تبلیغات
به روز نامه الكترونیكی درد نیوز اولین سایت حقوق بشر و محیط زیسنت ایران خوش آمدید تاسیس 1379 درد نیوز - مطالب هفته سوم اسفند 1395

دنیای وارونه-عجب رسمیه رسم زمونه

فرمانداری ویژه

تاریخ:شنبه 21 اسفند 1395-06:38 ب.ظ

فرمانداری ویژه یکی از مراکز دولتی وابسته به وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران است که ازنظر سلسله‌مراتب اداری فراتر از فرمانداری و فروتر از استانداری قرار دارد.

فرمانداری ویژه بخش عمده‌ای از اختیارات استانداری را دارد و تشکیلاتی است که از فرمانداری گسترده‌تر، توانمندتر و بزرگتر ولی از استانداری کوچکتر و محدودتر است

این مرکز در شهرستانهایی که سه شاخص از میان شاخص‌های پنجگانهٔ زیر را دارا باشند، تأسیس می‌شود:

    جمعیت شهرستان بیش از ۲۵۰٬۰۰۰ نفر باشد.
    جمعیت مرکز شهرستان بیش از ۱۲۵٬۰۰۰ نفر باشد.
    مسافت بین مرکز شهرستان و مرکز استان بیش از ۱۲۵ کیلومتر باشد.
    سابقهٔ فرمانداری بیش از ۶۵ سال باشد.
    مساحت شهرستان بیش از ۵۰۰۰ کیلومتر مربع باشد.




ژ"
نظرات() 

فعال حقوق بشر کیست؟

تاریخ:شنبه 21 اسفند 1395-06:33 ب.ظ

فعال حقوق بشر کیست؟ اسماعیل اسدی دارستانی کارشناس و فعال حقوق بشر و محیط زیست

بحث حقوق بشر ..قرن بیستم خاصه بعد از جنگ جهانی دوم بسیار مورد توجه قرار گرفت به گونه ای که یکی از اهداف سازمان ملل متحد پیشبرد و تشویق احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی برای همگان بدون تمایز از حیث ن‍ژاد، جنس، زبان مذهب و … اعلام شد

 

وَإِن كَانَ طَآئِفَةٌ مِّنكُمْ آمَنُواْ بِالَّذِی أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَآئِفَةٌ لَّمْ یْؤْمِنُواْ فَاصْبِرُواْ حَتَّى یَحْكُمَ اللّهُ بَیْنَنَا وَهُوَ خَیْرُ الْحَاكِمِینَ ﴿87 اعراف ﴾

( شعیب بمومنان گفت )اگر به آنچه من از طرف خدا مامور بتبلیغ آن شده ام گروهی ایمان آوردند و گروهی ایمان نیاورده و بخصومت برخاستند شما مومنان که ایمان آورده اید صبر پیشه کنید تا خدا میان ما و آنها داوری کند او بهترین دادخواهانست

(ج18 فرهنگ قرآن ، ص250)

گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ

آنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد

پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری

آن است که بعد از هر زمین خوردن

دوباره برخیزی

من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم.
نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت
و از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود.

 کوروش بزرگ

آستارا نیوز  اسماعیل اسدی دارستانی کارشناس حقوق بشر : اگرچه تبعات ناگوار دو جنگ جهانی و هراس از تکرار آن ملل متحد را به دور هم گرد آورد تا اهرمهایی هرچند ضعیف برای پیشگیری از جنگ طراحی کنند، اما دغدغه ای که از آن زمان به بعد و حتی قبل از آن هم همواره وجود داشته و دارد، تنها توسل به زور و قدرت نمایی دولتها در قبال یکدیگر نبود، بلکه گردنکشی حاکمیت ها در قبال افراد تحت حاکمیتشان نیز مهم می نمود. از اینرو دولتها با اکراه برای تضمین حقوق افراد تحت حاکمیتشان ناگزیر به پذیرش حداقل هایی تحت عنوان حقوق مدنی و سیاسی و یا حقوق اجتماعی و اقتصادی و بعدها منع شکنجه، حقوق زنان و یا حقوق کودکان و امثالهم طی کنوانسیونهای متعدد بین المللی شدند. این سازوکارها برای آن بود که دولتها ملزم به تایید حقوق طبیعی افراد تحت حاکمیتشان شوند به گونه ای که نتوانند هرطور که خواستند با آنها رفتار کنند. هرچند دولتهایی که اساسا اعتقادی به این مهم نداشتند، به این تعهدات تن نداده و به کنوانسیون مربوطه نپیوستند و یا بیکار ننشسته و تا جایی که در توان داشتند، در زمان تدوین و تنظیم این حداقل ها به بهانه هایی چون شرایط متفاوت مذهبی و فرهنگی برای کاهش تعهداتشان در قبال افراد تحت حاکمیتشان تلاش کردند و یا با اعمال حق شرط عدم تعهد خود را نسبت به ماده و موادی پیشاپیش اعلام کردند. نهایتاً اینکه در مواردی برای جلوگیری از شکایت سایر دول و یا اتباع خود، تن به سازوکارهای اجرایی مثل پروتکل اول میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، ندادند.

این رویه را به خوبی می توان در پذیرش و قبولی اعلامیه جهانی حقوق بشر و سپس در پیوستن و تصویب کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و پروتکل اول آن و نیز حق شرط هایی که به این کنوانسیون و یا سایر کنوانسیونها از جمله کنوانسیون حقوق کودک وارد شده است، به خوبی مشاهده کرد. میزان گرایش دولتها از پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر تا سایر کنوانسیونها که جنبه الزام آوری داشتند، رفته رفته کاهش می یابد. هرچند اعلامیه هزاره به عنوان معیار مشترک به طور رسمی مورد تاکید قرار می گیرد و با اقبال و پذیرش تمامی کشورها همراه است اما به واقع و در عمل، وقتی اصول آن، جنبه لازم الاجرایی پیدا می کند، نه تنها دولتهای غیرمردمی، تن به آن نمی دهند بلکه در مناسبات سیاسی نیز دولتها هرگز دوستان خود را متهم به نقض حقوق بشر نمی کنند و بیشتر ترجیح می دهند نقض حقوق بشر را در کشورهای غیردوست خود رصد کرده و جار بزنند و نباید نادیده گرفت ایرانیان از زمان باستان قانون مدون داشتند و دارنند و اولین منشور حقوق بشر جهانی توسط ایرانیان بدست كورش كبیر نگاشته شده است و ایرانیان اولین مدافعان حقوق بشر در عالم هستی هستند

خیلی ها فكر می كنند فعال حقوق بشر نباید برای احقاق حق مردم از خشونت یا جنگ حرفی بزند و این در صورتیكه یك اصل قانون اساسی كشور امر به معروف و نهی ازمنكر است یعنی اگر كسی حقوق دیگر مردم را خواست از بین ببرد و با زبان نتوانستی جلوی ظلم را بگیریی می توانی با اعمال زور از حقوق مظلوم دفاع نمود  نمونه بارز مدافعان حقوق بشر در تاریخ اسلام می باشد كه امام حسین برای اجرای امربه معروف و نهی ازمنكر ( همان حقوق بشر ) تسلیم نشد و دراین راه شهید شد و موارد زیادی در تاریخ اسلام می باشد.

اما صرفنظر از عملکرد دولتها در مورد مقوله حقوق بشر که هم مخاطب آنند و هم ناقض آن،‌امروزه به نظر می رسد دفاع از حقوق بشر بیش از آنکه مورد حمایت و یا ترویج قرار بگیرد، اغلب به یک ژست بدل گشته است. امروزه همه دولتمردان دم از حقوق بشر می زنند – البته به مفهومی که خود می خواهند و قبول دارند- و اساساً اکنون هیچ حکومتی نمی تواند صراحتاً حقوق بشری افراد تحت حاکمیت خود را به رسمیت نشناسد بلکه با دستاویزهایی چون نسبت گرایی و شرایط خاص مذهبی و قومی و فرهنگی، نقض این حقوق را توجیه می کنند. به زعم آنها حقوق بشر محدوده جغرافیایی دارد، در حالی که در حقوق بشر، فرد به عنوان جهان شمول بودن مورد نظر قرار می گیرد. با این وصف، نقض حق حیات همان اندازه برای یک کودک مسلمان افغانستانی نارواست که برای یک کودک مسیحی یا یهودی در فلسطین و سرزمینهای اشغالی نارواست. به عبارت دیگر، حقوق بنیادین بشری که ملهم از حقوق طبیعی است یعنی فطرت بشر ایجاب می کند، فارغ از درج در معاهدات و یا فارغ از پذیرش دولت یا دولتهایی لازم الاتباع هستند.

از عملکرد دولتها که بگذریم نوبت به افرادی می رسد که حقوق بشر برایشان ابزاری شده جهت شناساندن خود به جامعه داخلی و جهانی. این اقلیت حظ بسیاری از مطرح شدن به عنوان فعال حقوق بشر می برند. اینان بی آنکه عملکرد یک مدافع حقوق بشر را داشته باشند، به صرف شرکت در کارگاه های آموزشی در مورد حقوق بشر، کنفرانس ها و همایش و یا حتی تحصیل در این رشته، خود را فعال حقوق بشر نامیده و بهتر بگوییم دوست دارند با این وصف نامیده شوند. بعضاً عضویت در گروه، دسته و یا اجزای سازمانی صنفی که متعلق به آنند را حق خود دانسته و گاه با استفاده از منابع مالی صنف، خود در چندین کارگاه آموزشی و امثالهم نیز شرکت می کنند، بی آنکه مفاهیم آموخته شده را در مقام یک فعال حقوق بشر آموزش داده یا ترویج کنند.

این در حالیست که عده ای دیگر در لباس وکیل، دانشجو، استاد و مدافع حقوق بشر  و حتی کارگر به خاطر دغدغه هایی که برای ترویج و احقاق حقوق بشری دارند، همواره به عنوان یک فرد مخالف و یا به زبان امروزی برهم زننده امنیت و امثالهم تحت فشارند. هرچند بسیار تکرار شده که حقوق بشر سیاسی نیست و نباید آنرا سیاسی کرد اما به واقع مگر می شود مطالباتی که افراد از حاکمیت دارند و نسبت به نقض آن معترضند مثل حقوق برابر زن و مرد، انتخابات آزاد و امثالهم از نظر هر حاکمیتی، سیاسی تلقی نشود؟ اقدامات این افراد بی آنکه خود بخواهند و به واقع چنین باشد، «امنیتی» تلقی شده و با همین انگ در تعقیب و به کیفر رساندن آنها حداقل حقوق مندرج در دادرسی عادلانه که برای متهم اعلام شده است نسبت به این عده نقض می شود. شاید از اینروست که در سال 1998 سازمان ملل ناگزیر برای شناساندن و تفکیک «مدافع حقوق بشر» از «مخالف سیاسی» مبادرت به صدور قطعنامه کرد و از آن تاریخ فعالین حقوق بشر بعنوان یك  مسئله حقوقی شناخته شدند و در راستای مدافع حقوق بشر فرد مصون می باشد واین زمان می برد تا این در جهان فرهنگ شود.

سازمان ملل متحد طی این اعلامیه عبارت «مدافع حقوق بشر» را در مورد کسانی که برای حمایت و اجرای حقوق بشر کمک می کنند، به کار برد؛ به گونه ای که حقوق بشر تماماً برای همگی آحاد بشر محقق شود. این افراد می توانند از اقشار مختلف جامعه و با سطح معلومات متفاوتی از قبیل کارمند، محصل، پزشک، معلم، کارگر، وکیل دادگستری، کاسب، قاضی و امثالهم باشند. مطابق این اعلامیه، هرکس که بخواهد می تواند مدافع حقوق بشر باشد. بدیهی است که ذکر هرکس که می خواهد به منزله آن نیست که فقط بخواهد بلکه عملکرد و اقداماتش نیز باید در جهت ترویج حقوق بشر باشد و این اقدامات می تواند در مورد کلیه مصادیق مندرج در هر چهار نسل حقوق بشر باشد.

این اعلامیه، حقوقی نیز برای مدافعان حقوق بشر برشمرده است که می توان به حق دسترسی به اطلاعات مربوط به حقوق بشر، انتقاد و ارائه پیشنهاد به سازمان ها و ارگانهای مربوطه، حضور در محاکم، حق ارتباط با سازمانهای غیردولتی و امثالهم اشاره کرد.

مدافعان حقوق بشر در کشورهای ناقض این حقوق، تحت فشار حاکمیت اند. آنها در قالب فعالین سیاسی و یا امنیتی تحت تعقیب قرار می گیرند و گاه ارتباط با یک رسانه خارجی و حتی سازمانهای غیردولتی خارجی، گزگی به دست حاکمیت داده تا آزادی و امنیت آنها سلب شود. از اینرو آنهایی که جان سالم به در می برند، گاه جلای وطن کرده و برای آزادی عمل خود در مکانی غیر از کشور خود اقامت می کنند.

عده ای بعداز اینكه انترنت به جهان آمد بخصوص ایران  از طریق فضای مجازی سایت و وبلاگ به فعالیت مدافع حقوق بشر پرداختند  و بعنوان شهروند خبرنگار معروف هستند و من اولین كسی بودم كه بعنوان وبلاگ نویس مدافع حقوقبشر و میحط زیست  در فضای مجازی فعالیت كردم و كمتر كسی در جهان است كه نام مرا بعنوان فعال حقوق بشر و محیط زیست نشناخته باشد و بابت این فعالیت وبلاگ نویسی تاوان  زیادی دادم و می دهم..

صرفنظر از آنکه عمل و شغل وکیل دادگستری خواسته و ناخواسته به عنوان مدافع حقوق مردم و یکی از تضمینات دادرسی منصفانه و چه بسا عادلانه، نوعی فعالیت حقوق بشری محسوب می شود، قابل ذکر است که در میان این صنف، بعضاً این تفکر و تصور وجود دارد که حتماً باید برای گرفتن حق موکل به ابزارهای رسانه ای متوسل شد. شکی نیست که گاهی نقض دادرسی عادلانه به قدری مشهود و زننده می نماید که وکیل ناگزیر از توسل به این ابزارهاست، با این وجود، در برخی موارد که لزومی به استفاده از این ابزار، ضروری به نظر نمی رسد، نه تنها زحمات یک وکیل را تحت الشعاع قرار می دهد بلکه برعکس به ضرر موکل نیز منتهی می شود. این در حالیست که عده ای دیگر از همین صنف، داوطلبانه بدون جاروجنجال و تبلیغات و با تجربه ای که کسب کرده اند، تنها به منافع موکل خود فکر کرده و برای حصول آن، لحظه ای دست از کار نکشیده اند. این عده با آنکه کار و تلاششان کاملاً مصداق فعال حقوق بشر است، نه حظی از مطرح شدن به عنوان حقوق بشر می برند و نه از اینکه به این عنوان شناخته نشوند، نگرانند. اما چه مردم عادی و چه حتی اقلیتی در این صنف، «فعال حقوق بشر» بودن را به شناخته شدن در رسانه ها، آن هم به واسطه پیگیری های پرونده هایی خاص موسوم به امنیتی و یا هر پرونده ای که مجال مطرح شدن آنها را داشته باشند، می دانند. شاید از اینروست که اگر با وصف فعال حقوق بشر مورد خطاب و توجه قرار نگیرند، ناراضی خواهند بود.

شخصاً شاهد نقض حقوق زیادی در پرونده های خانوادگی، ثبتی، حقوقی های ساده و دشوار و حتی چک بلامحل و امثالهم در دادگاه ها و غیردادگاهها بوده ام که هر کدام می توانست به اندازه هر پرونده امنیتی حرفی برای گفتن داشته باشد. حال باید پرسید تا چه اندازه با نگاه نقادانه به این قبیل پرونده ها نیز نگریسته ایم؟! آیا کرامت ذاتی انسان، تنها در آن محاکم نقض می شود؟ آیا حق دفاع به واسطه تبصره ماده 128 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری نقض شده و یا در دادگاههای انتظامی و اداری نیز چنین است؟ آیا آزادی بیان را برای هر رسانه ای قبول داریم و یا تنها برای رسانه های همسو با تفکرات و عقاید خودمان؟ به عنوان یک وکیل دادگستری که خواسته و ناخواسته حداقل در حیطه دادرسی عادلانه، کاری حقوق بشری انجام می دهیم، تا چه اندازه در معرفی و شناساندن نسل های حقوق بشری به مردم کوشا بوده ایم؟ آیا به جز حق حیات، آزادی بیان و عقیده و مذهب و امثالهم، از حق بر محیط زیست سالم، حق بر صلح و توسعه نیز سخنی به میان آورده ایم؟ شاید بگویید که وکیل هستیم و تنها از دستمان همین قسم حوزه دادرسی عادلانه بر می آید. آری، چه اگر غیر از آن بود و یا جامعه به رشدی که برآمده از آگاهی نسبت به حقوق خود باشد، رسیده بود نسبت به حقمان بر محیط زیست هم همان اندازه صدایمان در می آمد که نسبت به سایر حقوق بشری مدعی هستیم. به عنوان فعال حقوق بشر، نباید تک بعدی به آن پرداخت، بلکه اصولاً باید همه جانبه و نسبت به تمامی مردم دنیا، همه حقوق را خواهان باشیم.

تعدادی از وکلای دادگستری با تمامی دشواریهایی که پرونده های امنیتی برایشان در پی خواهد داشت، دلسوزانه پیگیر دفاع از حقوق موکلین خود در این قبیل پرونده ها هستند. عده ای از آنها بی آنکه ادعایی داشته باشند، نه تنها چنین پرونده هایی را قبول می کنند بلکه در مقام یک وکیل که کارش دفاع از حقوق موکلش است، هرجا که حقوق متهمی را در معرض خطر ببینند به میدان آمده و برای دفاع از آن تلاش وافری می کنند. برای این عده، تفاوتی هم نمی کند که فرد متهم به ارتکاب جرایم امنیتی باشد یا کلاهبرداری و یا مواد مخدر و یا قتل عمد، آنها به رسالت خود به عنوان یک وکیل دادگستری می اندیشند .

به هر حال، همانطور که پیشتر دیدیم، از روند پیوستن حاکمیتها به کنوانسیونهای حقوق بشری، چنین بر می آید که اساساً آنها روی خوشی به حقوق بشر و تعهداتشان نسبت به افراد تحت حاکمیتشان نشان نمی دهند. همین امر است که فعالین حقوق بشر را وادار می کند که برای احقاق آن، همواره هشیار بوده و متذکر آن باشند. اگرچه فعالین حقوق بشر به موجب قطعنامه سازمان ملل حق دارند که با سازمانهای مختلف حقوق بشری غیردولتی در ارتباط بوده، برای انجام رسالتشان به هر نوع اطلاعاتی دسترسی داشته باشند، اما این امر به دشواری صورت می گیرد؛ خاصه در حکومتهای خودکامه، فعالین حقوق بشر بهای سنگینی برای اهداف متعالی خود باید بپردازند.

در این وانفسا، وکلا مدافعان حقوق بشر  در جهان چون رزمنده ای بدون سنگر در برابر دشمنان خودی و  و غیره  که در میدان مین گرفتار آمده اند، برای حفظ حقوق موکلینشان و محروان جامعه ومردم چنان باید سنجیده گام بردارند که نه به خود آسیب برسانند و نه موجبات تضییع حقوق موکلینشان و مردم  را فراهم آورند. آری، می دانم که دست کم در سازوکارهای قضایی کشور ما، این مهم، بعضاً تکلیفی مالایطاق است. در کشور ما وکیل و مدافعان حقوق بشر ( مدافع حقوق بشر مطابق  قانون اساسی طبق اصل ... بعنوان امر به معروف و نهی از منكر شناخته می شود اما در عمل اجرا نمی شود و این اصل ق ا كشور بیشتر نادیده یا تفسیر لاغیر انگاشته  می شود ) از مصونیت لازمه برخوردار نیست، هر لحظه که می خواهد برای حقوق موکل  و مردم خود فریاد بزندو دفاع كند ، باید نیم نگاهی هم به آینده شغلی و موقعیت خود داشته باشد وگرنه سالم از میدان مین بیرون نخواهد آمد. از اینرو وکلایی  و مدافعان حقوق بشر که به واقع بدون ادعایی و جار و جنجالی حتی حاضرند آینده شغلی و زندگی وسر نوشت  خود را نیز به خطر بیندازند که حقی از موکلشان و مردم تضییع نشود را باید ستود.

اسماعیل اسدی دارستانی  کارشناس حقوق بشرو اولین وبلاگ نویس  حقوق بشر و محیط زیست  جهانیastarao@yahoo.com

 dardnews.ir


ژ"
نظرات() 

گفت وگو حلقه مفقوده نخبگان و کنشگران سیاسی

تاریخ:شنبه 21 اسفند 1395-06:33 ب.ظ

نظر به اهمیت این مقوله به ذکر چند نکته می پردازیم:
1- سیاست را می توان به دوگانه علم و حرفه تقسیم کرد و نمادهای آن را «سیاست دان » و «سیاست ورز » دانست. هر چند این تعریف به معنای تفکیک و جداسازی قطعی آن ها نیست بلکه امکان توامان بودن این دو عنصر سیاست امری محتمل است. برخی معتقدند که بین سیاست نظری و عملی فاصله عمیقی وجود دارد و دسته ای دیگر باورمند به رابطه ای توامان هستند.
با این حال به نظر می رسد در رابطه ای دوسویه و تکمیل کننده می توان ساحت نظر را با عرصه عمل آمیخت. در نتیجه برآیندی که از این مساله ایجاد می شود تقویت میدان پیشرفت است.
هر چند برخی کنشگران سیاسی همزمان تحلیلگر و نظریه پرداز هستند اما این دسته فراوانی چندانی ندارند. به عبارت دیگر جدایی و انفکاکی که میان ساحت نظر و عمل در میدان سیاسی وجود دارد، طی کردن مسیر توسعه را کند و پرنوسان می سازد.
2- نخبگان در هر جامعه ای نقش پیشرو و برجسته دارند و آن ها را می توان به دو دسته کلی نخبگان فکری و اجرایی تقسیم کرد. نخبگان اجرایی در عرصه سیاسی و اقتصادی فعالیت می کنند و نخبگان فکری افرادی هستند که اندیشه، روش های بهینه، تئوری و آینده نگری تولید می کنند.
بنابر این دور شدن دو دسته از نخبگان از یکدیگر آفت بزرگی است که به نوعی واگرایی و در مقابل نزدیک شدن آن ها به هم افزایی می انجامد. از این رو نخبگان اجرایی می توانند با بهره گیری از اندیشه نخبگان فکری، بهینه و اجرایی کردن این تفکرات را پی بگیرند.
3- در این میان باید به نقش طبقه متوسط اشاره کرد چرا که این طبقه توان کار اجرایی و فکری را با هم دارد و می تواند نقش نخبه فکری و ابزاری را ایفا کند. از این رو می توان طبقه متوسط را موتور رشد و توسعه کشور دانست. برخی صاحبنظران معتقدند که بدون توجه به نقش این طبقه توسعه گستره کمی را در بر می گیرد.
4- تجربه کشورهای جهان نشانگر آن است که محیط های آکادمیک سعی می کنند نیاز علمی سیاستگذاری ها و روندهای اجرایی را پایه ریزی کنند. پس با جهت دهی مطالعات به سمت مطالبات مورد نیاز توسعه و ایجاد رابطه ای مستمر میان نخبگان با حوزه های اجرایی در کشور این روند تسریع پیدا می کند.
به نظر می‌رسد بهره گرفتن از نخبگان تصمیم گیری و تصمیم سازی را تسهیل می کند. از طرفی دیگر گردش نخبگان شکل عملی پیدا می کند و قابلیت‌های واقعی شناخته شده و به کار گرفته می شود.
5- نظر به این که نوعی گرایش رشد یابنده به سمت گفت و گو، وجه غالب همه جوامع جهانی در صورت های مختلف شده است. از این رو ، آن چیزی که می تواند میان نخبگان و کنشگران سیاسی پیوند برقرار کند، گفت و گو است. از این رو برای تحقق این امر نیز باید رابطه دوسویه میان نخبگان و کنشگران سیاسی شکل بگیرد. این مساله می تواند پیوندی میان عرصه نظری و عملی ایجاد کرده و توان توسعه ای را مضاعف سازد.


ژ"
نظرات() 

عید ایرانی با کالای ایرانی؛ بازگشت به خویشتن با خرید کالای داخلی

تاریخ:شنبه 21 اسفند 1395-06:32 ب.ظ

برند گرایی و پوشیدن مارک های خارجی این روزها به مشخصه ای برای نشان دادن پایگاه اجتماعی برخی از افراد تبدیل شده است. رواج چنین ایده ای در میان قشرهای مرفه و پیروی دیگر افراد جامعه از آنان موجب شده تا تولید ملی به صورت مستقیم و غیر مستقیم تحت تاثیر این سبک زندگی قرار گیرد و دورانی از رکود را سپری کند.
نمودهای این تاثیر پذیری را می توان در فراوانی کالاهایی ببینیم که با برند خارجی در بازار ایران مشاهده می شود.
برای ارزش بخشی به تولید ملی و کالای ایرانی یادآوری چند نکته لازم و ضروری است؛
1- در دنیای کنونی که هویت به عنوان حلقه گمشده بسیاری از جوامع محسوب می شود، یکی از راهکارها برای بهبود این وضعیت، هویت سازی تولید ملی است. تبلیغات دنیای سرمایه داری و خودباختگی برخی از فرهنگ ها در مقابل این تبلیغات، موجب شده تا «خود را به رنگ دیگران کردن» به ارزش و هویت برای برخی از قشرهای ما تبدیل شود.
جوانانی ایرانی در برخی از مواقع افتخار می کنند که لباس خارجی به تن دارد؛ یا تولیدکننده داخلی آنچنان دچار ناامیدی از تولید خود است که نمی تواند مارک داخلی استفاده کند و بر روی کالایش برچسب خارجی می‌زند.
نخستین لازمه هویت بخشی به کالای تولید داخلی ایجاد تعصب است زمانی که در زمینه تولید ملی و هویت بخشی به آن تعصب شکل گیرد می توان مدعی بود که مردم به صورت خودجوش به سمت خرید کالای داخلی خواهند رفت.

2- ایجاد ذهنیت مثبت در زمینه تولید ملی یکی دیگر از کارهایی است که خرید تولید ملی را افزایش می دهد. اگر این ذهنیت در جامعه ما ایجاد شود و استفاده از تولید ملی رشد و شکوفایی اقتصادی به بار خواهد آورد به یقین قشر زیادی از تولید داخلی استفاده خواهند کرد.
باید این باور در ذهن شهروندان فرهنگ سازیِ شود که رفاه قشر تولید کننده و کارگران جامعه ایرانی بر خرید کالای داخلی وابسته است. زمانی که شهروندان به این باور برسند که خرید تولید ملی موجب شکوفایی اقتصادی و افزایش اشتغال است، می توان انتظار داشت که آینده شغلی و شکوفایی اقتصادی بر مُد پوشی های زودگذر غلبه کند.

3- همخوانی تولید ملی با فرهنگ بومی جامعه می تواند زمینه را برای هویت بخشی به کالای تولید داخل فراهم کند. تولید ملی هر جامعه ای باید بر پایه فرهنگ معنوی آن جامعه شکل گیرد تا در بلند مدت دچار «تاخر فرهنگی» که جامعه شناسان از آن به عنوان ناهمخوانی فرهنگ مادی و معنوی یاد می کنند، نشویم.
از آنجا که فرهنگ معنوی بدنه اصلی یک فرهنگ ملی است اگر کالاهای تولید داخلی با فرهنگ بومی و معنوی جامعه ما همخوانی داشته باشد می توان انتظار داشت با توجه به برخی خصوصیات ذاتی شهروندان جامعه، مردم استقبال بیشتری از تولیدات ملی داشته باشند اما اگر نمودهای فرهنگی که در تولید ملی به کار می رود بیگانه با فرهنگ و تاریخ جامعه باشد به یقین میزان استقبال از کالاهای وارداتی بیشتر از تولید ملی است.

4- ابلاغیه سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی توسط مقام معظم رهبری را می توان منشور کاملی برای حمایت از تولید ملی محسوب شود. در بند هشتم این ابلاغیه مقام معظم رهبری بر گفتمان سازی برای تولید ملی تاکید فراوانی داشته اند.
براساس تعریف، گفتمان، ارائه فکریِ منسجم و منظم و قابل دفاع مبتنی بر فرهنگ و اعتقادات یک جامعه است که از سوی یک رهبر، فعال سیاسی یا فعال فرهنگی تبیین می شود.
حال که سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی به عنوان یکی از مهمترین بسترهای رونق تولید ملی، از سوی مقام معظم رهبری اعلام شده است می توان با تشکیل کمسیون های مختلف زمینه را برای گفتمان سازی استفاده از تولید ملی فراهم کرد.
رسانه های جمعی، ائمه جمعه، آموزش و پرورش، محیط های دانشگاهی، پایگاه های مقاومت بسیج و سازمان تبلیغات اسلامی از جمله نهادها و سازمان های مردم نهادی هستند که می توانند به خوبی از عهده گفتمان سازی برای خرید تولید ملی برآیند. در این زمینه صداوسیما نقش پررنگ تری نسبت به سایر دستگاه ها دارد. این رسانه قادر است ابزار قدرتمندی برای ترغیب مردم به خرید کالای ملی باشد.

5- برای هویت بخشی به تولید ملی مشکلات فروانی وجود دارد. یکی از موانع پیش روی هویت بخشی به تولید ملی بحث «کالاوارگی» یا «شی سروری» است. در جامعه یی که تمام هم و غم مردم دسترسی به کالاهای آنچنانی و نشان دادن شخصیت خود با لباس و دیگر وسایل زندگی است، نمی توان انتظار داشت که فرهنگ چشم و هم چشمی در آن رواج پیدا نکند.
شی سروری در جامعه موجب کاهش اعتماد به نفس در بین برخی طبقات جامعه می شود. افرادی که اسیر کالا وارگی هستند در مقابل دیگران و جایگاه خود در جامعه احساس حقارت می کنند و برای جبران این حقارت با خرید وسایل آنچنانی و استفاده از وسایل گران بها سعی می کنند خود را بالاتر از جایگاهی که دارند نشان دهند.

6- یکی دیگر از مشکلات پیش روی ترغیب شهروندان به خرید کالای داخلی کیفیت برخی از این کالاها است. زمانی می توان ادعا کرد که مردم نسبت به کالای داخلی اعتماد دارند که شهروندان به این باور برسند که کیفیت کالای داخلی با هزینه کرد آنان همخوانی دارد. اگر این روند در جامعه شکل نگیرد خرید کالای ایرانی در حد شعار باقی خواهد ماند.
اما اگر تولید ملی کشور در شرایطی قرار گیرد که بازار فروش کالاهای داخلی به جولانگاهی برای عرصه جنس های بی کیفیت و تقلبی تبدیل شود به یقین مردم دلزده از این رویه، به دنبال هزینه - فایده خواهند رفت و روی ناخوش خود به تولید ملی نشان می دهند.


ژ"
نظرات() 

نامه یك نویسنده و محقق و فعال حقوق بشر و رو زنامه نگار به استاندار گیلان

تاریخ:پنجشنبه 19 اسفند 1395-06:50 ب.ظ

نامه  یك نویسنده و محقق  و فعال حقوق بشر  و رو زنامه نگار  به استاندار گیلان
dardnews.ir       astaranews1.ir

استاندار   و ریس شورای تامین و اداری استان گیلان  
  با سلام    پیرو نامه های قبلی و پیامك های قبلی خدمت حضر تعالی
  اینجانب اسماعیل اسدی دارستانی   درجه دار بازنشسته ارتش  نویسنده و محقق پنچ کتاب  و روزنامه نگار و اولین وبلاگ نویس  و مستند ساز  و فرزند جانباز 65 درصد و برادر جانباز  سواد فوق دیپلم و فرزندم هم  سرباز ارتش است  .....   ضامن چند نفر بودم  مجبور شدم ماشین ام را که مسافرکشی می کردم  بفروشم  و مقداری قرض بکنم قسط وام گیرندهها در بانک ها بدهم  و چند ماهی است بخاطر ضامن بودن سه نفر  از حقوقم کسر می شود فقط من پانصد هزار تومان دریافتی دارم هیچ گونه در آمدی ندارم .....      برای استخدام در اسکله آستارا(استان گیلان )  از فرماندار امام جمعه بنیاد شهید  نماینده آستارا و آیت الله قربانی  نامه بردم تشکیل پرونده دادم    با توجه به وضعیت من درخواست دارم دستور استخدام من در اسکله آستارا را بدهید حتی پول خرید نان ندارم(مههاست به شما و شهرستان  آستارا و نماینده و شوراها نامه و مشكلم را  گفتم  كسی  به دادم نرسیده است ) را احتیاج بکار دارم .        

 با تشکر اسماعیل اسدی دارستانی  نویسنده و محقق  و فعال حقوق بشر  و رو زنامه نگار   از  آستارا    09119812795





ژ"
نظرات() 

نماینده آستارا مطرح کرد؛ آمفی‌تئاتر ارشاد آستارا بدون امکانات افتتاح شد / وضعیت اسفناک پایانه بار آستارا / شهرک صنعتی آستارا جانمایی درستی ندارد

تاریخ:پنجشنبه 19 اسفند 1395-06:49 ب.ظ

ولی داداشی امروز در گفت‌وگو با فارس با اشاره به اینکه دغدغه نبود امکانات ورزشی در بین قشر جوان تحصیل‌کرده از سال‌ها پیش در این شهرستان وجود داشته است، اظهار کرد: برای بحث زمین چمن مصنوعی آستارا با وزرای نفت و ورزش و جوانان رایزنی‌هایی انجام شده است.

وی با بیان اینکه وزرای مذکور تأمین بودجه احداث زمین چمن مصنوعی را در آستارا متقبل شده‌اند، تصریح کرد: استخر سرپوشیده آستارا به دلیل مواجه‌شدن دولت با کسر بودجه به مرحله واگذاری به بخش‌خصوصی رسیده و مراحل اداری آن نیز به اتمام رسیده است.

نماینده مردم آستارا در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: در بحث ورزش روستایی، دو روستای باغچه‌سرا و قره‌سو در برنامه کاری قرار گرفته‌ و زمین چمن ورزشی روستای باغچه‌سرا به دلیل قرار گرفتن در مسیر راه‌آهن آستارا‌ـآستارا موجب محروم شدن جوانان این روستا از ورزش فوتبال شد.

داداشی با اشاره به اینکه یک مکان دیگری به منظور جابه‌جایی زمین چمن روستای باغچه‌سرا در نظر گرفته شده است، اضافه کرد: وزارت راه و شهرسازی مبلغی به میزان ۲۰۰ میلیون تومان به منظور بازسازی این زمین چمن ورزشی به حساب ثبت اسناد و املاک واریز کرده است.

وی به ترویج فرهنگ دینی در جامعه اسلامی و حمایت از هیأت‌های مذهبی و مساجد اشاره کرد و گفت: امام جمعه آستارا درباره احیای ستاد اقامه نماز به طور جد پیگیر هستند و برای فعال شدن ستاد اقامه نماز در این شهرستان باید تمام ارگان‌های اجرایی در صحنه حضور داشته باشند.

نماینده مردم آستارا در مجلس شورای اسلامی درباره وضعیت احداث حوزه علمیه خواهران در این شهرستان، بیان کرد: بسیاری از خواهران در این زمینه به بنده مراجعه کرده‌اند و در تلاش هستیم سال آینده پس از تأمین بودجه، زمین احداث حوزه علمیه خواهران در آستارا مشخص شود.

* شهرک صنعتی آستارا جانمایی درستی ندارد

داداشی به وجود ظرفیت‌های بالای گردشگری در بخش مرکزی و بخش لوندویل آستارا اشاره کرد و گفت: آستارا سالانه میزان ۳.۵ میلیون نفر گردشگر بوده و امیدواریم با ارتقای ظرفیت‌های گردشگری، این شهرستان در آینده میزبان ۶ میلیون نفر گردشگر در سال شود.

وی، آبشار لاتون را یکی از جاذبه‌های گردشگری کشور دانست و یادآور شد: طرح مطالعاتی راه آبشار لاتون پس از سال‌ها وقفه به دنبال رایزنی‌های انجام شده با مدیران ارشد استان آغاز شده و حدود یک میلیارد تومان از سوی سازمان برنامه‌و بودجه برای راه این آبشار اختصاص پیدا کرده است.

نماینده مردم آستارا در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه شهرک صنعتی آستارا از ابتدا جانمایی درستی نداشته است، متذکر شد: از ۳۳ واحد صنعتی در شهرک صنعتی آستارا تعداد ۶ واحد فعال، سه واحد نیمه فعال و ۲۴ واحد غیرفعال بوده و در تلاش هستیم واحدهای شهرک صنعتی آستارا توسعه پیدا کنند.

وی اضافه کرد: افرادی که واحد صنعتی دارند و به مشکل برخورد کرده‌اند می‌توانند مشکلات خود را در دفتر ارتباطات مردمی مطرح کنند و تاکنون سه واحد صنعتی با ظرفیت بالغ‌بر ۵۰ نفر که راکد بودند با پیگیری‌های بنده فعال‌ شده‌اند.

داداشی به حق‌ و حقوق پره‌داران صیادی آستارا اشاره کرد و گفت: با توجه به تذکرات ارائه شده به وزیر جهاد کشاورزی و پیگیری‌های صورت گرفته، کار حق ‌و حقوق پرده‌داران به پایان رسیده و اکنون پول پره‌داران در استان وجود دارد و امیدواریم تا پایان سال به حساب آنها واریز شود.

وی با بیان اینکه سالن آمفی تئاتر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آستارا بدون امکانات افتتاح شد، خاطرنشان کرد: سالن آمفی تئاتر ارشاد این شهرستان از امکانات سرمایشی و گرمایشی بی‌بهره بوده و مسؤولان وقت باید در این زمینه پاسخگوی مردم و هنرمندان شهرستان باشند.

این مسؤول وضعیت پایانه بار آستارا را بسیار اسفناک دانست و یادآور شد: یک‌دهم از ناوگان حمل‌ونقل کشور در آستارا استقرار پیدا کرده و مسؤولان وزارت راه و شهرسازی باید نسبت به ارتقای پایانه بار این شهرستان تدابیری بیندیشند.




ژ"
نظرات() 

محسن رضایی طی نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهور: ۱۰۰۰ تومان سال ۹۲ الان ۲۵۰ تومان است / ادبیات فعلی روحانی در آمریکا نوعی اظهار ضعف تلقی می شود

تاریخ:پنجشنبه 19 اسفند 1395-06:49 ب.ظ

محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام طی نامه‌ای به حجت الاسلام حسن روحانی رییس جمهوری ایران در مورد مسائل بین‌اللملی و داخلی به رییس جمهور توصیه کرد که بی شک اگر جنابعالی با زبان جدیدی با آقای ترامپ سخن نگوئید، ممکن است، رفتار فعلی جنابعالی ازسوی حاکمان ایالات متحده، اظهار ضعف، تلقی شده و تصوّر کنند که هر نوع فشاری بر دولت ایران، مؤثر واقع می‌شود.

وی در بخشی از این نامه آورده است: اقتصاد ملی ما در محاصره بی پولی قرار گرفته و دولت بجای ادبیات سیاسیِ گذشته ، باید با یک برنامه نجات بانکی، پول ملت را آزاد کند. اقتصاد قدرتمند همان اقتصادی است که در آن، رهبر، شرمنده جوانانش نباشد.

به گزارش فارس متن کامل این نامه بدین شرح است:

«بسم الله الرحمن الرحیم»

حجت‌الاسلام‌والمسلمین جناب آقای دکتر روحانی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

باسلام و تحیّت؛

جنابعالی و جمعی از دوستان شما، چندی قبل، با ادبیات جدیدی از جنگ و ضد جنگ، سخن گفتید، به دلیل خطراتِ استفاده از این نوع ادبیات برای امنیت ملی، مناسب دیدم، برادرانه و دلسوزانه، نکاتی را در قالب مکتوب، یادآور شوم.

با استقرار دولت ترامپ در آمریکا و تحرکات اسراییل و عربستان سعودی، شرایط منطقه تغییر کرده و نیازمند مراقبت بیشتری از سوی دولت شماست. تجربه این ملت نشان داده که هرگاه دولتی جمهوری‌خواه در آمریکا بر سرکار آمده، و همزمان در ایران، دولتی با مشی لیبرال بر سرکار باشد، فشارهای سنگینی بر جمهوری اسلامی وارد شده و همچون چکش و سندان، منافع ملت ایران را تحت‌فشار قرار داده است. بی‌شک اگر جنابعالی با زبان جدیدی با آقای ترامپ سخن نگویید، ممکن است، رفتار فعلی جنابعالی از سوی حاکمان ایالات‌متحده، اظهار ضعف تلقی شده و تصوّر کنند که هر نوع فشاری بر دولت ایران، مؤثر واقع می‌شود. کما اینکه سخنگوی دولت جدید آمریکا، اعلام کرد که هشدار ما باعث شد ایران از پرتاب ماهواره، عقب‌نشینی کند.

در شرایط فعلی برخی معتقدند نباید آقای ترامپ را تحریک کرد که بی‌شک، این سخن درستی است ولی نباید او را به رفتارهای غیرمعقول نیز امیدوار نمود که این خود، یک هنر است. اگر دو گانۀ جنگ و ضد جنگِ جنابعالی در عصر اوباما می‌توانست دستاوردی داشته باشد، این ادبیات در زمان دولت فعلی آمریکا، ممکن است موجب سوءاستفادۀ جنگ‌طلبان آمریکایی و اسرائیلی شود، چرا که هر سخن، جایی و هر نکته مکانی دارد و بی‌شک، امروز موقعیت ما نسبت به دولت دیروز آمریکا تغییر کرده است.

بر این اساس، نکاتی را یادآور می‌شوم:

۱ـ جنابعالی واقف هستید که نتانیاهو، این فتنه‌گرِ منطقه و قاتل هزاران کودک، با کمک آل سعود، درصدد ماجراجویی و تحریک ترامپ علیه ایران، سوریه و عراق است. در چنین شرایطی، آیا سخن گفتن از یک گروه موهوم، در داخل کشور، به‌عنوان عامل جنگ‌افروزی، تأییدی برای آن‌ها نخواهد داد؟ به فرض، اگر افرادی قلیل و غیرمسئول در داخل کشور، چنین افکاری علیه منافع ملی و امنیت ملت داشته باشند، با وجود رهبری‌ حکیم و انقلابی و مردمی بصیر و آگاه و مسئولان امنیتی و نظامیِ دلسوز و توانمند و عاقل، آیا چنین تصویرسازی غیرواقعی، محلی از اعراب دارد؟ بنابراین اگر هم تهدیدی موجود باشد از سوی جنگ افروزانِ منطقه، یعنی اسراییل و عربستان است. ثانیاً آن‌ها با این تهدیدات قصد دارند که به جنگِ اصلی خود علیه ما که جنگ اقتصادی است کمک کنند. پیشنهاد می‌شود جنابعالی در اظهارات خود به‌جای این ادبیات، بر جنگ اصلیِ علیه این ملت، تمرکز کنید؛ یعنی همان جنگ تمام‌عیار اقتصادی که به‌صورت ناجوانمردانه‌ای علیه مردم ما جریان دارد و با چاشنیِ ناکارآمدی و بی‌تدبیری مسئولین، مادر شهید را به دست‌فروشی وا‌داشته و همسر جانباز دفاع مقدس را به خودسوزی رسانده است.

اگر از این جنگ، سخنی به زبان نیا‌ورید و به تهدیدات منطقه‌ای هم اشاره نشود و درنتیجه، توپ در میدان خودمان به چرخش درآید و از یک جنگ فرضی و غیرواقعی، سخن به میان آید، نتیجه آنچه خواهد بود؟بی‌تردید صحنه اصلی مبارزه که اقتصاد و تهدیدات ناشی از آن است به کنار گذاشته می‌شود و رکود ادامه می‌یابد و درنتیجه بجای استفاده از پشتوانه‌های نظام و رهبری، خود را از آن محروم می‌سازید، مردم را به کمک فرا نمی‌خوانید، درحالی‌که اگر مردم و جوانان ما همچون دوران انقلاب و دفاع مقدس به صحنه بیایند، این جنگ را به یک شکوفاییِ بزرگ اقتصادی تبدیل می‌کنند.

۲ـ دوگانۀ جنگ و ضد جنگِ جنابعالی، اگر شکل دیگری از همان قصه سرهنگ و حقوقدان باشد، باید گفت که این بار، نه‌تنها کارساز نخواهد بود، بلکه زیان فراوانی هم در پی خواهد داشت. چرا؟ که اولاً زحمات و تلاش‌ها و برنامه‌های شما در مذاکرات با اوباما برای رفع تحریم‌ها نتوانسته مشکلات اقتصادی را حل کند ثانیاً امروز، طرف شما آقای اوباما نیست و اگر صرفاً با شاکله حقوقدانیِ زمان اوباما، با ترامپ روبه‌رو شوید ممکن است آن‌ها تصور کنند که فشار به ایران، جواب می‌دهد و می‌توانند بدون پیامد و واکنشی هزینه‌بر از سوی ایران و روی میز مذاکره، حرف خود را به کرسی بنشانند. جناب آقای روحانی امروزه شاهد هستید که ارزش اسکناس هزارتومانی آن زمان، به زیر پانصد تومان، تنزل یافته است. تازه، همین هزارتومانی نیمه‌جان هم، تنها نیمی از آن در بازار، جریان دارد. باور کنید هزار تومان سال ۹۲، فقط به‌اندازه دویست و پنجاه تومان در بازار، جریان و تأثیر اقتصادی دارد. مسئولان بانکی کشور می‌گویند از هر یک‌میلیون تومان نقدینگی، حدود چهل‌وپنج درصدِ آن فریز و یخ‌زده و قدرت خریدِ پنجاه‌وپنج درصد دیگر هم، نصف شده است؛ بنابراین در عصر یخبندانِ بازار در دولت یازدهم، یک تحریم پولی شدید در اقتصاد ایران شکل‌گرفته است. در این اوضاع، نه‌تنها تحریم دلاریِ آمریکا برداشته نشده، بلکه تحریم پول ملی هم پدیدار شده است. لذا اقتصاد ملی ما در محاصره بی‌پولی قرارگرفته و دولت بجای ادبیات سیاسیِ گذشته، باید با یک برنامه نجات بانکی، پول ملت را آزاد کند. دولت از یکسو هفت‌صد هزار میلیارد تومان بدهی دارد و از دیگر سو، مبادلات ارزی و خارجی روان نشده است. مسائلی از قبیل تأمین اجتماعی، بازنشستگان، ایثارگران و اشتغال، همچنان با مشکلات عدیده‌ای مواجه است. حال، اگر مشکلات جاری مردم برای جنابعالی روشن‌شده، بازخوانیِ قصه سرهنگ و حقوقدان، این بار، با دوگانۀ جنگ و ضد جنگ، واقعاً چه گره‌ای از کلاف سردرگمِ مشکلات مردم باز می‌کند؟ به‌عنوان یک اقتصاددان و از سوی قشر کثیری از اقتصاددانان کشور عرض می‌کنم: جنابعالی تاکنون نه‌تنها باید برنامه نجات اقتصادی، شامل نجات بانکی، نجات بنگاه‌های اقتصادی و نجات اقتصاد دولتی را ارائه می‌کردید، بلکه پس از قریب چهار سال تسلط بر قوه مجریه، امروز گزارش ناکامی‌ها را به ملت ارائه و آن‌ها را برای نجات اقتصادی، بسیج می‌کردید. جناب آقای روحانی ایران نیازمند یک اقتصاد قدرتمند است و آن اقتصاد مردمی متکی به توانایی‌های داخلی و دیپلماسی اقتصادی است. بی‌شک نسخه تحقق آن همان اقتصاد مقاومتیِ مدنظر رهبر معظم انقلاب است.

اقتصاد قدرتمند همان اقتصادی است که در آن، رهبر، شرمنده جوانانش نباشد، همان اقتصادی است که در آن پدر، شرمنده فرزندانش نباشد، همان اقتصادی است که در آن مرد، شرمنده همسرش نباشد، همان اقتصادی است که در آن جوان، شرمنده خانواده‌اش نباشد، همان اقتصادی است که در آن، مادر شهید نیازی به دست‌فروشی نداشته باشد و همان اقتصادی است که در آن، همسر جانباز، کارش به خودسوزی نکشد و در یک‌کلام اقتصادی است که در آن، شأن و منزلت ملت بزرگ ایران حفظ شود.

۳ـ جناب آقای روحانی، باوجود زحمات فراوانِ جنابعالی و جناب آقای ظریف در موضوع برجام، بپذیریم که اشتباهاتی هم داشتید. جنابعالی می‌دانید که من و دوستانم باوجود انتقاداتی که به برجام داشتیم، از مذاکرات حمایت کردیم و ترجیح دادیم که در شروع کار دولت جدید، با عدم پیگیریِ انتقادات خود، کمکی به دولت کرده باشیم. ولی شما اولاً سیاست خارجی را محدود به برجام کردید و ثانیاً برجام که یک امر تاکتیکی بود را به مقوله‌ای راهبردی تبدیل نمودید. احتمالاً جنابعالی، سریال‌های سیاسیِ کلینتون ـ بوش و یا اوباما ـ ترامپ را مورد توجه قرار ندادید که پس از اوباما، نوبت جمهوری‌خواهان است و ممکن است به تعهدات آقای اوباما عمل نشود؛ بنابراین اگر به این واقعیت توجه می‌شد، دولت شما انتظارات غیرواقعی در اقتصاد، پمپاژ نمی‌کرد که درنتیجه، حداقل تاکنون یک سال بر دوره رکود افزوده شود. رفتار اوباما با جنابعالی، دقیقاً مشابه رفتار کلینتون با یاسر عرفات بود که‌ پس از حاکم شدن جمهوری‌خواهان، بوش، انتخابات فلسطینی‌ها زیر نظر سازمان ملل را نپذیرفت و عملاً تعهدات کلینتون را زیر پا گذاشت. همان اقدام و رفتار را آقای ترامپ با جنابعالی آغاز کرده است. آقای ترامپ با طرح اتهامات جدید، قصد فرار از تعهدات آقای اوباما را دارد. نباید به دام او افتاد. راهکارهای بین‌المللیِ متعدد و ابزار قابل‌توجهی در اختیار نظام اسلامی است که می‌توانید با بهره‌گیری از آن‌ها، تعهدات آمریکا را در برجام، نقد و حقوق ملت ایران را احیاء کنید. اشتباه غرب‌زده‌های ایران، این است که بجای برخورد تاکتیکی با آمریکا به دنبال یک رابطه راهبردی با ایالات‌متحده هستند، که تجربه نشان داده سرابی بیش نیست و باید از این تجربه، درس عبرت گرفت.

۴ـ اخیراً یکی از مشاوران جنابعالی که از اساتید روابط بین‌الملل است به فقدان اندیشه در سیاست خارجی تصریح کرده است. البته این سخن، در خصوص دولت‌های گذشته و فعلی، سخن سنجیده‌ای است ولی نظام و رهبری، اندیشه مشخصی در سیاست خارجی دارد. ثمره این اندیشه را می‌توانید در «ایران منطقه‌ای» ببینید. «ایران منطقه‌ای»، حلقه گمشده سیاست خارجی ایران بوده است. متأسفانه به دلیل عدم توجه دولت یازدهم، روابط خارجی ایران در منطقه، بهم خورده، شاید جنابعالی تصوّر می‌کردید که با نزدیک شدن به غرب، روابط منطقه‌ایِ ایران تقویت می‌شود، درحالی‌که خلاف آن تحقق یافت. جناب آقای روحانی،‌ ما معتقدیم باید در سیاست خارجی به یک «ایران منطقه‌ایِ توسعه‌یافته و مقتدر و حافظ امنیت در منطق» بیاندیشیم و در دیپلماسی، انقلابی باشیم، یعنی نه محافظه‌کار باشیم و نه ماجراجویانه حرکت کنیم. متأسفانه دولت‌ها، هم در «اندیشه سیاست خارجی» و هم در «رفتار دیپلماتیک» درست عمل‌نکرده‌اند. بی‌تردید، اندیشه «ایران منطقه‌ای» هم در امنیت و هم در توسعه و پیشرفت اقتصادیِ کشور، مؤثر است. دیپلماسی ما نیز، باید درزمانی که لازم است نرمش قهرمانانه و درزمانی که لازم است، پاسخ دندان‌شکن از خود بروز دهد، بنابراین ما، هم با عقب‌نشینی و هم با ماجراجویی در سیاست خارجی مخالفیم. این نوع اقدامات، افراط و تفریط است و ممکن است به جنگ و یا تسلیم، منجر شود که‌ تاکنون با هوشیاریِ رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی، از آن جلوگیری شده و باوجود خسارات واردشده بر کشور در دولت‌های مختلف، انقلاب اسلامی، مسیر خود را همچنان باعزت و امنیت طی کرده است.

جناب آقای روحانی! خلاصه کلام اینکه اگر در فرصت تاریخیِ چند سال گذشته، دولت، در کنار دیپلماسی سیاسی و برجام به‌عنوان یک تاکتیک و نه راهبرد، همت اصلی خود را بر تبدیل کردنِ تهدیدات اقتصادی به یک فرصت تاریخی با بسیج سرمایه‌های انسانی و مالیِ داخلی متمرکز کرده بود و سیاست خارجی را در اختیار تولید و اشتغال و پول ملی می‌گذاشت جامعه ما به یک شکوفایی کم‌نظیری دست‌یافته بود.

به‌هرحال از گذشته باید درس گرفت. بیاییم با اتحاد کامل و برادری و در مسیر رهبریِ عالیقدر نظام و به‌کارگیری توانایی‌های داخلی و بها دادن به مردم و اعتماد به جوانان کشور، دشمنان ایران اسلامی و ملت فداکارمان را در سومین گام انقلاب که عبور موفقیت آمیز از ایستگاه اقتصاد و فرهنگ است، به شکست کشانده، شگفتی دیگری را در کنار انقلاب و دفاع مقدس، رقم بزنیم.

و من ا… التوفیق

محسن رضایی




ژ"
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo