تبلیغات
به روز نامه الكترونیكی درد نیوز اولین سایت حقوق بشر و محیط زیسنت ایران خوش آمدید تاسیس 1379 درد نیوز - ترس چیست؟ و چرا ما می ترسیم؟

دنیای وارونه-عجب رسمیه رسم زمونه

ترس چیست؟ و چرا ما می ترسیم؟

تاریخ:شنبه 4 اردیبهشت 1395-01:08 ق.ظ

ترس چیست؟ و چرا ما می ترسیم؟
وقتی ترس بر زندگی حاكم می‌شود

معنایی که در فرهنگ لغات برای ترس پیدا خواهید کرد، این معنا خواهد بود: "احساس ناخوشایندی که در رویارویی با خطر، همراه با درد، ایجاد می شود." احساس ترس در مغزمان، ایجاد میشود. حسی است که زمانی که برای اولین بار درگیر ترس شدیم مثلا" زمانی که با حیوان گرسنه یا وحشی در جنگل مواجه شدیم، در ما ایجاد شده است. اما بسیاری از افراد در چنین شرایطی قرار نگرفته اند، اما غریزه ی مان به طور غیر مقتضی، در برابر ترس عمل می کند.

ترس چیست؟ و چرا ما می ترسیم؟

ترس چیزی نیست جز یک احساس و هیجان که  آنرا در ذهن خود می پرورانیم. و مشکل از آنجا شروع می شود که این احساسات و هیجانها بر زندگی ما اثر نامطلوب می گذارند. ترس، احساسی است كه هر انسانی آن را می‌شناسد. انسان‌ها از آن به‌عنوان احساسی ناخوشایند یاد و از آن دوری می‌كنند، چراكه این احساس بنابر طبیعت خود زمانی ظاهر می‌شود كه خطری درونی یا بیرونی فرد را تهدید می‌كند. این احساس به شكل علایم مختلف جسمی و روانی ظاهر می‌شود، مانند تپش قلب، تنگی نفس، احساس گرگرفتگی، سرخ شدن صورت، ترشح زیاد عرق و غیره.
ترس یک واکنش احساسی به تهدید یا خطر است. ترس را از اضطراب، که معمولاً بدون وجود تهدید خارجی رخ می‌دهد، باید جدا دانست. علاوه بر این ترس با رفتارهای خاصِّ فرار و اجتناب مربوط است، در حالی که اضطراب ناشی از تهدیدهایی‌است که مهارناپذیر و اجتناب‌ناپذیر تلقی می‌شود. ترس معمولاً با درد ارتباط می‌دارد. مثلاً کسی از ارتفاع می‌ترسد، چه، اگر در افتد آسیب جدی خواهد دید یا حتی خواهد مرد. بسیاری از نظریه‌پردازان، چون جان برودس واتسن و پال اکمن، پیش نهاده‌اند که ترس یکی از چند احساس بنیادین و فطری‌ است (نظیر شادمانی و خشم).
ترس از سازوکارهای بقاست و معمولاً در پاسخ به یک محرک منفی خاص روی می‌دهد. ما از انجام بعضی کارها وحشت داریم چون می ترسیم با شکست مواجه شویم. این ممکن است بخاطر شکستهایی باشد که واقعاً در گذشته تجربه کرده ایم یا حتی واقعاً چنین شکستی را تجربه نکرده ایم ولی از اینکه ممکن است شکست بخوریم می ترسیم.

بیشتر مواقع ما از چیزی می ترسیم که حتی یکبار با آن روبرو نشده ایم. آیا احمقانه نیست؟
حقیقت این است که ما می توانیم انواعی از شکست ها را در ذهن خود تصور کنیم. آنگاه باور می کنیم این شکست ها به حقیقت خواهد پیوست و حتی برای رسیدن به هدف تلاش هم نمی کنیم. و همینجاست که دچار خطا شده ایم، چون به خاطر یک احتمال حتی از تلاش کردن می ترسیم. و موفقیت بدون تلاش و کوشش معنایی ندارد.

مارک تواین سخن جالبی در این زمینه دارد:
«من در زندگی خود سختی های زیادی را تحمل کرده ام در حالیکه تعداد کمی از آنها واقعاً رخ داده اند.» منظور این است که بسیار از این مشقات در ذهن او بوده اند.

اکنون این سؤال مطرح می شود که چه کسی می تواند واقعاً شکست و موفقیت را تعریف کند؟
آیا شما این کار را بدرستی انجام می دهید؟ آیا شما تعاریف دیگران از موفقیت را قبول دارید؟
بعضی از افراد تعاریف سختگیرانه تری نسبت به دیگران دارند. قبول ندارید؟
برای این منظور از افراد مختلف سؤال شد شما موفقیت را چگونه تعریف می کنید دو تا از جوابها این گونه بودند:
ــ آلکس گفت: « هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم و زنده ام و فرصت دارم موفق هستم.»
ــ ولی جف عقیده داشت اگر در سال حداقل ۱ میلیون دلار درآمد داشته باشد موفق است.
آلکس تعریف خود را از موفقیت ساخته است و رسیدن به این موفقیت نسبتاً ساده است اما جف تا زمانیکه یک میلیون دلار در سال بدست نیاورد احساس موفقیت نمی کند.
فکر می کند جف و انسانهایی مانند او چقدر در روز احساس می کنند شکست خورده اند چون هنوز آن یک میلیون دلار را بدست نیاورده اند. البته اشتباه نکنید من نمی گویم شخص نباید اهداف بزرگ در زندگی خود داشته باشد بلکه سخن بنده این است که هدف خود را با شادی بدست آورید تا اینکه با احساس رنج بدنبال بدست آوردن سعادت باشید.

هر چه تعریف شما از موفقیت سختگیرانه تر باشد ترس بیشتری به آن اضافه کرده اید. پس اجازه ندهید تعاریفی که خود ساخته اید شما را محدود کند. بدتر از همه این است که به دیگران اجازه دهید این تعاریف را برای شما بسازند.

تعاریف خود را بسازید. می توانید آنرا سخت تر کنید تا احساس شکست به شما دست بدهد یا آنرا ساده سازید تا احساس موفقیت کنید. با این روش شما ترس کمتری نسبت به اهداف خود در زندگی خواهید داشت. حال اگر بدانید که چه کاری می خواهید انجام دهید شکست نخواهید خورد. اکنون با این باور تصور کنید چه کارهایی می توانید در زندگی خود انجام دهید.

سعی کنید هر شکستی را مانند یک موفقیت ببینید. این کار ساده است چون هر شکستی که خورده اید به شما نشان داده که چه کاری را نباید انجام می دادید یا روش جدیدی در مقابل شما گشوده است. پس د رحقیقت یک موفقیت کسب کرده اید. بنابراین به هدف خود نزدیکتر شده اید. به خاطر داشته باشید گذشته با آینده یکسان نیست. و شکست دیروز مساوی با عواقب ناگوار آینده نیست.

فقط بدلیل اینکه دیروز یا همین ۵ دقیقه پیش شکست خورده اید بدین معنا نیست که قرار است این شکست دوباره تکرار شود. تنها کاری که باید انجام دهید این است که از اشتباه خود چیزهای جدید یاد بگیرید و روش خود را عوض کنید. گذشته همان افکار شما بوده برای رسیدن به موفقیت در آینده.  نترس باشید.

در حالت ترس فعالیت طبیعی مغز در رابطه با محیط (مانند دیدن، شنیدن، بوییدن، لمس كردن، چشیدن، حس تعادل در ایستادن و راه‌رفتن و غیره) به‌شدت تحت‌تاثیر قرار می‌گیرد و سهم بیشتر فعالیت مغز و بدن متوجه روبه‌رو شدن با موضوع خطر و حفظ امنیت می‌شود. به این معنا ترس در چارچوب روبه‌رو شدن با خطر نقشی بسیار حیاتی بازی می‌كند و در حقیقت ترس به حكم زنگ خطری است كه انسان را متوجه موضوع خطرداری می‌كند تا به دنبال آن، انسان عملی را صورت دهد كه به رفع خطر بینجامد.
به همین دلیل بعد از دور شدن از موضوع خطرزا این احساس نیز توسط سیستم‌های جسمی و روانی به‌طور طبیعی خنثی می‌شود و كاركرد اندام‌ها و حواس به شكل طبیعی خود بازمی‌گردد. بنابراین ترس یك احساس حیاتی، لازم و حفظ‌كننده زندگی است.
در جریان تكامل انسان، احساس ترس برای حفظ‌ بقای انسان به وجود آمده تا انسان را در روبه‌رویی با خطر آماده دفاع، حمله یا فرار كند. امروز نیز ترس همین وظیفه را برعهده دارد اگرچه موضوع خطر مانند گذشته دیگر، حیوانات وحشی نیست.
اما زمانی احساس ترس حالات بیمارگونه پیدا می‌كند و تبدیل به اختلال اضطراب هراسی می‌شود كه سیستم‌های طبیعی و روانی فرد برای برطرف كردن ترس یا كارآیی خود را از دست داده باشد یا از شدت كارآیی آنها كاسته شده‌باشد.
در این حال، حتی زمانی هم كه چیز تهدیدكننده‌ای وجود ندارد، حالات و علایم ترس به نحو ادامه‌داری به وجود خود ادامه می‌دهد و هر بار بر شدت آنها نیز افزوده می‌شود. به این معنا یكی از اصلی‌ترین شاخص‌های عدم كارآیی «سیستم روبه‌رو شدن با ترس» به این شكل است كه در این حالت ترس و اضطراب بدون وجود دلیل تهدید‌كننده، در مواقع و محیط‌های مختلف، به حد زیاد و روزافزون و در بیشتر اوقات روز فرد را در كنترل می‌گیرند، به نحوی كه فرد یا همواره یك نوع دلهره، اضطراب و تشویش را حس می‌كند یا به‌دلیل احساس ترس از دست زدن به كارهایی یا از روبه‌رو شدن با چیزهایی یا از رفتن به مكان‌هایی به‌شدت پرهیز می‌كند. در حالی كه خود نیز دلیل قانع‌كننده‌ای برای این احساس پیدا نمی‌كند. فرد مبتلا به اختلال هراس، علایم اضطراب هراسی را معمولا در سه سطح حسی، فیزیولوژی و رفتاری لمس می‌كند. یعنی اكثر اوقات افراد مبتلا به علت علایم حسی، فیزیولوژی و تا حدودی رفتاری به متخصصان مراجعه می‌كنند ولی علایم افكاری غالبا از طرف آنها دیده یا مطرح نمی‌شود. علایم جسمانی كه اكثر افراد مبتلا از آنها رنج می‌برند عبارتند از: حالت سرگیجه، فشار در ناحیه سینه و پرش قلب، افت فشارخون، معده‌درد، عدم تمركز، دلشوره، دیدن پرده‌ای جلوی چشم و از این دست. به همین دلیل اغلب مثلا از احتمال داشتن بیماری قلبی به نگرانی و ترس می‌افتند و از پزشك می‌خواهند كه آنها را به‌خاطر احتمال بیماری قلبی مورد معالجه قرار دهد.
اختلالات اضطرابی را به سه گروه «عمومی و فراگیر»، «حمله‌های هراسی» و «فوبیا» تقسیم می‌كنند.

اختلال اضطراب عمومی و فراگیر
این اختلال معمولا به صورت تدریجی شكل می‌گیرد و به‌طور معمول بعد از یك تجربه مشخصی كه برای فرد بسیار فشار آور بوده‌، به وجود می‌آید. رفته‌رفته این حالت به شكل احساس هراسی درمی‌آید طولانی‌‌مدت و ادامه‌دار كه در اكثر محیط‌ها، در رابطه با اكثر چیزها و در بیشتر رابطه‌های فرد وجود دارد؛ احساس هراس و نگرانی نسبت به چیزهایی كه می‌توانند اتفاق بیفتند و فرد مبتلا به اضطراب فراگیر تنها برای مدت بسیار كوتاهی قادر است كه خود را از آن رها كند.
در این حالت فرد گزارش می‌دهد كه «همیشه این افكار وحشتناك را دارم و هیچ نمی‌توانم این افكار را از خودم دور كنم» و علایمی را گزارش می‌كنند كه شامل اینها هستند:
-ناآرامی و بی‌قراری حركتی مانند لرزش در اندام، گرفتگی عضلات و پرش دست یا پا.
-تحرك‌پذیری شدید و غیرقابل كنترل فعالیت‌های بدنی كه به شكل احساس تنگی نفس، عرق زیاد، خشكی دهان و سرگیجه ظاهر می‌شود.
-افزایش شدید توجه متمركز بر خود و هوشیاری زیاد نسبت به خود كه به شكل احساس گرفتگی و كوفتگی، مشكل در به خواب رفتن و مشكل در خوب خوابیدن، تحریك‌پذیری و یكه خوردن‌های زیاد خود را نشان می‌دهند.
از مشخصات دیگر این اختلال این است كه فرد همواره بیشتر و بیشتر تحت اختیار هراس‌هایش قرار می‌گیرد و قدرت كنترل خود را روی آنها رفته‌رفته از دست می‌دهد «آنقدر احساس فشار می‌كنم كه آرام و قرار ندارم. به‌دنبال هر چیزی باید روزها فكر كنم كه چه اتفاقی خواهد افتاد». اگرچه این نشانه‌ها در مورد همه افراد به‌طور یكسان وجود ندارد ولی همه در یك دایره شیطانی اسیر هستند؛ دایره‌ای به شكل فشار دایمی، ناآرامی فزاینده، عصبانیت و علایم جسمی. به‌دنبال اینها وظایف روزانه و فعالیت‌های لازم زندگی رفته‌رفته كنار گذاشته‌شده و فرد به آینده خود بسیار ناامید می‌شود كه اینها تاثیرات خاص خود را بر زندگی فرد با دیگران برجای گذارده و سبب فشارهای تازه‌ای می‌شوند .

اضطراب و ترسهای مرضی (فوبی ها )

اضطراب یك احساس طبیعی برای انسان به حساب می آید همه ما آن را وقتی با موقعیتهای تهدید كننده یا دشوار روبرو می شویم، تجربه می كنیم.

مردم اغلب این احساس را استرس ( فشار روحی) می نامند اما واژة استرس می تواند برای دو معنی مختلف بكار گرفته شود. از یكسو عواملی كه ما را مضطرب می سازند و از سوی دیگر واكنش ما به این عوامل. این امر سبب می شود این واژه گمراه كننده باشد و لذا ما این واژه را استفاده نخواهیم كرد.

زمانی كه اضطراب حاصل یك مشكل ادامه دار مانند مشكلات مالی باشد ما آن را نگرانی (Worry) می نامیم، اگر این یك پاسخ سریع به یك تهدید ناگهانی باشد مانند نگاه به پایین از بالای یك صخره یا مواجهه با یك سگ خشمگین (Dog) ما به آن واژه ترس را   می دهیم. بطور معمول هر دوی ترس و اضطراب می توانند مفید باشند كه به ما كمك می كنند از موقعیت های خطرناك پرهیز كنیم، ما را هوشیار می سازند و به ما انگیزه  می دهند تا به مشكلات فائق آئیم.

اما چنانچه این حس ها بیش از حد قوت گیرند یا بمدت طولانی ادامه یابند. می توانند ما را از انجام اموری كه قصد انجامشان را داریم باز دارند و زندگی را برایمان بسیار ناخوشایند سازند.

یک فوبی ( ترس مرضی)، هراس از موقعیت ها یا چیزهایی است که خطرناک نیستند و اغلب مردم آنها را مشکل زا نمی دانند.

اضطراب و ترسهای مرضی در كودكان

اغلب كودكان در مراحلی از زندگی خود از برخی چیزها بشدت دچار وحشت می شوند. بعنوان مثال، كودكان نوپا بسیار به افرادی كه مراقب ایشان هستند وابسته اند اگر به هر دلیل آنها از بزرگترهای خود جدا افتند می توانند بشدت مضطرب یا آشفته شوند. خیلی از بچه ها از تاریكی یا هیولاهای خیالی وحشت دارند.

این ترسها معمولا" وقتی كودك بزرگتر می شود ناپدید می شوند و معمولا" زندگی كودك را ضایع نمی كنند یا بر روند تكامل ایشان تاثیرینمی گذارد آنها اغلب در مورد رویدادهای مهمی مانند اولین روز مدرسه مضطرب خواهند شد اما متعاقبا" ترسشان از بین خواهد رفت و قادر می شوند روال عادی زندگی را پی گیرند و از موقعیت جدید لذت ببرند.

نوجوانان اغلب ممكن است بدخلق باشند آنها گرایش دارند به اینكه در خصوص ظاهرشان، اینكه دیگران در موردشان چگونه فكر  می كنند، عموما" چگونه با مردم سركنند نگران باشند اما این نگرانی بویژه در خصوص نحوه رفتار با جنس مخالف صادق است با این نگرانی ها معمولا" می شود با صحبت درباره شان برخورد كرد. با این وجود، اگر آنها بیش از حد قوی باشند دیگران ممكن است متوجه شوند كه این نوجوانان وضعیت تحصیلی مناسبی ندارند رفتارشان متفاوت است ویا جسما" احساس بیماری می كنند.

چنانچه یك كودك یا نوجوان چنان احساس اضطراب یا ترس كند كه سبب لطمه به زندگیش بشود، درخواست از پزشك خانواده جهت توجه به مشكل موجود اقدام مناسبی خواهد بود.

یاری به افراد مبتلا به اضطراب و ترس های مرضی

گفتگو در مورد مشكل، این روش می تواند وقتی كه اضطراب ناشی از حوادث اخیر همچون ترك همسر، بیماری كودك یا از دست دادن شغل می باشد، كمك كننده باشد. با چه فردی گفتگو كنیم پاسخ، دوستان یا بستگانی هستند كه به آنها اعتماد دارید، به نقطه نظراتشان احترام می گذارید آنهایی كه شنوندگان خوبی هستند. ایشان ممكن است خود همان مشكل را داشته باشند یا كسی را بشناسند كه مبتلا به این مشكل است علاوه برداشتن امكان صحبت با دیگران، ما می توانیم دریابیم چطور سایرین با یك مشكل مشابه برخورد  كرده اند.

-گروه های خود یاری : این گروهها یك روش خوب ارتباط با افراد با مشكل مشابه است. آنها قادر خواهند بود درك كنند شما در چه وضعیتی هستید و ممكن است بتوانند روشهای مفید برخورد با مشكل را پیشنهاد كنند.این گروهها ممكن است روی اضطرابها و ترسهای مرضی تمركز كنند یا ممكن است از افرادی تشكیل شده باشند كه تجربیات مشابهی را از سرگذرانده باشند.

-  گروههای زنان، گروههای والدین داغدار، بازماندگان گروههای مورد تعرض

- یادگیری تمدد اعصاب یافتن روش ویژه برای تمدد اعصاب ( ریلاكس) كه كمك می كند تنش و اضطرابمان را كنترل كنیم كه یك روش كمك كننده خیلی خوب است. ما می توانیم از طریق گروهها و متخصصین امر این روش ها را فراگیریم اما كتابها و نوارهای تصویری متعددی وجود دارند كه از طریق آنها ما می توانیم خود را آموزش دهیم  ایده خوبی است كه این مهم را بطور مرتب و نه فقط در هنگام بروز بحران تمرین كنیم.

روان درمانی: این یك روش متمركزتر گفتگو درمانی است كه می تواند به ما كمك كند تا اضطرابهایمان را درك كنیم و به استدلال در مورد دلایل ایجاد شان بپردازیم كه خود قبلا" قادر به شناختشان نبوده ایم. درمان می تواند در یك گروه یا بطور انفرادی صورت پذیرد و معمولا" بطور هفتگی برای ماههای متمادی برگزار  می شوند. روان درمان ها می توانند مدرك تحصیلی پزشكی داشته یا نداشته باشند. اگر این كافی نباشد انواع متعدد كارشناسان دیگری هستند كه می توانند كمك كنند پزشك خانوادگی، روانپزشك، روانشناس، مددكار اجتماعی، پرستار یا مشاور

درمان دارویی : داروها می توانند نقشی را در درمان برخی بیماران مبتلا به اضطراب یا ترسهای مرضی ایفا كنند.

شایع ترین آرام بخش ها داروهای مشابه والیوم، بنزودیازپین ها ( اغلب قرصهای خواب آور همچنین به این گروه داروها تعلق دارند) هستند. آنها در تخفیف اضطراب بسیار موثرند اما ما می دانیم كه آنها می توانند پس از فقط چهار هفته استفاده مداوم اعتیادآور باشند،  ( وابستگی ایجاد كنند).

وقتی بیماران سعی در توقف استفاده دارو می كنند ممكن است علائم ناخوشایند قطع دارو می توانند تا مدتی ادامه یابد. این داروها فقط باید برای مدت كوتاه و احتمالا" برای كمك در دوران بحرانی بیماری مصرف شوند. آنها نباید برای درمان درازمدت اضطراب مورد استفاده قرار گیرند.

ضد افسردگی ها : می توانند به كاهش اضطراب علاوه بر افسردگی كه معمولا" به آن خاطر تجویز می گردند كمك كنند. در برخی حتی بنظر می رسد كه دارو روی انواع خاصی از اضطراب، یك اثر ویژه دارد.

یكی از جنبه های منفی این داروها این است كه معمولا" بین 4-2 هفته طول می كشد. تا اثربخشی دارو ایجاد شود و برخی از داروها ممكن است سبب تهوع، خواب آلودگی، سرگیجه، خشكی دهان و یبوست شوند. در صورت مصرف یك نوع بخصوص ضد افسردگی MAOI ( مهاركننده های مونوآمینواكسیداز) ممكن است شما مجبور به پیروی از یك رژیم غذایی مخصوص شوید. لطفا" برگه آموزشی ما در ارتباط با  ضد افسردگی ها را مطالعه كنید.

بتابلوكرها معمولا" جهت درمان فشارخون بالا استفاده می شوند. در مقادیر كم، لرزش بدنی اضطراب را كاهش می دهند و می توانند كمی قبل از ملاقات با مردم یا سخنرانی مصرف شوند.
غلبه بر ترس تا حالا شده که بخواهید کاری را انجام بدهید یا چیزی را به دست آورید، ولی صدایی را از درون تان بشنوید که به شما بگوید: "این کار را انجام نده!". من به شخصه افراد زیادی را دیده ام که می خواهند کاری را انجام دهند یا چیزی را به دست آورند ولی ترس شان، آن ها را باز می دارد. زمانی که می فهمیم که توانایی ایجاد آن چه را در زندگی مان دوست داریم، نداریم، مثل این است که ترسی در آن نهفته است.

۱) ترس چیست؟

معنایی که در فرهنگ لغات برای ترس پیدا خواهید کرد، این معنا خواهد بود: "احساس ناخوشایندی که در رویارویی با خطر، همراه با درد، ایجاد می شود." احساس ترس در مغزمان، ایجاد میشود. حسی است که زمانی که برای اولین بار درگیر ترس شدیم مثلا" زمانی که با حیوان گرسنه یا وحشی در جنگل مواجه شدیم، در ما ایجاد شده است. اما بسیاری از افراد در چنین شرایطی قرار نگرفته اند، اما غریزه ی مان به طور غیر مقتضی، در برابر ترس عمل می کند.

۲) از ترس بگذرید

چندین سال پیش، یکی از رویاهای من که سفر به دور دنیا بود، تحقق پیدا کرد. چندین سال، در ذهنم این سفر را دور از واقعیت می دانستم و فکر می کردم من توانایی چنین سفری را ندارم. در خلال زندگی ام، بی هدف بودن به طور گسترده ای افزایش یافت. و من هیچ فکری درباره ی این که واقعا" چه می خواهم، نداشتم.

تا زمانی که خودمان را در شرایطی خاص قرار نداده و توانایی های مان را پرورش ندهیم، سست و شل و ول در برابر ترسی که باز دارنده است، باقی خواهیم ماند.

شاید به نظر خیلی سطحی بیاید، ولی خودم می دانم که چه حس بدی داشتم! در مرحله ای به این نتیجه رسیدم که به این شیوه نمی توانم زندگی کنم و فکر کردم که اگر چنین آرزویی را جامه ی عمل نپوشانم، تا آخر عمرم خودم را سرزنش خواهم کرد و افسوس خواهم خورد. عاقبت از کارم مرخصی گرفته، آپارتمانم را اجاره دادم و رفتم. اولین تصمیم جدی را در زندگیم گرفتم.

کشورهایی که قبلا" ندیده بودم را دیدم و کارهایی که فکر می کردم توانایی انجام دادن شان را ندارم را انجام دادم. واقعا" سخت نبود، من خودم را با شرایط تطبیق دادم. خود به خود متوجه شدم که همه چیز دوباره برای من تکرار نخواهد شد. وقتی از سفر برگشتم، دیدم که بزرگ ترین آرزوی زندگیم به حقیقت پیوست. و از خودم پرسیدم چه چیزی من را از دست یابی به آن باز می داشت؟ آیا چیزی به جز ترس بود. بعد از این سفر، مهارت های من ده برابر شده و عزت نفس و اعتماد به نفسم به سرعت بالا رفته است. اتفاقاتی افتاده که بسیار برای من سودمند بوده اند.

۳) پوشش های ترس

ترس موذی است، چرا که پوشش های مختلفی دارد و تغییر قیافه می دهد. شما فکر می کنید ترس چه شکلی است؟ آیا ترس از عدم پذیرش است؟ ترس از تحقیر است؟ ترس از عصبانیت کسی است؟ ترس از عدم رضایت است؟ ترس از تنهایی است؟ اما بزرگ ترین ترس، خودمان هستیم!

ترس به طور خاص، کنار آمدن با توانایی های مان، است. بسیاری از ترس های نابه جا از آن جا ناشی می شود که احساس می کنیم به اندازه ی کافی، خوب نیستیم. یکی از دلایل کمبود عزت نفس و اعتماد به نفس این است که توان مان را پرورش نمی دهیم. تا زمانی که خودمان را در شرایطی خاص قرار نداده و توانایی های مان را پرورش ندهیم، سست و شل و ول در برابر ترسی که باز دارنده است، باقی خواهیم ماند.

بسیاری از افراد خودشان را در شرایطی قرار می دهند تا خودشان را پیدا کنند و بر ترس شان، شوند. به طور معمول در شرایط غیر عادی قرار گرفته اند. نمی توانیم آن قدر صبر کنیم تا اتفاق بحرانی برای مان بیفتد تا بر ترس مان غلبه کنیم. خودمان باید شرایطی را ایجاد کنیم تا با افزایش مهارت ها و قدرت مان، توانایی مقابله با ترس را داشته باشیم.

نمی توانیم آن قدر صبر کنیم تا اتفاق بحرانی برای مان بیفتد تا بر ترس مان غلبه کنیم. خودمان باید شرایطی را ایجاد کنیم تا با افزایش مهارت ها و قدرت مان، توانایی مقابله با ترس را داشته باشیم.

۴) توان مقابله با ترس را افزایش دهید

چگونه می توانیم بر ترس مان چیره شویم.
در این جا دو روش ارائه خواهد شد:

الف) ریسک پذیر باشید

من نمی گویم که خودتان را در شرایط خطرناک بالقوه قرار دهید. فقط بی پروا باشید. فقط به یک کمی ریسک فکر کنید و شرایط آن را بررسی کنید. به تدریج با افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس، ریسک پذیری تان نیز افزایش می یابد.

ب) از خودتان سؤال کنید

این روش مورد علاقه ی من است. به طرز شگفت انگیزی ساده و مؤثر است. زمانی که دارید به این موضوع فکر می کنید که: «من نمی توانم آن کار را انجام دهم.»، »نمی توانم آن جا بروم.» و سایر مواردی که واقعا" می خواهید انجام دهید ولی ترس مانع آن می شود، در مقابل از خودتان بپرسید: «چگونه می توانم ...؟»، «چگونه می توانستم ...؟». برای مثال: «چگونه می توانستم قدرت و توانایی صحبت کردن در جمعی را پرورش دهم؟»
استفاده از این کلمات که: «من نمی توانم.» ذهن را تنبل می کند.

از سؤالاتی استفاده کنید که مغزتان را به فعالیت بازدارد. همان طور که گفتم این روش بسیار ساده ای است. البته شاید در حرف ساده بیاید و در عمل، زیاد ساده نباشد! فقط به این فکر کنید که عادات خوب را پرورش دهید. به عبارتی دارید مغرتان را جراحی می کنید، دارید مغرتان را پرورش می دهید تا بهتر عمل کند و خدمت رسانی بهتری برای شما داشته باشد تا این که تنبل بماند و باعث پیشرفت تان نشود.

۵) ترس هیچ گاه از بین نمی رود

شما فکر می کنید که ترس را درون تان، محبوس کرده اید! ترس بدین معنا است که با آن بزرگ شده اید. و باید یاد بگیرید که چگونه از ترس استفاده کنید. خصوصا" بعد از این که ترس های تان را شناختید و روش هایی را برای مبارزه با آن ها، پیدا کردید. یک بار که ترسی را در خودتان از بین بردید، به روش دیگری هم آن را امتحان کنید.

افراد بسیاری را می شناسم که در زندگی شان موفق هستند و هر آن چه که می خواستند را به دست آورده اند ولی هنوز عزت نفس کافی را ندارند چرا که مسیری را که طی کرده اند را فراموش کرده اند! اجازه ندهید که این اتفاق برای شما هم بیفتد. یاد بگیرید از پیشرفت های تان قدردانی کنید. هر زمان که بر ترسی چیره شدید تا آن چه را که می خواستید، به دست آورید، برگردید و از موفقیت ها و پیشرفت های تان، تشکر کنید.





ژ"
نظرات() 
Loretta
سه شنبه 4 تیر 1398 05:47 ب.ظ
I visited many websites except the audio quality for audio songs current at this site is truly marvelous.
Carlos Eduardo Veiga Petrobras
شنبه 18 خرداد 1398 06:18 ب.ظ
First off I would like to say great blog! I had
a quick question that I'd like to ask if you do not mind.

I was curious to find out how you center yourself and clear your mind prior to writing.
I have had a difficult time clearing my mind in getting my thoughts out.
I truly do take pleasure in writing however it just seems
like the first 10 to 15 minutes are usually lost
just trying to figure out how to begin. Any suggestions or
tips? Thank you!
Latashia
پنجشنبه 16 خرداد 1398 06:21 ب.ظ
Hi there, I discovered your website by way of Google at the same time as searching for a similar topic,
your web site got here up, it seems good. I've bookmarked it in my google bookmarks.

Hi there, just become aware of your blog thru Google, and found that it's really informative.
I am gonna watch out for brussels. I will be grateful in the event
you proceed this in future. Lots of people can be benefited from your writing.
Cheers!
tinyurl.com
دوشنبه 13 خرداد 1398 11:51 ق.ظ
I know this web site gives quality dependent
articles or reviews and other material, is there any other
web site which presents these kinds of stuff in quality?
Teodoro
پنجشنبه 9 خرداد 1398 01:22 ب.ظ
It's awesome designed for me to have a web site, which is beneficial
for my know-how. thanks admin
tinyurl.com
دوشنبه 6 خرداد 1398 02:50 ب.ظ
Aw, this was a really good post. Spending some time and
actual effort to create a really good article… but
what can I say… I procrastinate a lot and don't manage to get nearly anything done.
Augusta
پنجشنبه 2 خرداد 1398 09:52 ق.ظ
I am genuinely grateful to the holder of this site who has shared
this enormous paragraph at at this place.
Cora
سه شنبه 31 اردیبهشت 1398 04:19 ق.ظ
I love what you guys tend to be up too. This kind of clever work and coverage!
Keep up the excellent works guys I've added you guys to my personal blogroll.
http://tinyurl.com/y39y3kaj
شنبه 21 اردیبهشت 1398 09:17 ق.ظ
Incredible! This blog looks exactly like my old one!
It's on a completely different subject but it has pretty much the same layout and design. Great choice of colors!
http://tinyurl.com/yxt78ez5
شنبه 21 اردیبهشت 1398 02:30 ق.ظ
I visit each day a few web pages and sites to read articles or reviews, however this weblog presents feature
based posts.
Bichara Previc
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398 02:33 ب.ظ
Quality posts is the main to interest the visitors to pay a quick visit the web
page, that's what this web site is providing.
Janelle
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398 09:09 ق.ظ
Hello there! This is my first comment here so I just wanted to give a quick shout out
and say I really enjoy reading your posts.
Can you suggest any other blogs/websites/forums that cover the
same topics? Thanks for your time!
http://tinyurl.com/y67sukwm
یکشنبه 15 اردیبهشت 1398 01:46 ق.ظ
Hi Dear, are you really visiting this site on a regular basis, if so then you will without doubt take fastidious know-how.
Bichara Previc
سه شنبه 10 اردیبهشت 1398 11:20 ب.ظ
Just desire to say your article is as surprising.
The clarity in your post is simply spectacular and i could assume you are an expert on this subject.
Well with your permission allow me to grab your feed to keep updated with forthcoming post.
Thanks a million and please keep up the rewarding work.
tinyurl.com
سه شنبه 10 اردیبهشت 1398 08:00 ب.ظ
Thankfulness to my father who informed me regarding this website, this website
is really remarkable.
tinyurl.com
سه شنبه 10 اردیبهشت 1398 04:02 ب.ظ
Hello, constantly i used to check website posts here in the early hours in the dawn, as i love to find out more and more.
http://bit.ly/2XJdCBX
سه شنبه 10 اردیبهشت 1398 01:44 ب.ظ
Excellent post. I was checking constantly this blog and I'm inspired!

Extremely useful information particularly the last section :) I maintain such info a lot.
I used to be looking for this particular information for a long time.
Thank you and good luck.
Julie
شنبه 7 اردیبهشت 1398 10:55 ب.ظ
You actually make it appear so easy with your presentation but I find this topic to be actually one thing
that I think I would by no means understand.
It kind of feels too complicated and extremely wide for
me. I am taking a look forward for your subsequent submit, I'll try to get the cling of
it!
Sommer
شنبه 7 اردیبهشت 1398 09:26 ب.ظ
I loved as much as you'll receive carried out right here.
The sketch is attractive, your authored material stylish.
nonetheless, you command get got an edginess over that you wish be delivering the following.

unwell unquestionably come further formerly again since exactly the same nearly a lot
often inside case you shield this hike.
Daniel Dantas
شنبه 7 اردیبهشت 1398 09:07 ق.ظ
Pretty! This has been an extremely wonderful post. Many thanks for supplying this information.
tinyurl.com
جمعه 6 اردیبهشت 1398 07:06 ق.ظ
I'm very happy to find this great site. I need to to thank you for ones time for this fantastic read!!
I definitely enjoyed every part of it and I have
you saved to fav to see new things on your site.
Dominic
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1398 11:56 ب.ظ
I don't even know the way I finished up here, but I assumed
this post was good. I do not recognise who you might be but certainly you're going to a well-known blogger if you
aren't already. Cheers!
Carlos Magno Nunes Barcelos
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1398 11:55 ب.ظ
This piece of writing is truly a nice one it assists new
net people, who are wishing for blogging.
Leandro Martins de Almeida
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1398 07:29 ق.ظ
With havin so much content do you ever run into any issues of plagorism or copyright violation? My website has a lot of unique content I've either authored myself or outsourced but it seems a lot of it is popping it up all over
the web without my authorization. Do you know any techniques to help protect against content from being stolen? I'd really appreciate it.
tinyurl.com
شنبه 31 فروردین 1398 03:47 ب.ظ
At this time I am going away to do my breakfast, later than having my breakfast coming over again to read
additional news.
Samara
شنبه 31 فروردین 1398 03:39 ب.ظ
This is very interesting, You are a very skilled blogger.
I have joined your feed and look forward to seeking more of your fantastic
post. Also, I've shared your site in my social networks!
Daniel Dantas
دوشنبه 26 فروردین 1398 07:20 ب.ظ
We're a group of volunteers and starting a new scheme in our community.
Your site offered us with valuable information to work on. You've done a formidable
job and our whole community will be thankful to you.
Juliana
دوشنبه 26 فروردین 1398 03:51 ق.ظ
Fantastic post however , I was wondering if you could write a litte more on this subject?
I'd be very grateful if you could elaborate a little bit more.
Kudos!
tinyurl.com
دوشنبه 19 فروردین 1398 08:19 ب.ظ
Attractive part of content. I just stumbled upon your blog and in accession capital
to say that I get in fact loved account your weblog posts.
Anyway I'll be subscribing on your feeds or even I fulfillment
you access constantly rapidly.
Carlos Eduardo Veiga Petrobras
شنبه 17 فروردین 1398 09:42 ق.ظ
Hello there, just became alert to your blog through Google, and found that it is really informative.

I'm gonna watch out for brussels. I'll appreciate if you
continue this in future. Lots of people will be benefited from your writing.
Cheers!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30


Admin Logo
themebox Logo