خواهیم بود، موقعیت های بیشتری به عنوان عوامل تهدید علیه امنیت جهانی قلمداد خواهند شد، کشورهای بیشتری مواخذه می شوند و تحریم های بیشتری تصویب می شود.البته این نیازمند آن است که نظام اصلاح شده ای در شورای امنیت شکل گیرد که از توان اجرایی لازم و منابع مالی کافی جهت تحقق اهداف فوق برخوردار باشد، چرا که در حال حاضر اعضای دائمی شورای امنیت نزدیک به نیمی از بودجه کلی سازمان ملل را تامین می کنند.

تاکنون هیچ یک از پنج عضو دائمی شورای امنیت به تمایل خود برای واگذار کردن حق وتو اشاره ای نکرده است. با توجه به منشور سازمان ملل هر گونه تغییر در منشور سازمان ملل متحد باید از سوی هر پنج عضو این شورا تصویب شود.

روسیه:
کاربرد حق وتو از سوی اتحاد جماهیر شوروی سابق در نخستین سال های تاسیس سازمان ملل چنان عادی بود که آندره گرومیکو، وزیر امور خارجه این کشور طی سال های 1957 تا 1985، به "آقای نه" مشهور شده بود. طی 10 سال نخست آغاز به کار سازمان ملل، اتحاد جماهیر شوروی 79 بار از حق وتوی خویش استفاده کرد. در همین مدت چین تنها یک بار و فرانسه فقط دو بار از حق وتو استفاده کردند و سایر کشورها هرگز از آن استفاده نکردند.با این حال با گذشت زمان به تدریج از استفاده شوروی سابق از حق وتو کاسته شد. از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، روسیه تاکنون تنها دو بار از حق وتو استفاده کرده است: یک بار برای ممانعت از تصویب قطعنامه ای در انتقاد از نیروهای صرب بوسنی برای اقدام آنها در جلوگیری از دسترسی آژانس پناهندگان سازمان ملل به بیهاج در بوسنی و یک بار دیگر برای رد قطعنامه ای که قرار بود به منظور استفاده از منابع عملیاتی سازمان ملل در قبرس تصویب شود.

ایالات متحده:
8 وتو از 10 وتوی اخیر اعمال شده در شورای امنیت سازمان ملل توسط ایالات متحده بوده است که در این میان 7 مورد آن به نحوی مربوط به پیش نویس قطعنامه هایی در انتقاد از دولت اسرائیل بوده است.
آخرین مورد اعمال وتو از سوی آمریکا در اکتبر سال 2004 بود که این کشور پیش نویس قطعنامه ای در مورد درخواست توقف حملات نظامی ارتش اسرائیل در نوار غزه و خروج نیروهای اسرائیلی از این منطقه را وتو کرد. آمریکا در مجموع تاکنون پیش نویس 39 قطعنامه درباره اسرائیل را وتو کرده است. واشنگتن برای نخستین بار در ماه مارس سال 1970 از حق وتوی خویش استفاده کرد. آمریکا در آن سال همراه با بریتانیا پیش نویس قطعنامه ای درباره سرزمینی که قرار بود بعدا به زیمباوه بدل شود را وتو کرد. آمریکا همچنین تاکنون 10 قطعنامه در انتقاد از آفریقای جنوبی، 8 قطعنامه در انتقاد از نامبیا، 7 قطعنامه علیه نیکاراگوئه و 5 قطعنامه بر علیه ویتنام را وتو کرده است. آمریکا در 57 نوبت به تنهایی قطعنامه های مختلف را وتو کرده است.

بریتانیا:
بریتانیا تاکنون 32 بار از حق وتوی خود استفاده کرده است که در 23 مورد، آمریکا و در 14 مورد فرانسه نیز قطعنامه های مربوطه را وتو کرده اند. بریتانیا آخرین بار در سال 1989 از حق وتو استفاده کرد. در آن زمان آمریکا، فرانسه و بریتانیا به اتفاق قطعنامه ای برای محکوم کردن دخالت نظامی آمریکا در پاناما را وتو کردند. بریتانیا در 7 مورد تنها اعمال کننده حق وتو بوده است که در هر هفت مورد، قطعنامه ها به کشور رودزیا که بعدها زیمباوه نام گرفت، مربوط می شد. بریتانیا آخرین بار در سال 1972 به طور انفرادی از حق وتو استفاده کرد.

فرانسه:
فرانسه تاکنون 18 بار از حق وتو استفاده کرده است که 13 مورد آنها به اتفاق آمریکا و بریتانیا انجام شد. فرانسه دو قطعنامه را به اتفاق بریتانیا وتو کرده است که هر دو به بحران سوئز در سال 1956 مربوط می شود. فرانسه تاکنون تنها دو بار به طور انفرادی قطعنامه های شورای امنیت را وتو کرده است: یکی در سال 1976 در مورد اختلاف فرانسه و جزایر کومور (مجموعه جزایری در آفریقا) و دیگری در مورد اندونزی در سال 1947. فرانسه و اتحاد جماهیر شوروی سابق یک بار در سال 1946 مشترکا قطعنامه ای را در مورد جنگ داخلی اسپانیا وتو کردند.

چین:
در فاصله سال های 1946 و 1971، کرسی چین توسط جمهوری چین (تایوان) اشغال شده بود که تنها یک بار از حق وتو برای مسدود کردن تقاضای عضویت مغولستان در سازمان ملل استفاده کرد. چین در سال 1972 دو قطعنامه را وتو کرد: یکی برای رد درخواست عضویت بنگلادش و دیگری به اتفاق روسیه در مورد وضعیت خاور میانه. چین یک بار نیز در سال 1999 قطعنامه ای را برای تمدید اختیارات نیروهای بازدارنده سازمان ملل در مقدونیه وتو کرد و یک بار دیگر در سال 1997 مانع از تصویب قطعنامه ای شد که هدف از آن اعزام 155 ناظر سازمان ملل به گواتمالا برای تایید اجرای آتش بس در آن کشور بود.

 با این وصف از حقو قدانها جهان و روسای جمهور ها ( از شاهان انتظار نمی رود ) انتظار داریم هر چه زودتر منشور سازمان ملل و شورای امنیت را اصلاح كنند و حق عضویت دایم و حق وتو 5 كشور دیكتاتور و برهم زننده نظم جهان را حذف كنند آنهم با رای مجمع عمومی ..دیگر نمی شود پنچ كشور جهان قلدوری كنند و خود را قیم جهان بدانند...
dardnews.ir

 اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روزنامه نگار ( كارشناس  حقوق بین الملل خصوصی)




ژ"
نظرات() 

اعلامیه جهانی حقوق بشر

تاریخ:پنجشنبه 20 مهر 1396-04:46 ب.ظ

متن اعلامیه جهانی حقوق بشر
این «اعلامیه جهانی حقوق بشر» را به عنوان یک استانده ی مشترک و دستاورد تمامی ملل و ممالک اعلان میکند تا هر انسان و هر عضو جامعه با به خاطرسپاری این «اعلامیه»، به جد در راه یادگیری و آموزش آن در جهت ارتقای حرمت برای چنین حقوق و آزادیهایی بکوشد و برای اقدامهای پیشبرنده در سطح ملی و بین المللی تلاش کند تا [همواره] بازشناسی مؤثر و دیده بانی جهانی [این حقوق ] را چه در میان مردمان «ممالک عضو» و چه در میان مردمان قلمروهای زیر فرمان آنها [تحصیل و] تأمین نماید.



• ماده ی ۱

تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتار کنند.

• ماده ی ۲

همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیده ی دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه»اند. به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمروقضایی و وضعیت بین المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد.

• ماده ی ۳

هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است.

• ماده ی ۴

هیچ احدی نباید در بردگی یا بندگی نگاه داشته شود: بردگی و داد و ستد بردگان از هر نوع و به هر شکلی باید باز داشته شده و ممنوع شود.

• ماده ی ۵

هیچ کس نمی بایست مورد شکنجه یا بیرحمی و آزار، یا تحت مجازات غیرانسانی و یا رفتاری قرارگیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد.

• ماده ی ۶

هر انسانی سزاوار و محق است تا همه جا در برابر قانون به عنوان یک شخص به رسمیت شناخته شود.

• ماده ی ۷

همه در برابر قانون برابرند و همگان سزاوار آن اند تا بدون هیچ تبعیضی به طور برابر در پناه قانون باشند. همه انسانها محق به پاسداری و حمایت در برابر هرگونه تبعیض که ناقض این «اعلامیه» است. همه باید در برابر هر گونه عمل تحریک آمیزی که منجر به چنین تبعیضاتی شود، حفظ شوند.

• ماده ی ۸

هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی مؤثر به مراجع دادرسی از طریق محاکم ذیصلاح ملی در برابر نقض حقوق اولیه ای است که قوانین اساسی یا قوانین عادی برای او برشمرده و به او ارزانی داشته اند.

• ماده ی ۹

هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید خودسرانه قرار گیرد.

• ماده ی ۱۰

هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی آشکار و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی، به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند.

• ماده ی ۱۱

۱. هر شخصی متهم به جرمی کیفری، سزاوار و محق است تا زمان احراز و اثبات جرم در برابر قانون، در محکمه ای علنی که تمامی حقوق وی در دفاع از خویشتن تضمین شده باشد، بیگناه تلقی شود.

۲. هیچ احدی به حسب ارتکاب هرگونه عمل یا ترک عملی که مطابق قوانین مملکتی یا بین المللی، در زمان وقوع آن، حاوی جرمی کیفری نباشد، نمیبایست مجرم محسوب گردد. همچنین نمی بایست مجازاتی شدیدتر از آنچه که در زمان وقوع جرم [در قانون] قابل اعمال بود، بر فرد تحمیل گردد.

• ماده ی ۱۲

هیچ احدی نمیبایست در قلمرو خصوصی، خانواده، محل زندگی یا مکاتبات شخصی، تحت مداخله [و مزاحمت] خودسرانه قرار گیرد. به همین سیاق شرافت و آبروی هیچکس نباید مورد تعرض قرار گیرد. هر کسی سزاوار و محق به حفاظت قضایی و قانونی در برابر چنین مداخلات و تعرضاتی است.

• ماده ی ۱۳

۱. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن آزادی جابه جایی [حرکت از نقطه ای به نقطه ای دیگر] و اقامت در [در هر نقطه ای] درون مرزهای مملکت است. ۲. هر انسانی محق به ترک هر کشوری، از جمله کشور خود، و بازگشت به کشور خویش است.

• ماده ی ۱۴

۱. هر انسانی سزاوار و محق به پناهجویی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای پناه دهنده در برابر پیگرد قضایی است.

۲. چنین حقی در مواردی که پیگرد قضایی منشأیی غیرسیاسی داشته باشد و یا نتیجه ارتکاب عملی مغایر با اهداف و اصول «ملل متحد» باشد، ممکن است مورد استناد قرار نگیرد.

• ماده ی ۱۵

۱. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن تابعیتی [ملیتی] است.

۲. هیچ احدی را نمی بایست خودسرانه از تابعیت [ملیت] خویش محروم کرد، و یا حق تغییر تابعیت [ملیت] را از وی دریغ نمود.

• ماده ی ۱۶

۱. مردان و زنان بالغ، بدون هیچ گونه محدودیتی به حیث نژاد، ملیت، یا دین حق دارند که با یکدیگر زناشویی کنند و خانواده ای بنیان نهند. همه سزاوار و محق به داشتن حقوقی برابر در زمان عقد زناشویی، در طول زمان زندگی مشترک و هنگام فسخ آن هستند.

۲. عقد ازدواج نمیبایست صورت بندد مگر تنها با آزادی و رضایت کامل همسران که خواهان ازدواجند.

۳. خانواده یک واحد گروهی طبیعی و زیربنایی برای جامعه است و سزاوار است تا به وسیله ی جامعه و «حکومت» نگاهداری شود.

• ماده ی ۱۷

۱. هر انسانی به تنهایی یا با شراکت با دیگران حق مالکیت دارد.

۲. هیچ کس را نمی بایست خودسرانه از حق مالکیت خویش محروم کرد.

• ماده ی ۱۸

هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.

• ماده ی ۱۹

هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است.

• ماده ی ۲۰

۱. هر انسانی محق به آزادی گردهمایی و تشکیل انجمنهای مسالمت آمیز است.

۲. هیچ کس نمی بایست مجبور به شرکت در هیچ انجمنی شود.

• ماده ی ۲۱

۱. هر شخصی حق دارد که در مدیریت دولت کشور خود، مستقیماً یا به واسطه انتخاب آزادانه نمایندگانی شرکت جوید.

۲. هر شخصی حق دسترسی برابر به خدمات عمومی در کشور خویش را دارد.

۳. اراده ی مردم میبایست اساس حاکمیت دولت باشد؛ چنین اراده ای می بایست در انتخاباتی حقیقی و ادواری اعمال گردد که مطابق حق رأی عمومی باشد که حقی جهانی و برابر برای همه است. رأی گیری از افراد می بایست به صورت مخفی یا به طریقه ای مشابه برگزار شود که آزادی رأی را تأمین کند.

• ماده ی ۲۲

هر کسی به عنوان عضوی از جامعه حق دارد از امنیت اجتماعی برخوردار بوده و از راه کوشش در سطح ملی و همیاری بین المللی با سازماندهی منابع هر مملکت، حقوق سلب ناپذیر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش را برای حفظ حیثیت و رشد آزادانه ی شخصیت خویش، به دست آورد.

• ماده ی ۲۳

۱. هر انسانی حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خویش را انتخاب کند، شرایط کاری منصفانه مورد رضایت خویش را دارا باشد و سزاوار حمایت در برابر بیکاری است.

۲. هر انسانی سزاوار است تا بدون رواداشت هیچ تبعیضی برای کار برابر، مزد برابر دریافت نماید.

۳. هر کسی که کار می کند سزاوار دریافت پاداشی منصفانه و مطلوب برای تأمین خویش و خانواده ی خویش موافق با حیثیت و کرامت انسانی بوده و نیز میبایست در صورت نیاز از پشتیبانی های اجتماعی تکمیلی برخوردار گردد.

۴. هر شخصی حق دارد که برای حفاظت از منافع خود اتحادیه صنفی تشکیل دهد و یا به اتحادیه های صنفی بپیوندد.

• ماده ی ۲۴

هر انسانی سزاوار استراحت و اوقات فراغت، زمان محدود و قابل قبولی برای کار و مرخصی های دوره ای همراه با حقوق است.

• ماده ی ۲۵

۱. هر انسانی سزاوار یک زندگی با استانداردهای قابل قبول برای تأمین سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، از جمله تأمین خوراک، پوشاک، مسکن، مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری است و همچنین حق دارد که در زمان های بیکاری، بیماری، نقص عضو، بیوگی، سالمندی و فقدان منابع تأمین معاش، تحت هر شرایطی که از حدود اختیار وی خارج است، از تأمین اجتماعی بهره مند گردد.

۲. دوره ی مادری و دوره ی کودکی سزاوار توجه و مراقبت ویژه است. همه ی کودکان، اعم از آن که با پیوند زناشویی یا خارج از پیوند زناشویی به دنیا بیایند، می بایست از حمایت اجتماعی یکسان برخوردار شوند.

• ماده ی ۲۶

۱. آموزش و پرورش حق همگان است. آموزش و پرورش میبایست، دست کم در دروه های ابتدایی و پایه، رایگان در اختیار همگان قرار گیرد. آموزش ابتدایی می بایست اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه ای نیز می بایست قابل دسترس برای همه مردم بوده و دستیابی به آموزش عالی به شکلی برابر برای تمامی افراد و بر پایه شایستگی های فردی صورت پذیرد.

۲. آموزش و پرورش می بایست در جهت رشد همه جانبه ی شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. آموزش و پرورش باید به گسترش حسن تفاهم، دگرپذیری [تسامح] و دوستی میان تمامی ملتها و گروههای نژادی یا دینی و نیز به برنامه های «ملل متحد» در راه حفظ صلح یاری رساند.

۳. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود برتری دارند.

• ماده ی ۲۷

۱. هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع خویش همکاری کند، از گونه های مختلف هنرها برخوردار گردد و در پیشرفت علمی سهیم گشته و از منافع آن بهره مند شود.

۲. هر شخصی به عنوان آفرینشگر، حق حفاظت از منافع مادی و معنوی حاصل از تولیدات علمی، ادبی یا هنری خویش را داراست.

• ماده ی ۲۸

هر شخصی سزاوار نظمی اجتماعی و بین المللی است که در آن حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه» به تمامی تأمین و اجرائی گردد.

• ماده ی ۲۹

۱. هر فردی در برابر جامعه اش که تنها در آن رشد آزادانه و همه جانبه ی او میسر می گردد، مسئول است.

۲. در تحقق آزادی و حقوق فردی، هر کس می بایست تنها زیر محدودیت هایی قرار گیرد که به واسطه ی قانون فقط به قصد امنیت در جهت بازشناسی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران وضع شده است تا اینکه پیش شرط های عادلانه ی اخلاقی، نظم عمومی و رفاه همگانی در یک جامعه مردمسالار تأمین گردد.

۳. این حقوق و آزادی ها شایسته نیست تا در هیچ موردی خلاف با هدف ها و اصول «ملل متحد» اعمال شوند.

• ماده ی ۳۰

در این «اعلامیه» هیچ چیز نباید به گونه ای برداشت شود که برای هیچ «حکومت»، گروه یا فردی متضمن حقی برای انجام عملی به قصد از میان بردن حقوق و آزادی های مندرج در این «اعلامیه» باشد[۳].
-------------------------

والسلام

مدیر سایت روز نامه الكترونیكی درد نیوز –ااد



ژ"
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo