به روز نامه الكترونیكی درد نیوز اولین سایت حقوق بشر و محیط زیسنت ایران خوش آمدید تاسیس 1379 درد نیوز - معروف ترین مكان های ارواح!

دنیای وارونه-عجب رسمیه رسم زمونه

معروف ترین مكان های ارواح!

تاریخ:سه شنبه 28 اردیبهشت 1395-06:53 ب.ظ

 در این قسمت می‌خواهیم همراه با شما توری گردشی به مرموزترین و وحشتناك‌ترین مكان‌های ارواح دنیا داشته باشیم و شما را با معروف‌ترین آنها آشنا سازیم.

خانه كشیش بارلی

مردم انگلیس اغلب با خانه‌های ارواح، عمارت‌ها و قصرهای تسخیر شده آشنایی زیادی دارند ولی در این كشور (خانه كشیش بارلی) یكی از پرروح‌ترین خانه‌ها است و روایات و داستان‌های بسیار زیادی برای اثبات این مدعا در دست می‌باشد

این خانه در سال 1863 در كنار كلیسای بارلی بنا شد تا جناب كشیش‌(هنری بول) در آن سكنی گزیند. این بنا سالها محل طغیان روح‌های سركش بوده و اتفاقات عجیبی همچون حركت كردن خودبه‌خود اشیا، بوهای عجیب، نقاط سرد در قسمت‌های مختلف خانه، صدای تاخت و تاز اسب‌ها و تجسم اشباح در آن رخ میداد. حتی بعد از این‌كه این خانه در سال1939 ‌ طعمه حریق گشته و ویران شد و عكس‌های بسیاری نیز از ویرانه‌های آن گرفته شد، باز هم كلیسای مجاور آن محل بروز این اتفاقات شد. كاپیتان دبلیو. اچ. گركسون یكی از ساكنان این خانه می‌نویسد: بارها او و خانواده‌اش روح یك پرستار بچه كه سرگردان به این طرف و آن طرف می‌رفته است را دیده‌اند. بعد از این‌كه این پرستار را چند بار در كنار یكی از پنجره‌های خانه دیدند، آن پنجره را با آجر پوشاندند تا دیگر او را نبینند. گركسون در خاطرات خود می‌نویسد(شاید آن آتش‌سوزی مصیبت‌بار تاثیری ناراحت كننده داشته است زیرا در طول آن شب چند نفر گفتند مرا به همراه دو غریبه كه یكی خانمی ملبس به شنلی خاكستری رنگ و دیگری جنتلمن با سر طاس و كت بلند مشكی بودند، دیده‌اند. چند تا از وحشت‌انگیزترین اتفاقات این خانه كه مو را برتن انسان راست می‌كند برای (ماریان)، همسر كشیش(لیونل فویستر) كه از تاریخ 30 اكتبر 1930 به این خانه نقل مكان نمودند افتاده است. یكی از ارواح این خانه سعی می‌كرد با ماریان ارتباط برقرار نماید و این كار را با روش عجیبی انجام می‌داد. او بر روی دیوارهای خانه نامه می‌نوشت عكس‌های این نوشته‌ها هنوز هم در دست است و در مركز مطالعات ماوراءالطبیعه نگهداری می‌شوند. یكی از این عكس‌های شگفت‌آور آجری را نشان می‌دهد كه در هوا شناور است در عكس دیگری چیزی روبان مانند در هوا معلق می‌باشد و همچنین هیئت‌های مه‌آلود اشباح. هنوز هم افراد بسیاری می‌گویند كه در زمین‌های برجای مانده از خانه كشیش بارلی روح دیده و از آن عكس ‌گرفته‌اند. در جولای سال 2000 عكسی توسط یكی از گردشگران گرفته شد كه هاله‌ای كروی و اسرارآمیز كه به آن (اورب) می‌گویند در آن به‌طور واضحی مشخص است.

برج لندن

یكی از معروف‌ترین و ماندگارترین بناهای تاریخی دنیا برج لندن است كه در عین حال یكی از پرشبح‌ترین ساختمان‌‌های دنیا نیز قلمداد می‌شود بی‌‌شك ناشی از تعداد زیاد اعدام‌ها، قتل‌ها و شكنجه‌هایی است كه در هزار سال گذشته در پس دیوارهای این محل صورت گرفته است. بارها و بارها گزارش شده است كه افراد مختلفی در دور و اطراف برج روح دیده‌اند. در یك نیمه شب زمستانی در سال 1957 یكی از نگهبانان از صدای برخورد یك شی‌ به سقف از جا پرید. وقتی برای پیگیری و بررسی از اتاقك بیرون رفت موجودی سفیدرنگ و بی‌‌شكل را دید كه بر روی برج قرار گرفته است. مدتی بعد آنها دریافتند كه (لیدی جین‌گری) در تاریخ 12 فوریه سال 1554 درهمان محل سر از بدنش جدا شد. شاید سرشناس‌ترین سكنه برج لندن روح (آن بولین) باشد. او یكی از همسران (هنری هشتم) بود كه در سال 1536 در این برج سرش زیر گیوتین گذاشته شد. روح او در مواقع بی‌‌شماری دیده شده است گاهی سرش را در دست دارد و بر روی (برج سبز) یا در كلیسای سلطنتی برج قدم می‌زند. دیگر ارواح این برج، روح (هنری ششم)، (توماس بكت) و (سر والتر رالی) می‌باشند. یكی از مخوف‌ترین داستان‌های برج لندن درباره مرگ(كنتس سالیز بری) می‌باشد. این كنتس در سال 1541 به علت دست داشتن در چند جنایت (كه امروزه اعتقاد بر این است كه این زن بی‌‌گناه بود) به مرگ محكوم شد. وقتی كه كنتس را به سوی چوبه‌دار می‌بردند او از دست سربازان گریخت و فرار كرد ولی چند لحظه بعد توسط مردی كه تبرش را به سوی وی پرتاب كرد كشته شد. صحنه اعدام كنتس سالیز بری بارها توسط ارواح برج سبز نمایش داده شده و توریست‌های حاضر در برج با چشم خود آن را دیده‌اند.

كوئین مری

البته كشتی كویین مری یك خانه نیست ولی درست مثل خیلی از خانه‌های قدیمی به تسخیر ارواح درآمده است. كوئین مری كه زمانی یك كشتی اقیانوس پیمای لوكس و مجلل بود، بعد از این‌كه روزهای اقیانوس‌نوردی خود را پشت‌سر گذاشت، در سال 1967 توسط فردی از اهالی كالیفرنیا خریداری شده و به یك هتل تبدیل شد. پرروح‌ترین نقطه كوئین مری موتورخانه آن است. جایی كه پسرك 17 ساله‌‌ای در آن طعمه آتش شد و جان خود را از دست داد. مردم بسیاری می‌گویند صدای ضربه خوردن به لوله‌ها و درهای كابین‌های این كشتی را با گوش خود شنیده‌اند. در جایی از كشتی كه درحال حاضر سالن لابی هتل می‌باشد بارها بانویی سپیدپوش دیده شده است و اشباح‌ چندین كودك، استخر كشتی را به تسخیر خود درآورده‌اند. روح دختر كوچولویی كه گفته می‌شود گردنش در یك حادثه در استخر شكست هنوز هم مادر و عروسكش را می‌خواهد. راهروی رختكن استخر، منطقه‌ای پر از اتفاقات غیر قابل توضیح است. مبلمان‌ها بی‌‌دلیل از جای خود حركت می‌كنند، مردم احساس می‌كنند دستانی نامرئی آنها را لمس می‌نمایند و روح‌های ناشناسی ظاهر می‌شوند. در دماغه كشتی هرازگاهی می‌توان صدای جیغ یك روح را شنید. جیغی توام با درد كه می‌گویند صدای ملوانی است كه در زمان تصادف كشتی كشته شد.

ویلی هاوس

 (ویلی هاوس) واقع در (سن‌ دیه‌گو) كالیفرنیا عنوان معروف‌ترین خانه ارواح ایالات متحده را به خود اختصاص داده است. این عمارت درسال 1875 توسط (توماس ویلی) برروی زمینی ساخته شد كه بخشی از آن دریك گورستان قدیمی قرار داشت و از همان زمان محل عبور و مرور ارواح بود. نویسنده‌ای به نام (دوتریسی رگولا) درباره تجاربش در آن خانه می‌نویسد: (در طول چندین سال وقتی شبها در مهمانخانه مكزیكی شهر در آن سوی خیابان شام می‌خوردم، دیگر عادت كرده بودم كه ببینم پنجره طبقه دوم ویلی هاوس گاهگاهی باز می‌شود. این در حالی بود كه هیچكس در آن خانه زندگی نمی‌كرد و درهایش قفل بودند. آخرین باری كه به آن جا رفتم احساس كردم در قسمت‌های مختلفی از آن انرژی خاصی جریان دارد. به خصوص در قسمتی كه زمانی محل دادگاه شهر بود. در این قسمت احساس می‌كردم بوی كهنه سیگار در فضا پیچیده است. در راهروی اصلی بوی عطری به مشام می‌رسید كه ابتدا فكر كردم مربوط به خانم راهنماست. ولی وقتی جلوتر رفتم تا با او درباره خانه صحبت كنم متوجه شدم او اصلا بوی عطر نمی‌دهد. دیگر ارواحی كه در آن خانه دیده شده‌اند عبارتند از: شبح دختركی كه به‌طور اتفاقی درآن خانه حلق‌آویز و خفه شد، روح (جیم رابینسون یانكی) ، دزدی كه آنقدر مردم او را با چماق زدند كه در راهروی خانه جان داد و اكنون روحش در همان محل ظاهر می‌شود و خود را به توریست‌ها می‌نمایاند. دختر مو قرمز ویلی روح بعدی است او آنقدر واقعی به نظر می‌رسد كه گاهی با یك بچه زنده اشتباه گرفته می‌شود. (سیبل لیك) مدیوم مشهور آمریكا می‌گوید تاكنون با چندین روح ویلی هاوس ارتباط برقرار كرده است و (هانس هولزر) شكارچی ارواح نیز ویلی هاوس را یكی از مهم‌ترین ساختمان‌های ارواح آمریكا می‌داند.

كاخ سفید

بله، عمارت بزرگ بلوار پنسیلوانیا در واشنگتن‌دی‌سی نه تنها محل زندگی رییس‌جمهور فعلی آمریكاست بلكه منزل چندین رییس‌جمهور فقید این كشور می‌باشد كه هرازگاهی هوس می‌كنند سری به آن جا بزنند. هر چند كه تمامی آنها سالهاست كه مرده‌اند. می‌گویند پرزیدنت هریسون گاهی اوقات اتاق زیرشیروانی كاخ سفید را جستجو می‌كند و معلوم نیست به دنبال چه چیزی می‌گردد. پرزیدنت اندرو جكسون اتاق خواب خودش را در كاخ سفید هنوز هم در تسخیر خود دارد و روح (ابیگیل آدامز) همسر یكی از رییس‌جمهورها یك بار درحالی دیده می‌شود كه در هوای یكی از سالن‌های كاخ سفید شناور بود و گویی چیزی را حمل می‌كرد. در این بین روحی كه بیشتر از بقیه به كاخ سفید می‌آید، روح (آبراهام لینكلن) است. (النور روزولت) یك بار گفت وقتی در اتاق لینكلن در حال كار بوده حضور پرزیدنت لینكلن را به وضوح حس كرده است كه به او نگاه می‌كرد.
در زمان ریاست جمهوری روزولت یكی از كاركنان كاخ سفید می‌گفت روح لینكلن را با چشم خودش دیده است كه روی لبه تختش نشسته بود و چكمه‌هایش را از پایش درمی‌آورد. یك بار دیگر و باز هم در زمان روزولت، (ویلهمینا) ملكه هلند یك شب مهمان كاخ سفید بود. او نیمه‌های شب با صدای ضربه‌ای به در اتاق از خواب بیدار شد. وقتی در را باز كرد رو به روی خود آبراهام لینكلن را دید كه از درون راهرو به او خیره شده است. همسر كالوین كالیج می‌گوید چندین بار لینكلن را دیده است كه دستهایش را در پشت گره كرده بود و در سالن‌ بیضوی كاخ ایستاده بود و از پنجره‌ بیرون را تماشا می‌كرد.

پل امیلی

پل امیلی پلی كوچك، سرپوشیده و تاریخی در منطقه (استو) در (ورمونت) است كه خیلی‌ها سعی می‌كنند شبها از آن عبور نكنند. می‌گویند روحی به نام (امیلی) این پل را به تسخیر خود درآورده است. كار این روح فقط این نیست كه درون اتاقك پل ظاهر شود و خود را به زندگان نشان بدهد بلكه او روحی ترسناك است و كارهای وحشت‌آوری انجام می‌دهد. به‌طور مثال اتومبیل‌ها را به شدت تكان می‌دهد و صورت قربانیان خود را با ناخن‌های نامرئی‌اش می‌خراشد. 150 سال است كه اسبها و اتومبیل‌هایی كه از این پل می‌گذرند خراشیده می‌شوند. مردم صدای زنی را می‌شنوند و هیكل روح مانندی را می‌بینند و شاهد ظهور نورهای عجیبی می‌شوند ولی در عكس‌های گرفته شده از پل امیلی چیزی جز نورهای گوی مانند (اورب) دیده نمی‌شود. داستان‌های متفاوتی درباره پل امیلی برسر زبان‌هاست. از دختر عاشقی كه 150 سال پیش به‌خاطر محبوبش خود را بر روی پل حلق‌آویز كرد تا زنی كه در دهه 1970 برای ترساندن بچه‌هایش این افسانه را سرهم كرد. ولی موسسه تحقیقاتی ماوراءالطبیعه آمریكا پس از بررسی این پل زیبا با دستگاه‌های پیشرفته به این نتیجه رسید كه داستان‌های ارواح مردم چندان هم بی‌‌ربط نیستند و درون پل مسلما در تسخیر یك یا چند روح می‌باشد. روحی كه صدای كشیده شدن ناخن‌هایش بر روی دیوارهای چوبی اتاقك روی پل، تن انسان را به رعشه وا می‌دارد.

روح دایی مایك

من دوازده سال پیش با اهالی یك خانه ارواح در جنوب نیوجرسی مصاحبه كردم. مطلبی كه می‌خوانید داستانی است كه خانم صاحبخانه درباره اتفاقات آن جا برایم تعریف كرد. این خانه خانه‌ای خلوت است كه در خیابانی خلوت و در شهری كوچك قرار دارد.داستان ما از اوایل دهه 1960 آغاز شد. در آن زمان (مایك) برادر (جوآن) با یك دختر شلوغ و ناآرام كه خانواده، او را (ردز) صدا می‌زدند نامزد شد. یك روز (مایك) و نامزدش(ردز) در فیلادلفیا اتومبیل‌سواری می‌كردند و با دوستانشان كورس گذاشته بودند. هر دوی آنها حسابی به هیجان آمده بودند و از سرعت لذت می‌بردند. (ردز) برای این‌كه بازنده مسابقات نباشد پشت‌سر هم به مایك می‌گفت (گاز بده، گاز بده) كمی بعد دیگر طاقت نیاورد و از همان طرف پای خود را روی پدال گاز گذاشت و آن را فشار داد. مایك نتوانست اتومبیل را كنترل كند و اتومبیلشان چپ كرد. در این تصادف (ردز) فورا كشته و مایك به شدت زخمی شد به‌طوری كه حتی نتوانست در مراسم تدفین (ردز) شركت كند چون باید در تختش می‌ماند. وقتی خانواده از مراسم تدفین به خانه برمی‌گشتند، به اتاق مایك در طبقه بالا رفتند، به محض ورود آنها مایك برای آنها دقیقا توصیف كرد كه (ردز) در تابوت چه لباسی بر تن داشت و چه جواهراتی به همراه داشت. خانواده او می‌پرسیدند كه از كجا این‌چیزها را می‌داند و مایك پاسخ داد (ردز) پیش او آمده بود تا او را ببیند.
چندین سال بعد (بابی) پسر (جوآن) برای جنگ راهی ویتنام شد. دایی مایك به او گفت فردا تا من نیامده‌ام حركت نكن. چون می‌خواهم یك سكه شانس به تو بدهم تا از تو حفاظت كند. دایی مایك خیلی اصرار داشت كه این سكه را به بابی بدهد. روز بعد همه خانواده برای بدرقه (بابی) به فرودگاه رفتند.
همه به جز دایی مایك. دایی مایك هرگز به فرودگاه نیامد و بابی مجبور شد بدون دیدن او به ویتنام برود. وقتی جوآن به خانه برگشت همسایه‌ها به او گفتند تلویزیونش را روشن كند و به اخبار گوش بدهد. او تلویزیون را روشن كرد. اخبار، برادرش (مایك) را نشان می‌داد كه كشته شده و روی زمین افتاده بود او به هنگام سرقت از یك بانك كشته شده بود زیرا می‌خواست یك كلكسیون سكه را بدزدد.
یك شب بابی در پایگاه خود نگهبان بود. نیمه‌های شب چشمش به شخصی افتاد كه در تاریكی به او نزدیك می‌شود. فرمان ایست داد. اسلحه را به سمت او گرفت. تا به حال به سوی یك انسان واقعی شلیك نكرده بود و به همین خاطر تردید داشت. آن شخص نزدیك‌تر شد و ناگهان بابی او را شناخت. او (دایی مایك) بود. دایی مایك به او گفت پشت سرت را نگاه كن. وقتی بابی برگشت درست رو ‌به روی خود یك سرباز دشمن را دید كه با خنجر آماده ایستاده بود. بابی فورا شلیك كرد و او را كشت وقتی برگشت دیگر دایی مایك آن‌جا نبود. دایی‌اش نتواسته بود سكه شانس را به او بدهد ولی گویا خود آن‌جا رفته بود تا جانش را نجات بدهد. پس از جنگ بابی راننده اتوبوس شد. یك شب دوباره احساس كرد درست مثل زمان جنگ حضور دایی مایك را حس می‌كند. صدای او را شنید كه می‌گفت (پشت سرت را نگاه كن) او برگشت و مردی را دید كه با یك چاقو آماده ضربه زدن به اوست. او آن مرد را خلع سلاح كرد و به پلیس تلفن زد.
بابی هنوز هم هرازگاهی كه خطری تهدیدش می‌كند دایی مایك را می‌بیند.

نظر یادت نره



تابوت فراری به خانه باز گشت

یکی از عجیب ترین داستانهایی که من با ان سروکار داشتم ام اتفاقا از همه مستند تر و مد لل تر است داستان مرگ وزندگی چارلز گوگلان می باشد که در جزیره پرنس ادوارد واقع در ساحل شرقی کانادا به سال 1841 زاده شد او از یک خانواده فقیر ایرلندی بود و وقتی به سن مدرسه رسید همسایگانش برای فرستادن چارلز به انگلیس به جمع اوری اعانه در بین خودشان مشغول شدند او بالاخره با رتبه بالا موفق به فارغ التحصیل شدن گشت ولی در مقابل تعجب همگان اعلام کرد که میخواهد هنر پیشه تاتر شود خانواده کوگلان به پایمردی در تصمیماتشان معروف بودند و چارلز نیز از این قاعده مستثنی نبود وقتی والدینش به او گوشزد کردند که در صورت رها نکردن ارزوی هنر پیشگی اش از ورود به خانه پدری محروم خواهد شد چارلز که خود نیز یک کوگلان واقعی بود دوباره تصریح کرد که خللی در تصمیمش برای هنر پیشگی تئاتر وارد نشده است او در این حرفه که معمولا یکنفره و به عنوان فردی سریع النتقال و با هوش که دارای زبانی نیشدار در قالب طنز بود خوش درخشید کوگلان یک بار به ملاقات یک فال بین کولی رفت و از او شنید که در اوج شهرتش در یک شهر جنوبی امریکا بدرود حیات خواهد گفت ولی خاطر نشان کرد که وی تا به زادگاهش در جزیره پرنس ادوارد مراجعت نکند ارامشی نخواهد داشت . کوگلان غالبا این پیش بینی عجیب را برای دوستانش بازگو می کرد و ظاهرا بدین خاطر بود که تاثیر عمیقی رویش نهاده بود . در سال 1898 وقتی که نقش هملت را در شهر گالستون در ایالت تگزاس که یک ایالت جنوبی امریکاست بازی می کرد بطور غیر مترقبه ای در گذشت و در گورستان همان شهر نبز دفن شد دوروز بعد گردباد مهیبی که تمامی ان شهر بی پناه را زیر ورو کرده بود گورستان ماسه ای که او در ان به خاک سپرده شده بود را هم ویران کرد در این ماجرا تابوت محتوی جسد وی نیز ناپدید شد و اگر چه خانواده اش جایزه هنگفتی را برای یافتن ان پیشنهاد کردند ولی این تابوت پیدا نشد . در ماه اکتبر سال 1908 هشت سال و یک ماه پس از تند باد گالستون یک ماهیگیر ناشناس در جزیره پرس ادوارد صندوق بزرگی پوشیده از خزه و صدف را یافت که در نواحی کم عمق اب غوطه ور بود این صندوق محتوی تابوت و جنازه چارلز کوگلان بود که شامل پلاک نقره ایی که او با ان شناخته می شد هم بود او بالاخره به جزیره کوچک زادگاهش که سه هزار مایل از شهر محل دفنش فاصله داشت بازگشته بود درست همانطوری که ان فالگیر کولی چندین سال پیش از ان پیش بینی کرده بود ! چارلز کوگلان که توسط دریا به موطنش اورده شده بود سرانجام در گورستان جزیره در مجاورت کلیسایی که وی شصت و هفت سال پیش در ان غسل تمعید داده شده بود به خاک سپرده شد.

نظر فراموش نشه!



داستان های ارواح مردان و زنان مشهور !

سر والتر رایلی :
سروالتر رایلی به هنگام پادشاهی ملکه الیزابت اول , محبوب و مورد توجه او بود اما محبوبیت رایلی به هنگام آغاز پادشاهی جیمز اول در سال 1603 رو به کاهش گذاشت. رایلی نهایتا زندانی شد و این دوره حبس 13 سال به طول انجامید . رایلی در سال 1616 پادشاه را متقاعد ساخت که وی را از زندان آزاد کند تا برای یافتن طلا به آمریکای جنوبی برود . رایلی در این ماموریت با شکست مواجه شد و به همین سبب دستور پادشاه , در سال 1618 در برج لندن اعدام شد . می گویند روح والتر رایلی بسیاری از نقاط برج لندن از جمله کوئینز هاس و واک رایلی را تسخیر کرده است. در سال 1983 یکی از نگهبانان برج لندن صدای ور رفتن با قفل و کلون درها را شنید و هنگامی که نزدیک تر رفت موفق شد چهره سر والتر رایلی را تشخیص بدهد که داشت خیره به او می نگریست.

آراهام لینکلن :
ابراهام لینکلن رئیس جمهوری آمریکا در سال 1865 ترور شد . بسیاری از ساکنان و کارکنان کاخ سفید در واشنگتن آمریکا چنین مدعی شده اند که روح لینکلن را در داخل کاخ دیده اند. ویلیام ماملر کمی بعد از مرگ بینکلن , از یک زن عکس گرفت . وی در هنگام گرفتن عکس , اطلاعی از هویت زن مذکور نداشت , اما این زن همسر لینکلن بود . هنگامی که عکس فوق ظاهر شد , تصویر روحی که تصور می شود متعلق به لینکلن باشد در پشت سر همسرش پدیدار گشت و این در حالی بود که دو دست خود را بر روی شانه های همسرش گذاشته بود.
هری ترومن یکی دیگر از روسای جمهور آمریکا نیز گفته است که خدمه کاخ بارها به وی گزارش داده بودن که روح لینکلن را دیده اند. ترومن صدای تقه مرموزی را می شنید که به در اتاق کارش کوبیده می شد. او بر این باور بود که لینکلن در کاخ سفید حضور دائمی دارد.

دیگر ساکنان موقت کاخ سفید نیز روح لینکلن را دیده اند که در راهروهای کاخ در حال قدم زدن است و یا در حال پوشیدن پوتین هایش است. زاکلین کندی یکبار گفت که او حضور لینکلن را در کاخ حس می کرد و از این حس , آرامش فراوانی به او دست می داد. این اعتقاد وجود دارد که وح لینکلن از آن رو در کاخ سفید وجود دارد که او در دوران حضورش در کاخ سفید رنج های روحی بسیاری را تحمل کرد. عده ای می گویند این روح هنگامی پدیدار می شود که کشور آمریکا درگیر یک خطر جدی باشد.

ناپلئون بناپارت :
ناپلئون بناپارت , امپراتور فرانسه سال 1821 در حالیکه دوران تبعید خود را سپری می کرد , در جزیره سنت هلن واقع در اقیانوس اطلس در گذشت . یکی غریبه مرمور درست در همان روز مرگ ناپلئون در حالیکه چهره اش را با شال پوشانده بود به منزل مادر ناپلئون در شهر رم رفت و به اطلاع وی رساند که امپراتور لحظاتی پیش درگذشته است. این غریبه مرموز سپس با عجله از نظر ناپدید شد. مادام بناپارت بلافاصله مستخدم را احضار کرد و پرسید این مسافر غریب از کدام مسیر رفت ؟ اما پاسخ شنید کسی به خانه نیامده بود که بخواهد آن جا را ترک کند. خبر رسمی مرگ امپراتور ده هفته پس از این ماجرا به اطلاع مادرش رسانده شد.

دیک تورپین :
می گویند روح دیک تورپین یکی از مشهورترین ارواح سرگردان در جاده ها بخش های وسیعی از جاده لندن به اسکاتلند را به تسخیر خود در آورده است. دیک تورپین جانی و تبه کار بیرحمی بود که نهایتا در سال 1739 دستگیر و به جرم سرقت احشام در یوک انگلستان به دار مجازات آویخته شد.
صدها گزارش از مشاهده روح دیک تورپین عمدتا در جاده های داخلی انگلستان ثبت شده است . در بزرگراه آ یک , یک شبح اسب سوار دائما در برابر رانندگان پدیدار می شود. می گویند روح تورپین منطقه میان هینکلی و نانیتون را در میدلندز به تسخیر خود در آورده . این روح معمولا با چهره ای پوشیده در نزدیکی دهکده وتون پدیدار می گردد. پرونده های تاریخی نشان می دهد که تورپین زمانی از این دهکده وتون پدیدار می گردد. پرونده های تاری خی نشان می دهد که تورپین زمانی این دهکده را به عنوان مخفی گاه خود استفاده می کرده روح مذکور همچنید در جاده آ یازده ما بین لندن و نورویچ دیده شده که سور بر یک اسب سیاه چهار نعل می تازد و این درحالی است که کمر زنی را گرفته و زن دارد جیغ می کشد. تورپین به هنگام حیاتش یک زن بیوه ثروتمند را به دام انداخت و آن قدر او را شکنجه کرد تا محل اختفای جواهرات خود را به وی بگوید. تورپین سپس این زن را با طناب به اسب خود بست و روی زمین کشید تا جان سپرد.
گزارش های بسیاری از سوی توریست های نا آشنا با داستان دیک تورپین ارایه و ثبت شده که بسیاری از آنها با واقعیت های تاریخی مرتبط با این تبهکار سرشناس مطابقت می کند. بعضی از افراد ادعا می کنند که در واقع هیچ روح یا شبحی را ندیده اند . اما بر روی قسمت های خاصی از جاده ناگهان حضور سنگین , ازار دهنده و شدیدا اعصاب خرد کن چیزی را احساس کرده اند. شاید دلیل این امر , انرژی بسیار زیادی باشد که دیک تورپین پس از مرگ خود در این نواحی بر جای نهاد.

ارواح زنان مشهور

مریلین مونرو :
جنازه مرلین مونرو بازیگر و ستاره ناس سینما , سال 1962 در خانه اش یافت شد. جان میرز شفاگر آمریکایی و عکاس پدیده های خارق العاده به رغم این گمان غالب که مونرو خودکشی کرد , مدعی شده است که روح این بازیگر بر وی ظاهر شده و به او گفته است که مرگش صرفا بر اثر یک حادثه ناخواسته بوده است. همسایگان خانه مونرو خبر از این می دهند که درست در سالروز مرگ این بازیگر روح وی را در باغ خانه اش می بینند. کسانی هم گزارش داده اند که روح مونرو را در نزدیکی قبرش در گورستان ولت وود مموریال در حالتی سرگردان و پریشان مشاهده کرده اند. برخی از افراد نیز مدعی شده اند که تصویر مریلین مونرو را در آیینه هتل روزولت دیده اند. مونرو هنگام حیان به این هتل زیاد رفت و آمد می کرد و یکی از مکان های مخبوب او به شمار می رفت.

الیزابت بوردن:
الیزابت بوردن در یک پرونده جنایی پر سر و صدا در آمریکا , از اتهام به قتل بسیار فجیع پدرش اندرو و زن پدرش ابی بیگناه و مبری شناخته شد . در روزی که این جنایت فجیع به وقوع پیوست , الیزابت اندرو و ابی و یک خدمتکار که مشغول تمیز کردن پنجره ها بود در خانه حضور داشتند. الیزابت ادعا کرد که به هنگام قتل در خانه نبوده است. این در حالی بود که ابی در اتاق خواب مخصوص مهمان ها و اندرو در اتاق نشیمن به قتل رسیدند . از آن هنگام به بعد خانه مذکور در شهر فال ریور در ایالت ماسا چوست آمریکا مرکز فعالیت های منسوب به ارواح بوده است. در بسیاری از اتاق های خانه جریان های هوای سرد احسا می شود. افرادی که در خانه کار می کنند می گویند که هر از چند گاه صداهای مرموزی را می شنوند و همچنین درهای اتاق های خانه خود به خود باز و بسته می شوند و نیز رد پاهای توضیح ناپذیری در خانه دیده می شود و می گویند روح ابی رخت خواب ها را منظم می کند و همچنین صدای دعوای دو زن نیز شنیده می شود.

ماری آنتوانت:
چنین مشهور است که ارواح ماری آنتوانت (همسر لویی شانزدهم پادشاه فرانسه که با گیوتین سر از بدنش جدا شد ) و معاصران او کاخ ورسای را در فرانسه به تسخیر خود در آورده اند . این تسخیر شدگی ها موضوع مهم و جنجالی ای برای محققان پدیده های ماوراء الطبیعه ای در سال 1901 بود (( انجمن تحقیقات ماوراء الطبیعه ای )) عاقبت در سال 1982 پذیرفت که آنچه در ورسای روی می دهد هیچ تطابقی با الگوی تسخیر شدگی بی هدف و خوادث خشن و وحشتناک ندارد. این انجمن اینگونه حدس زد که این ناحیه در کشور فرانسه قدرت حسی زیاد خود را از آندسته چهره های سرشناس تاریخی می گیرد که در زمان حیات خویش احساس می کردند که زمان و دوران قدرت شان در شرف به پایان رسیدن بوده است.

نظر فراموش نشه!



ژ"
نظرات() 
Clitus516.Typepad.com
جمعه 29 اردیبهشت 1396 04:06 ق.ظ
Loving the information on this web site, you have done outstanding
job on the blog posts.
manicure
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 07:27 ب.ظ
This is the right web site for anybody who wants to find out about
this topic. You realize a whole lot its almost hard to argue with you (not that I personally
would want to…HaHa). You definitely put a brand new spin on a topic that has been written about for years.
Wonderful stuff, just wonderful!
BHW
یکشنبه 27 فروردین 1396 12:47 ب.ظ
Hello I am so grateful I found your blog page, I really found
you by mistake, while I was searching on Digg for something else, Nonetheless I am
here now and would just like to say thank you for a incredible
post and a all round exciting blog (I also love the theme/design), I don’t have time to read through it all at
the minute but I have saved it and also added in your RSS feeds, so when I
have time I will be back to read more, Please do keep up the superb
work.
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 03:12 ب.ظ
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to far added agreeable from you! By the
way, how can we communicate?
BHW
جمعه 11 فروردین 1396 06:58 ب.ظ
Hey there! I've been following your website for some time now and finally got the
courage to go ahead and give you a shout out
from Austin Texas! Just wanted to say keep up the great
job!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo